«محبت نیوز»- با تشدید حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران و کشته شدن علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، نشریه معتبر «کریسشینیتیتودی» در یادداشتی تحلیلی به بررسی ابعاد مذهبی و سیاسی این رویدادها پرداخته است. این مقاله با مرور ۴۷ سال تقابل میان تهران و واشنگتن، ضمن بررسی آینده سیاسی ایران، به مسیحیان آمریکا پیشنهاد میدهد که چه درسهایی از پیوند دین و قدرت در ایران بیاموزند. مارک تولی، رئیس مؤسسه دین و دموکراسی، در مقالهای که در نشریه «کریسشینیتیتودی» منتشر کرده است، با اشاره به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در یک حمله هوایی، این رویداد را نقطه عطفی در تاریخ نزدیک به نیمقرن حکومت مذهبی در ایران میداند. نویسنده با یادآوری سرکوب گسترده هزاران معترض در ماههای اخیر، تأکید میکند که ایدئولوژی حاکم بر تهران همواره موجودیت خود را در خصومت با آمریکا و تلاش برای نابودی اسرائیل تعریف کرده است.
سایه سنگین تاریخ بر بحران امروز
در بخشی از این گزارش تحلیلی، با اشاره به پیشینه تاریخی و موقعیت مهم ژئوپلیتیک ایران، به پیامدهای انقلاب ۱۹۷۹ پرداخته شده است. نویسنده این مقاله یادآوری میکند که چگونه جایگزین کردن یک «دیکتاتوری تئوکراتیک (دینسالار)» با حکومت پادشاهیِ همسو با غرب، منجر به آغاز بحرانهایی نظیر گروگانگیری ۵۲ دیپلمات آمریکایی شد؛ بحرانی که از آن زمان تاکنون، ایران را به چالش ثابت تمام دولتهای آمریکا تبدیل کرده است. حمایت تهران از گروههای نیابتی در عراق، سوریه، لبنان، یمن و غزه، در کنار توسعه برنامه هستهای پس از خروج آمریکا از توافق برجام، از جمله مواردی است که در این مقاله بهعنوان عوامل زمینهساز حملات اخیر برشمرده شده است. بنا بر این گزارش، حملات فعلی آمریکا اهداف بسیار مهمتری نسبت به گذشته دارد و علاوه بر تأسیسات هستهای و موشکی، به طور مستقیم سرنگونی رژیم را هدف قرار داده است؛ رژیمی که به نوشته آقای تولی، پیش از این نیز بر اثر شکست متحدان منطقهایاش (حماس، حزبالله و دولت اسد) به شدت تضعیف شده بود.
سناریوهای پساجمهوری اسلامی
نویسنده مقاله کریسشینیتیتودی در ادامه به بررسی سناریوهای آینده میپردازد. در حالی که ترامپ وعده داده حملات تا زمان دستیابی به «صلح در خاورمیانه» ادامه یابد، این پرسش مطرح میشود که چه کسی یا گروهی خلأ قدرت در ایران را پر خواهد کرد. در این یادداشت از شاهزاده رضا پهلوی، بهعنوان برجستهترین صدای مخالفان نام برده شده که به سرعت از اخبار اخیر استقبال کرده است. با این حال، نشریه نسبت به ابهامات موجود هشدار میدهد: آیا ایران به سمت یک سلطنت مشروطه یا دموکراسی میرود، یا بقایای سپاه پاسداران قدرت را قبضه خواهند کرد؟ خطر بروز هرجومرج و نیاز به مداخله طولانیمدت آمریکا (مشابه مدل عراق و افغانستان) نیز از دیگر نگرانیهای مطرحشده است. با این وجود، ارزیابی این نشریه حاکی از آن است که هر دولت جایگزینی، خصومت بسیار کمتری با غرب خواهد داشت و با استقبال کشورهای عربی مواجه خواهد شد.
درسهای الهیاتی حکومت دینی برای مسیحیان
مهمترین و متمایزترین بخش این یادداشت، استنتاج مذهبی و جامعهشناختی نویسنده از تجربه حکومت دینی در ایران است. وی در مقاله کریسشینیتیتودی خاطرنشان میکند که تحمیل دین توسط حاکمان، نه تنها به شکوفایی معنوی منجر نشد، بلکه با گره زدن نام اسلام به فساد، ناکارآمدی و سرکوب، باعث فروپاشی باورهای مذهبی در جامعه شد و از قضا جامعه ای بهشدت «سکولارتر» پدید آورد. تولی در این یادداشت به صراحت به مسیحیان آمریکا هشدار میدهد که از این تجربه تاریخی درس عبرت بگیرند. وی مینویسد: «ما باید از دنبال کردن رؤیاهای آرمانشهری برای ساخت یک جامعه کامل که سرشت انسان را نادیده میگیرد و تنها به فلاکت و جنگ میانجامد، پرهیز کنیم و قدردان دولت مبتنی بر قانون اساسی خود باشیم.» این مقاله در پایان از جامعه مسیحیان آمریکا میخواهد تا برای رهایی مردم ایران از استبداد، پایان درگیریها بدون جنگی طولانی و برقراری صلح دعا کنند. نکته قابل توجه در پایانبندی این گزارش، انتقاد تلویحی نویسنده از روند تصمیمگیری در واشنگتن است. مارک تولی تأکید میکند که پس از پایان این درگیریها، جامعه آمریکا نیازمند یک گفتوگوی ملی جدی درباره اختیارات جنگی رئیسجمهور و لزوم أخذ مجوز (یا حداقل مشورت) از کنگره است؛ موضوعی که در حملات اخیرِ دولت ترامپ نادیده گرفته شد. نویسنده مقاله در نهایت ابراز امیدواری کرده است که با عبور از این بحران تاریخی، مردم ایران طعم آزادی را بچشند و دو کشور ایران و آمریکا بتوانند روابط دوستانه خود را از سر بگیرند.




















