رعایت حجاب در اسلام، مساله ای شخصی یا شریعتی؟

به گواهی تاریخ زنان مسلمان بسیاری به سبب رعایت نکردن حجاب با خشونت جسمی روبرو شده اند، اما هستند روحانیون مسلمانی که رعایت نکردن حجاب را مجاز می دانند.

hejab_badchador

به گزارش«محبت نیوز» جمعیت کثیری از مسلمانان بنیادگرا بر این باروند که رعایت حجاب یک الزام می باشد. اما اینکه چه میزان از چنین باوری برخاسته از خیزش حرکت های اسلامی عوامگرایانه از دهه ۱۹۷۰ به این سو است را می توان از کتاب لیلا احمد زیر نام انقلاب آرام استخراج کرد.

به نوشته وب سایت “ایران جوان” فمینیست های اسلامی به درستی استدلال می کنند که حجاب مسئله ای مربوط به زنان می باشد.اما از سوی مردان دیکته شده است.

در واقع مسئله وظیفه و الزامی بودن آن به شکلی قاطعانه از سوی عالمان مرد و مردان متعصب صورت گرفته که تقلیدهای بچگانه و مسخره ای مانند مقایسه زنان بی حجاب با زنان هرزه بدون پوشش را ترویج می دهند. آنها از جمله اغلب خود را نگهبان ارزش های اسلامی تصور می کنند.

البته معدودی از روحانیون مسلمان هم وجود دارند که از این دیدگاه پشتیبانی می نمایند، که بر اساس تفسیرهای اسلامی رعایت نکردن حجاب مجاز می باشد. آنچه در پی می آید، دیدگاه پنج تن ازاینگونه روحانیون است.

۱- خالد ابو الفضل
به باور ابو الفضل اینکه حجاب به نماد هویت اسلامی تبدیل شده، جای حرف دارد. چراکه از اصول دین اسلام نیست. از دیدگاه وی از جمله هیچ سندی دال بر این وجود ندارد که زنان مکه در دوران پیش از اسلام سر و یا صورت خود را می پوشانده اند.

وی همچنین متذکر می شود که یکی از نوادگان پیامبر مسلمین به نام فاطمه الکبری و زنان نخبه دوران او از پوشاندن سر و یا صورت خویش خودداری می کردند.

فراتر اینکه دردوران قدیم زنان برده سرشان باز بود. بنابراین مسئله حجاب نه امری جنسی که تمایزی اجتماعی به شمار می رفت چراکه سبب تشخیص زنان برده از زنان آزاد می شد.

به گفته وی دلیل حجاب این بود که زنان از شر مزاحمت افراد ناباب در امان بمانند. او همچنین براین باور است که معروف (کاری که خوب تلقی می شود) و منکر (عملی که بد ارزیابی می گردد)، بر مبنای تجربه عملی قرار دارند. بنابراین اگر خود حجاب سبب شود زنان درمعرض آزار قرار بگیرند و بی حجابی درجامعه بی عفتی تلقی نگردد، زنان مسلمان مجاز خواهند بود، حجاب را رعایت نکنند.

۲- جاوید احمد غامدی
او بر این باورست که رعایت حجاب مختص زنهای پیامبر بود. همچنین استدلال می کند که تنها چهار فرمان خیره نشدن به چشم نامحرمان، پوشیدن لباس های مناسب، پوشاندن سینه ونشان ندادن زینت آلات به نامحرمان، برای زنان مسلمان صادر شده است.

اطرافیان غامدی نیز، دیدگاه های مشابهی دارند. مثلن فرهاد شفتی آشکارا گفته که حجاب نه مقوله دینی و نه نشان عفت می باشد و نه حتی در قرآن مفهومی قانونی دارد. معز امجد نیز خاطرنشان می کند: «اسلام رعایت حجاب را اجباری و وظیفه دینی نمی داند. حجاب نه جزئی از قوانین دین، که گزینه ای شخصی است.»

۳- عبدالله بن بیه
بن بیه به مسئله حجاب از دیدگاه ضرورت می نگرد.

بن بیه می گوید، عایشه و ام سلمه زنان پیامبر در هنگام آب دادن به زخمی های جنگ حجاب را رعایت نمی کردند.

حمزه یوسف شاگرد وی نیز خاطرنشان می کند:«قوانین برای خدمت به ما وضع می شوند. نه اینکه ضرورت داشته باشد که ما در خدمت قوانین باشیم. ما باید به خدا خدمت کنیم. به همین سبب وقتی قوانین در خدمت مردم نباشند، مجاز هستیم از آنها پیروی نکنیم.»

۴- احمد قابل
این روحانی شیعه که عنوان حجت الاسلام را هم داشت، از این دیدگاه پشتیبانی می کرد که رعایت حجاب نه الزامی، که توصیه ای می باشد.

همچنین میگفت بین علماء دراین مورد اجماع وجود ندارد که موی سر عورت (نقاطی از بدن که در فرهنگ اسلامی پوشش آنها در برابر نامحرم الزامی است) تلقی، و باید پوشانده شود.

۵- ناصر ابوزید
از دیدگاه ابوزید هم عورت و هم حجاب تابع هنجارهای اجتماعی فرهنگی هستند. بنابراین ثابت نبوده و قابل تغییر می باشند.

وی همچنین گفته که هر دوی این مقولات نه قوانین وضع شده اسلامی، که ویژگی فرهنگ اعراب هستند.

البته به جز این پنج تن، دیدگاه برخی از علمای دیگری مانند خالد ظهیر هم، با نقطه نظر رایج در مورد حجاب تفاوت دارد. ولی در نهایت این تنها زنان مسلمان می باشند که باید تصمیم بگیرند می خواهند حجاب را رعایت بکنند یا نکنند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
FacebookTelegramBalatarinShare

نمایش نظر دهی