«محبت نیوز»- در حالی که مهد مسیحیت شاهد پاکسازی سیستماتیک و خاموش پیروان خود است، جهان در سکوتی تلخ نظاره میکند. صومعههای باستانی موصل به ویرانه بدل شدهاند و جمعیت مسیحیان بیتلحم—زادگاه منجی ما، عیسی مسیح از ۸۶ درصد در سال ۱۹۵۰، امروز به سختی به ۱۰ درصد میرسد. در سراسر خاورمیانه، جوامع مسیحی که شش قرن پیش از ظهور اسلام در این سرزمینها ریشه داشتند، یا در حال کوچک شدن هستند یا زیر سایه تهدید مداوم اسلامگرایان افراطی زندگی میکنند و برخی برای همیشه از میان رفتهاند.
در مقابل این فاجعه انسانی و تمدنی، واکنش جهان تأسفبار بوده است. سازمان ملل بیانیه صادر میکند، اتحادیه اروپا ابراز نگرانی میکند و واشنگتن همدردی خود را اعلام میدارد؛ اما هیچکدام به یک استراتژی پایدار برای حفاظت از برادران و خواهران ما در ایمان منجر نشده است. «معماری حفاظت بینالمللی» در عمل فروریخته است.
در همین راستا، گرگ رومن، مدیر اجرایی انجمن خاورمیانه (Middle East Forum)، در تحلیلی، راهکاری جسورانه را مطرح کرده است: اسرائیل به عنوان تنها قدرت منطقهای که توانایی، منافع و صلاحیت اخلاقی لازم برای پر کردن این خلأ را دارد، باید وارد عمل شود. به باور او، این یک استراتژی است، نه یک امر صرفن بشردوستانه؛ و اسرائیل باید آن را برای بقای تکثرگرایی در منطقه نهادینه کند.
مدیر اجرایی انجمن خاورمیانه استدلال میکند که فروپاشی نظم خاورمیانه، جایگاه اسرائیل را دگرگون کرده است. اسرائیل دیگر فقط یک دولت در حال دفاع نیست، بلکه یک بازیگر قدرتمند منطقهای است. از سوی دیگر، تهدیدهای مشترک پابرجاست: شبکه نیروهای نیابتی ایران، حزبالله، حماس و اسلامگرایی برخی دولتهای منطقه، نه تنها اسرائیل که تمام اقلیتهای منطقه، به ویژه مسیحیان را هدف قرار دادهاند. همین واقعیت تلخ، حمایت از این اقلیتها را به یک «ضرورت استراتژیک» تبدیل میکند.
به گفته رومن، یک نظم پایدار در منطقه نمیتواند تنها بر قدرت نظامی استوار باشد، بلکه باید بر پایه دفاع از جوامع آسیبپذیری بنا شود که نفسِ بقایشان، چشمانداز تمامیتخواهانه جنبشهای اسلامگرا را به چالش میکشد. حفاظت از اقلیتها، به ویژه مسیحیان، یک مؤلفه تزئینی نیست، بلکه یکی از ستونهای اصلی ثبات منطقهای است.
او تأکید میکند که مسیحیان، دروزیان، کردها و ایزدیهای خاورمیانه، شرکای طبیعی اسرائیل هستند، زیرا با همان نیروهای جهادی و فرقهگرایی میجنگند که دهههاست دولت یهود را هدف قرار دادهاند. زمانی که روستاهای دروزی در جنوب سوریه با حمله قریبالوقوع داعش مواجه شدند، این مداخله اسرائیل بود که سرنوشت را تغییر داد. هنگامی که جوامع مسیحی در طول جنگ داخلی سوریه به دنبال پناه یا کمک پزشکی بودند، اغلب این اسرائیل بود که بیسروصدا دست یاری دراز کرد.
پیشنهاد مشخص گرگ رومن این است که اسرائیل با تأسیس یک نهاد دولتی ویژه به نام «دفتر میثاق» (Lishkat HaBrit)، مأموریت صریح محافظت از اقلیتهای در معرض خطر و حفظ میراث گرانبهای یهودی-مسیحی را بر عهده بگیرد. این نهاد میتواند با حمایت دیپلماتیک، هماهنگی اطلاعاتی، کمکهای بشردوستانه و تلاش برای حفظ کلیساها، صومعهها و اماکن مقدسی که گواهی بر دو هزاره حضور مسیحیت در منطقهاند، نقشی حیاتی ایفا کند.
پیام رومن روشن است: در زمانی که توجه جهان غرب تقسیم شده و قدرت آن محدود است، اسرائیل میتواند نیرویی باشد که از ارزشهای تمدن یهودی-مسیحی بدون نیاز به حضور مستقیم سربازان غربی دفاع میکند.
شاید منتقدان این اقدام را «استعمار نو» بنامند، اما رومن میپرسد: آیا محافظت از مردم در برابر نابودی، استعمار است؟ شاید از تحریک اسلامگرایان بگویند، اما آیا این نیروها پیش از این کمر به نابودی ما نبستهاند؟
هر جامعه مسیحی که زنده میماند، تیشهای است بر ریشه ایدئولوژی تکفرهنگی اسلام سیاسی. هر کلیسا یا صومعهای که حفظ میشود، گواهی است بر اینکه نیروهای ویرانگر همیشه پیروز میدان نیستند.
گرگ رومن نتیجهگیری میکند که اسرائیل، که زمانی خود برای بقا از جهان طلب حمایت میکرد، امروز این ظرفیت را دارد که از دیگرانی محافظت کند که با آن میراث تمدنی و دشمنان مشترک دارند. همانطور که دیوید بنگوریون پیمانی برای نجات یهودیان گرفتار ایجاد کرد، اکنون مأموریت جدیدی در پیش است: گسترش آن پیمان برای حفظ کثرتگرایی زنده خاورمیانه و دفاع از ریشههای مسیحیت در این سرزمین مقدس.
به گفته مدیر اجرایی انجمن خاورمیانه، عصر انزوا به پایان رسیده و عصر مسئولیتپذیری فرا رسیده است. شاید این همان راه نجاتی باشد که مسیحیان خاورمیانه در انتظارش بودهاند.



















