«محبت نیوز»- در طول تاریخ ادیان، پرسش اساسی همواره این بوده است: انسان چگونه میتواند به رستگاری دست یابد؟
مسیحیت و اسلام، هر دو با ادعای حقیقت جهانشمول، پاسخهایی متفاوت به این پرسش ارائه میدهند.
«تنها ایمان»: انقلاب مارتین لوتر
در قرن شانزدهم، مارتین لوتر و نهضت اصلاح دینی پروتستان با احیای یک اصل کلیدی از کتاب مقدس، تحولی بنیادین در دنیای غرب ایجاد کردند: «تنها ایمان». لوتر در واکنش به نظام پیچیده کلیسای کاتولیک با انبوهی از شایستگیها، آمرزشنامهها و توبهها، اعلام کرد که عادل شمرده شدن انسان نه از طریق اعمال نیکو، بلکه از طریق ایمان به عیسی مسیح حاصل میشود. گناهکار با اعتماد به کار کامل مسیح بر روی صلیب، عادل شمرده میشود و اطمینان از رستگاری نه با شمارش اعمال نیک، بلکه با تکیه بر وعده الهی به دست میآید.
نظام دستورات در اسلام و عدم قطعیت رستگاری
در مقابل، اسلام پاسخی متفاوت ارائه میدهد. در این دین، خبری از «ایمان صرف» و اطمینان از رستگاری از طریق فیض الهی نیست. در عوض، پیروان خود را در دریایی از احکام، ممنوعیتها و آیینهایی غرق میکند که تمام زوایای زندگی را در بر میگیرند؛ از نحوه غذا خوردن و لباس پوشیدن تا آداب بهداشت فردی. با این وجود، حتی با اطاعت کامل از این دستورات، قرآن تاکید دارد که خداوند هر کس را بخواهد هدایت و میبخشد و هر کس را بخواهد، مجازات میکند. مسلمان در این میان، در حالت تعلیق و ابهام رها میشود و هرگز نمیداند که آیا عبادات و اعمالش مورد قبول واقع شدهاند یا خیر. سنجش نهایی اعمال در روز قیامت همواره نامشخص باقی میماند.
«تنها با جهاد»: میانبر رستگاری در اسلام
اما یک استثنا وجود دارد. یک عمل وجود دارد که وعده رستگاری را تضمین میکند، گناهان را میزداید، پرونده اعمال را پاک میکند و ورود فوری به بهشت را میسر میسازد: جهاد در راه خدا.
این، نسخه اسلامی «تنها با ایمان» است. میتوان آن را «تنها با جهاد» نامید: رستگاری فقط از طریق جهاد.
منشأ آموزه «تنها ایمان» در مسیحیت
برای درک بهتر آموزههای اسلام در این زمینه، ابتدا باید درک کنیم که مسیحیت در مقابل چه نظام فکری و عملی به جهان عرضه میکرد. در الهیات کاتولیک قرون وسطی، رستگاری از طریق کلیسا میسر میشد: غسل تعمید، تایید، اعتراف، عشای ربانی، توبه، آمرزشنامه و شفاعت قدیسان. فیض الهی به صورت قطرهچکانی توزیع میشد و مسیحی هرگز نمیتوانست مطمئن باشد که آیا به اندازه کافی عمل کرده است یا خیر. ترس از برزخ، وجدانها را آزار میداد.
لوتر، کالوین و دیگر اصلاحطلبان با رجوع به کتاب مقدس، به ویژه نامههای پولس، اعلام کردند که رستگاری تنها از طریق فیض (sola gratia)، تنها از طریق ایمان (sola fide) و تنها در مسیح (solus Christus) حاصل میشود. رومیان ۳:۲۸ به شعاری الهامبخش تبدیل شد: «زیرا ما معتقدیم که انسان بدون اعمال شریعت، تنها با ایمان عادل شمرده میشود.»
این آموزه، رهاییبخش بود. یک ایماندار مسیحی دیگر نیازی نداشت که بر تلاشهای انسانی خود قمار کند، بلکه میتوانست در کار کامل مسیح، قربانی کامل، آسوده خاطر باشد. ایمان دیگر یک خوشبینی مبهم نبود، بلکه اعتماد به وعده خدا بود مبنی بر اینکه مومن به خاطر مسیح پذیرفته میشود، نه به خاطر شایستگیهای انسانی.
اختلاف بین اصلاحطلبان پروتستان و کلیسای کاتولیک، چهره اروپا را دگرگون کرد. اما برای هر دو طرف، رستگاری همچنان بر مسیح و فیض خدا استوار بود. حتی در نظام کاتولیک نیز، فیض و رحمت خدا از طریق کلیسا به انسان میرسید.
نظام دستورات بیپایان در اسلام
اسلام تمایزی بین ایمان و قانون قائل نیست و فاقد آموزه گناه نخستین، مفهوم کفاره و منجی است. در عوض، نظام حقوقی شریعت را به بشریت عرضه میکند که تمام جزئیات زندگی را پوشش میدهد:
نمازهای پنجگانه در روز.
روزه گرفتن در تمام ماه رمضان.
پرداخت زکات با درصد ثابت.
زیارت مکه.
قوانین حاکم بر ارث، قراردادها و مجازاتها.
رژیم غذایی با آداب خاص.
قوانینی برای لباس پوشیدن، ازدواج، طلاق و بهداشت فردی.
قرآن و حدیث، خداوند را به عنوان قاضی سختگیری توصیف میکنند که هر عملی را میسنجد. سوره ۹۹:۶-۸ اعلام میکند: «هر کس به اندازه ذرهای کار نیک انجام دهد، آن را خواهد دید و هر کس به اندازه ذرهای کار بد انجام دهد، آن را خواهد دید.»
یک مسلمان معمولی، در مواجهه با این سیستم طاقتفرسا، به ناچار احساس ناتوانی و قصور میکند. حدیث، این ناامیدی را تشدید میکند:
«اعمال هیچکس او را وارد بهشت نمیکند.»
اصحاب پرسیدند: «حتی شما، ای رسول خدا؟»
فرمود: «حتی من، مگر اینکه خداوند مرا با رحمت خود بپوشاند.» (صحیح بخاری، صحیح مسلم)
بنابراین حتی محمد، به عنوان پیامبر اسلام، به عدم قطعیت در مورد رستگاری اعتراف میکند.
جهاد به عنوان میانبر رستگاری
در اینجا، اسلام یک راه گریز، یک میانبر الهی ارائه میدهد. در حالی که نماز، روزه، صدقه و حج ممکن است پذیرفته شوند یا نشوند، جهاد با وعدهای قطعی همراه است.
قرآن تصریح میکند:
سوره توبه، آیه ۱۱۱: «در حقیقت، خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را [به بهای] بهشت خریده است. آنها در راه خدا میجنگند، پس میکشند و کشته میشوند.»
سوره آل عمران، آیه ۱۶۹: «کسانی را که در راه خدا کشته میشوند، مرده مپندارید، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی میخورند.»
حدیث، این موضوع را روشنتر میسازد:
«شهید با اولین قطره خونش بخشیده میشود» (سنن ترمذی).
«ورود شهید به بهشت تضمین شده است» (صحیح مسلم).
نکته اصلی آموزه رستگاری اسلام این است: جهاد تنها عملی است که نتایج آن تضمین شده است. در حالی که همه چیز دیگر مورد سنجش قرار میگیرد، جهاد به طور قطع کفه ترازو را به نفع فرد سنگین میکند.
این مسئله توضیح میدهد که چرا مردان جوان، و گاهی زنان، در مواجهه با ناامیدی، شکست یا احساس گناه، ناگهان در جهاد روشنی و هدفی معنوی مییابند. این فقط یک موضوع سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه مسئله رستگاری شخصی است.
نمونهای از روانشناسی جهاد
به عنوان مثال، مهاجم اخیر منچستر را در نظر بگیرید. او با افتخار نام «جهاد» را بر خود نهاده بود. او شاید سحرگاه از خواب بیدار شد، نماز صبح را خواند و شاید از ترس اینکه خداوند از او ناامید شده باشد، گریه میکرد. مانند بسیاری از مسلمانان معتقد، احتمالن سنگینی بار گناه را بر دوش خود احساس میکرد. شاید با امیال نفسانی دست و پنجه نرم میکرد، در نمازش کوتاهی میکرد یا در عبادتش دچار شک و تردید بود. اسلام هیچ تضمینی به او نمیداد، به جز یک مورد.
او میدانست که جهاد همه چیز را جبران میکند و اگر یهودیان، دشمنان خدا بر اساس سوره مائده، آیه ۸۲ («یهودیان را سختترین دشمنان نسبت به مؤمنان خواهی یافت…») را با چاقو بزند، بدون شک بهشت را برای خود تضمین خواهد کرد.
این صرفن افراطگرایی نیست، بلکه تعصب و جمود فکری است. این، طرح فرار ذاتی در اسلام است.
مسلمانان اغلب از پنج رکن اسلام صحبت میکنند: شهادت (اعتراف به یگانگی خدا و رسالت محمد)، نماز (عبادت)، زکات (صدقه)، صوم (روزه) و حج (زیارت مکه). اما در عمل، رکن واقعی که رستگاری را تضمین میکند، جهاد است. جهاد گناهان را میزداید و بهشت را تضمین میکند. این، «تنها ایمان» در اسلام است، با این تفاوت که این «ایمان»، خشونت است.
این توضیح میدهد که چرا جهاد در ادبیات اسلامی مورد ستایش قرار گرفته است. یاران محمد نه به دلیل تقوا، بلکه به دلیل جنگیدن مورد ستایش قرار گرفتهاند. ابوعبیده سر پدرش را در نبرد از بدن جدا کرد و قرآن چنین وفاداری را میستاید (سوره ۵۸:۲۲).
مجموعههای حدیثی مملو از عباراتی هستند که جهاد را برتر از هر عمل دیگری میدانند: «ایستادن در صفوف در راه خدا از شصت سال نماز بهتر است» (سنن ابن ماجه).
شواهد تاریخی تاریخ این منطق الهیاتی را تایید میکند.
در قرن هفتم، ارتشهای عرب نه به این دلیل که بازرگانان گرسنه بودند، بلکه به این دلیل که جهاد به عنوان راه رستگاری تبلیغ میشد، از عربستان به اطراف سرازیر شدند. نبرد یرموک (۶۳۶ میلادی) علیه بیزانس، فتح مصر (۶۴۲ میلادی) و سقوط ایران (۶۵۱ میلادی) همگی با این الهیات هدایت شدند.
در طول جنگهای صلیبی، تبلیغات صلاحالدین، جهاد را نه فقط به عنوان دفاع، بلکه به عنوان تضمین رستگاری برای جنگجویان مطرح میکرد.
در دوران مدرن، گروههایی مانند القاعده، داعش و حماس به صراحت به آیه ۱۱۱ سوره توبه و حدیث مربوط به شهادت استناد میکنند. اعضای آنها نه مفسران گمراه، بلکه مسلمانان مؤمنی هستند که از روشنترین وعده اسلام پیروی میکنند.
چرا غرب در درک این موضوع ناتوان است؟
ذهن غربی که قرنها تحت تاثیر الهیات مسیحی شکل گرفته، برای درک این موضوع تلاش میکند. در غرب، فرض بر این است که ظلم و کشتار جمعی ناشی از علل ملموس است، بیماری روانی، ظلم یا استعمار. بسیاری در غرب نمیتوانند درک کنند که ممکن است کسی به دلیلی معنوی دست به قتل بزند.
اما جهاد ریشه در ظلم یا سیاست ندارد، بلکه در الهیات اسلام ریشه دارد. این، دکترین نجات در اسلام است. به همین دلیل است که سیاستهای غربی در مقابله با آن شکست میخورند. سیاستگذاران تصور میکنند که ایجاد شغل یا ارائه تحصیلات میتواند جهاد را متوقف کند، اما وقتی جهاد تنها تضمین زندگی ابدی باشد، هیچ برنامه اجتماعی نمیتواند با آن رقابت کند.
دکترین «تنها جهاد»، حوادثی چون منچستر، پاریس، یازده سپتامبر، ۷ اکتبر و هر اقدام تروریستی اسلامی را توضیح میدهد. اینها انحراف و کجروی نیستند، بلکه سازگارترین نمود اسلام با آموزههایش هستند.
غرب باید از فریب دادن خود دست بردارد. اسلام دین صلح نیست که توسط افراطگرایان ربوده شده باشد، بلکه سیستمی است که احساس ناتوانی و قصور را در پیروان خود ایجاد میکند و جهاد را به عنوان تنها راه نجات معرفی میکند. تا زمانی که مسلمانان معتقدند جهاد رستگاری را تضمین میکند، حملات متوقف نخواهند شد.
منبع: کریستین پست
درباره نویسنده: دنی برماوی، مفسر سیاسی و بنیانگذار موسسه دفاع ایدئولوژیک است. او متولد سال ۱۹۸۸ در اردن است. برماوی در جوانی از اسلام به مسیحیت گروید؛ این تصمیم او را مجبور به ترک وطن کرد و مسیر زندگی کاریاش را شکل داد. او در نوزده سالگی به لبنان نقل مکان کرد و چهارده سال را در پیچیدگیهای سیاسی و مذهبی این منطقه گذراند. در این مدت، او چندین سازمان غیرانتفاعی را تأسیس و رهبری کرد.
رفـع مسئولیت:
مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس میکنند.




















