«محبت نیوز»- منطقه قفقاز جنوبی با تاریخی غنی و میراث فرهنگی کم نظیر یکی از خاستگاههای تمدن بشری و دینی بهشمار میرود. در قلب این منطقه، سرزمینهای تاریخی ارمنی آرتساخ (قرهباغ کوهستانی) و نخجوان قرار دارند که طی چند دهه اخیر شاهد روندی سیستماتیک از تخریب و نابودی میراث مسیحی توسط جمهوری آذربایجان بودهاند. این اقدامات که میتوان از آنها بهعنوان «نسلکشی فرهنگی» یاد کرد، نهتنها هویت تاریخی ارمنیان این مناطق را هدف گرفته، بلکه بیتوجهی و ناکارآمدی نهادهای بینالمللی در جلوگیری از چنین نابودیهای تلخ را به نمایش میگذارد.
از آغاز محاصره آرتساخ در دسامبر ۲۰۲۲ تا تصرف نهایی این منطقه در سپتامبر ۲۰۲۳، باکو بهطور منظم به تخریب کلیساها، بناهای تاریخی و سایر نمادهای فرهنگی مسیحی در این سرزمینها پرداخته است. در نخجوان نیز، نابودی میراث مسیحی که عمدتن شامل کلیساها، صومعهها و آرامستانهای ارمنی بودهاند، روندی خاموش اما ممتد را طی کرده است. در ماه مه ۲۰۲۳، گروه تحقیقاتی «دیدهبان میراث قفقاز» مستقر در دانشگاه کرنل، گزارشی جامع را منتشر کرد که نشان میداد این اقدامات نه صرفن تخریبهای اتفاقی، بلکه بخشی از روندی سازمانیافته برای پاکسازی تاریخ فرهنگی و دینی ارمنیان این منطقه است.
در این میان، واکنش جامعه بینالمللی به این فجایع فرهنگی و انسانی چیزی جز سکوت و بیعملی نبوده است. علیرغم وجود سیاستها و نهادهای متعددی که به اجرای عدالت و حفظ حقوق بشر متعهد شدهاند، هیچ یک از آنها اقدامی قاطع و عملی برای توقف نابودی میراث مسیحی در آرتساخ و نخجوان انجام ندادهاند. سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و دادگاه کیفری بینالمللی، همگی در مواجهه با این بحران اما و اگرهای بیپایانی را مطرح کردهاند و از دخالت جدی خودداری کردهاند.
جلسات و همایشهای بینالمللی نیز بیشتر به نمایشهایی بدون نتیجه بدل شدهاند. بهعنوان مثال، برگزاری کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (COP 29) در نوامبر ۲۰۲۴ در آذربایجان، در حالی که ارمنیان آواره آرتساخ همچنان زیر بار فشارهای طاقتفرسا بودند، نشانی آشکار از بیتوجهی و حتی مشروعیت بخشیدن به سیاستهای تهاجمی دولت آذربایجان است. سازمانهای غیردولتی همچون «کنسرن بینالمللی مسیحی» (ICC) و گزارشهای ارائهشده از سوی مراکزی چون «نسلکشی لمکین» بارها اقدامات صورتگرفته در این مناطق را محکوم کرده و آنها را «نسلکشی فرهنگی» خواندهاند، اما این نهادها نیز به دلیل کمبود نفوذ و نبود ابزارهای اجرایی، نتوانستهاند تغییری ایجاد کنند.
شایان ذکر است که محرومیت و آزار ارمنیان این مناطق، تنها به میراث فرهنگی محدود نمیشود. مهاجرت اجباری بیش از ۱۰۰ هزار ارمنی از آرتساخ در پی حملات جمهوری آذربایجان، یکی از روشنترین نمونههای پاکسازی قومی در تاریخ معاصر است. این اقدامات بار دیگر بیهودگی وعدههای نهادهای بینالمللی را در زمینه حقوق بشر، صلح، و همکاریهای جهانی به نمایش گذاشته است. بهرغم اصرار سازمانهایی مانند «کمیسیون آزادیهای مذهبی بینالمللی ایالات متحده» (USCIRF) برای اعمال تحریمهای جدی علیه مقامات آذربایجان بر اساس قانون ماگنیتسکی، دولت آمریکا و کنگره هیچ اقدامی قاطع در این خصوص انجام ندادهاند.
آنچه تجربه تلخ ارمنیان آرتساخ و نخجوان به ما میآموزد، نهتنها بیاعتمادی به وعدههای نهادهای بینالمللی، بلکه تأکید بر اهمیت توجه به نقش قدرتهای مستقل و سازمانهای جامعه مدنی است. در غیاب اقدام جدی از سوی سازمانهای بزرگ جهانی، تنها با همبستگی ملی و بینالمللی جوامع آسیبدیده و تلاشهای سازمانهای مستقل است که میتوان از میراث ارزشمند اقوام و فرهنگها حفاظت کرد.
نابودی میراث مسیحی در آرتساخ و نخجوان، نهتنها تباه کردن تاریخ و فرهنگ یک ملت است، بلکه تهدیدی مستقیم برای یکپارچگی و تنوع فرهنگی جهان محسوب میشود. این روند نشاندهنده نیاز فوری به اقدامات قاطع و مؤثر برای محافظت از حقوق اقلیتها، حفظ میراث فرهنگی، و متوقف کردن روند پاکسازیهای فرهنگی و تاریخی در هر نقطه از جهان است.




















