«تحریف تاریخ» واپسین تلاش‌های آیت الله “جعفر سبحانی” در راه اسلام ولایی

بخش‌های عمده‎ای از کتاب قرآن برگرفته‎ای ناشیانه و ناقص از کتاب‌های عهد جدید و عتیق و حتی اَپوکریفا است.

به گزارش «محبت نیوز» جعفر سبحانی، از مدرسین حوزه علمیه قم در جلسه تفسیر قرآن در جملاتی عجیب با اشاره به اینکه در زمان کنونی بعضی قصد نوشتن سند برای ما دارند گفته: «مسیحیان اگر به دنبال نوشتن کتاب انجیل هستند، باید این کتاب را از روی قرآن بنویسند». او مدعی شده ما یک کتاب آسمانی به نام قرآن داریم و دیگر نیازی به سندهای دیگران نداریم.
به نظر می‎رسد سبحانی در جلسه تفسیر قرآن سعی کرده حتی تاریخ را به نفع باورهای متعصبانه‎ی دینی خود تحریف کند، چون بخش‌های عمده‎ای از قرآن برگرفته‎ای ناقص و تفسیری اشتباه از کتاب‌های مقدس مسیحیان و یهودیان است.
از سویی دیگر دین اسلام بیش از شش قرن پس از نگارش انجیل اعلام موجودیت کرد. طبق بعضی متون اسلامی، پیامبر مسلمانان در سال ۶۲۲ میلادی و طبق متن کتاب دایره المعارف بزرگ اسلامی [تحت نظر کاظم موسوی بجنوردی/ جلد ۸، ص ۳۹۶ـ۳۹۵] حدود سال ۶۱۰ میلادی در مکه تبلیغ را آغاز کرد.
بسیاری از نواندیشان دینی و مورخین و خاورشناس اثبات کردند که قصه ها و روایات قرآن اقتباس شده از کتابهای مقدس پیشین خود که ظاهرن ریشه در عهدین دارد و بسیاری از قصص قرآنی قبل از پدید آمدن قرآن در میان اعراب متداول بوده است.
از طرفی آن بخش از قصص قرآنی که در تورات نیست، پیامبر اسلام آنها را از “تلمود” فرا گرفته و در قرآن جاسازی کرده است.

بخش‌هایی از قرآن نیز مربوط به احوالات آن دوران مقارن با روزگار پیامبر مسلمانان در عصر خود و کمی پیش از آن است و در مجموع اظهارات سبحانی مبنی بر اینکه مسیحیان باید انجیل را از روی قرآن بنویسند از نظر عقلی و تاریخی شدنی نیست.

گرچه سبحانی در سال‌های گذشته در اظهارتش نشان داده سال‌ها منبرنشینی و یک سویه سخن گفتن ذهن او را به مرور خسته کرده است و نتوانسته خود را با شرایط جدید دنیای پیرامونش که با سرعت به سوی پیشرفت و برداشته شدن مرزها و برچیده شدن باورهای متعصبانه می‎رود، وقف دهد.
او همچنان در عصری زندگی می‌کند که در دل تاریخ گیر کرده است. مرجع تقلیدی که هنوز می‌گوید مسیحیان نجس هستند یا پیشنهاد می‌دهد که «عید سفر نکنید، چون عزادار می‌شوید» نمی‌تواند نسخه مقبولی برای نسلی باشد که زندگی آن با تکنولوژی و علم گره خورده است.
اما آنچه به وضوح پیداست این است که او به شدت با مسیحیت در ضدیت است. ضدیت و کینه‎ای که آرامش درونی او را نیز بهم می‎ریزد و در سنی که باید الگوی اخلاق و محبت و صلح و تجلی، رحمانیت باشد شوربختانه برای خوشایند حکومت اظهارات عجیب و غریبی می‌کند که سوژه همین نسل جوان می‎شود.
چندی پیش او ادعا کرد «جوانان مسیحی در غرب به دین خود تردید دارند»، مدتی بعد در چرخشی واضح از افزایش گرویدن به مسیحیت در قم ابراز نگرانی کرد و هشدار داد که جوانان در اینترنت به آسانی «مسیحی» می‌شوند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
FacebookTwitterBalatarinTelegram

نمایش نظر دهی