اعتبار و مشروعیت ارکان جمهوری اسلامی زیر آوار زلزله ماند

سلبریتی‌ها در فاجعه‏‌ی کرمانشاه خلاء سوء مدیریت را پُر کردند و مسوولیت اجتماعی مردم را به یاری گرفتند.

به گزارش «محبت نیوز» زلزله کرمانشاه به همان اندازه که در مقیاس ریشتر شعاع وسیعی در خاورمیانه را لرزاند، تجلّی فروریختن دیوار اعتماد شهروندان نسبت به حاکمیت بود.
مردم از زیر خروارها خاک و سیمان و تیرآهن پیکر عزیزان جان‎باخته‌‏ی خود را بیرون کشیدند، اما اینکه صاحبان قدرت بتوانند آبرو و حیثیت خود را از زیر آوار افکار عمومی بیرون بکشند، کاری بس دشوار و شاید ناشدنی باشد.
جمهوری اسلامی در زلزله کرمانشاه اگر نگوییم تمام ابعاد حیثیتی خود را لرزان دید، دستکم در چند رکن اساسی با بحران روبه رو شد که سوی همه‎ی آنها به سمت «مشروعیت نظام» است.
فهرست کردن جز به جز آنچه در استان کرمانشاه رُخ داد و اعتبار و ادعای مدیران رژیم را متلاشی کرد کار آسانی نیست، اما روی چند مورد می‎توان دست گذاشت و گفت: «مشت نمونه خروار».
زلزله شیرازه‌‏ی شهرها و روستاهای کرمانشاه را فلج کرد و مدیریت شهری را ساعت‌ها به کما برد. برق، آب، گاز و تلفن در اندک زمانی قطع شد و در خلاء مدیریت بحران، روزها طول کشید تا در بعضی مناطق به برقرار شوند.
شاید بزرگ‏ترین شانس مردم مناطق زلزله‏‌زده این بود که چند پادگان ارتش و قوی‎ترین پایگاه عملیاتی هوانیروز در این استان مستقر است و نیروهای آن در کمترین زمان به میدان آمدند و با وجود نبودن امکانات به داد مردم رسیدند.
مردمی که خود را غرق در فاجعه‎‎ می‎دانند و عزیزان‏شان را از دست رفته و بهت‎زده از آنچه پیش‎روی آنها قرار گرفته، در نخستین ساعات با صدا و سیمایی مواجه می‎شوند که از طریق آن مصیبتی را که طبیعت در دامان‎شان گذاشته «درس عبرت» می‎نامند.‎
آنکه عزیزش را از دست داده بر سر و صورت می‎کوبد، اما آنکه توانسته از زیر سنگ و آجر یکی از اعضای خانواده‏‌ی خود را نجات دهد و می‎بیند که هر نفس‌های او شاید نفس آخر باشد و طلب یک پزشک، امدادگر یا بیمارستان می‌کند چشم به بیمارستانی می‎افتد که ویران شد و امکانات آن زیر تلی از خاک مدفون مانده شده است.
میلیون‎ها نفر دیدند افسر نیروی انتظامی چطور با سیلی‌ بر سر و صورت مردان جان به لب رسیده‌ای می‎زند که زیر سایه سوء مدیریت در توزیع اقلام امدادی چیزی به آنها نرسیده و برای سیر کردن شکم خود و خانواده‏ شان به بسته‌ها و کارتون‎های غذا چنگ می‌اندازند.
خبر می‎رسد که شماری از کامیون‌های هلال احمر در راه منحرف می‎شود و کمک‎ها به تاراج می‎رود، پلیس بی‎شرمانه انکار می‎کند، اما فیلم‎ها به حد کافی گویا.
صداقت پایمال شده، اعتماد فروریخته، امیدها بریده شده و مردم فریادرسی ندارند، کافی است از خود برسند که چرا سهم آنها یک آمبولانس در دقایق حیاتی‎شان نبوده، اما چند روز پیشتر همین حاکمیت به زانو درآمده برای برگزاری یک مراسم دینی سیاسی سنگ تمام گذاشته است.
در چنین شرایطی که صدای فریاد مصیبت‎دیدگان به هیچ کجا نرسیده، شبکه‎های اجتماعی جای رسانه ملی را می‎گیرد، چهره‌های محبوب ایران در داخل و خارج از کشور فراخوان می‎دهند و از شهرهای بزرگ و کوچک گرفته تا دورافتاده‎ترین و نیازمندترین روستاها هرکس هر آنچه در توان دارد می‎گذارد تا پاسخی باشد برای آن‌کس که ریشخند زد و گفت «زلزله امتحان الهی است و چشم انتظار دولت نباشید».
حالا گروه‎های مردمی که نه آتش به اختیار بلکه خودجوش به معنای واقعی کلمه جایگزین مدیرانی می‎شوند که به زانو درآمده‎اند.

جای یقه سفیدهای ریشو که دکمه تا زیرگلو بسته‎اند و تسبیح بدست دارند، چهره‎های هنری، سینمایی، ورزشی و دانشگاهی پیش قدم می‎شوند. میدان را بدست می‎گیرند و در کنار ارتش که نقش پررنگ‎تر از همیشه بازی می‎کند خدمت‏رسانی را مدیریت می‎کنند.
آنها در فیلم‎ها و توییت‎هایی کوتاه به «مسوولیت اجتماعی» مردم اشاره کردند، کاری که حاکمیتِ از سر تا پا مشروعیت باخته نتوانست.
چهره‎های مستقل آب پاکی را روی دست مردم می‎ریزند و به آنها می‎گویند: «مائیم و ما»، ملتی تنها و مسوولانی که غیرت‏شان را در حرم‎ شاه عبدالعظیم چوب حراج می‏زنند.
آثار این فروریختن مشروعیت را به وضوح می‏شود در کلام بازندگان دید، حمله رسانه‎های تندرو به آنهایی که به وضعیت انتقاد و مردم را با اعتبار خود برای کمک بسیج کردند.
کیهان چاپ تهران، در شماره پنج‏شنبه ۲۵ آبان ماه در مطلب با عنوان نق زدن «سلبریتی»‌های عافیت طلب چهره‎های محبوب و مستقل را «سلبریتی‌های عافیت طلب»، «مُرده‌خورها باکلاس» و بی‎ادب و بی‌سواد و بی‌مغز نامید به آنهایی که در این مجموعه به کمک شتافتد تاخت.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:
FacebookTwitterBalatarinTelegram

نمایش نظر دهی