«محبت نیوز»- سازمان «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» با ارسال نامهای به پاپ لئو چهاردهم، ضمن ابراز نگرانی از اظهارات اخیر رهبر کاتولیکهای جهان دربارهٔ جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، دیدگاه خود را پیرامون وضعیت کنونی ایران، بهویژه رنجهای کلیسای ایران و فعالان حقوق بشر، مطرح کرد.
این سازمان که متشکل از کشیشان، خادمان کلیسا و رهبران سازمانهای مسیحی از سراسر جهان است، ضمن تأکید بر اشتیاق قلبی خود به صلح و انزجار از ویرانی و خونریزی، وظیفه خویش دانست تا حقایق را از منظر رنج، شهادتها و تجربه مردمی که سالیان متمادی تحت ستم و سرکوب زیستهاند، با پاپ لئو چهاردهم در میان بگذارد؛ حقایقی که به باور آنها، شاید در محافل دیپلماتیک و محاسبات سیاسی کمتر به گوش برسد.
۱. خدای محبت، خدای عدالت نیز هست
در بخش نخست نامه، این گروه با اشاره به اصول کتاب مقدس، بیان داشت که خداوند نه تنها خدای محبت، بلکه خدای عدالت نیز هست؛ خدایی که از ظلم بیزار است و در کنار ستمدیدگان میایستد. آنها با استناد به مزمور ۸۹:۱۴ که میگوید: «عدالت و انصاف پایه تخت توست»، تأکید کردند که صلحی که بر پایه عدالت بنا نشود، «تنها سکوتی شکننده بر روی زخمی عمیق است» و «شالوم الهی نیست، بلکه فقط تعلیق موقت حقیقت است.» آنان افزودند: «نمیتوان در برابر رنجهای انسانی به آرامش ظاهری دلخوش کرد، در حالی که خون بیگناهان هنوز از زمین فریاد میزند.»
۲. رنج کلیسا و سرکوب عدالتخواهان در ایران
«کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» در ادامه از پاپ درخواست کرد تا به وضعیت کلیسای ایران که دهههاست تحت فشار شدید، تهدید، بازداشت، شکنجه و سرکوب مداوم قرار دارد، توجه نماید. آنها به حبس نوکیشان مسیحی و همچنین «زخمهای عمیق ناشی از قتلها و کشتارهای سیستماتیک کشیشان و خادمان مسیحی ایرانی» اشاره کردند که «جان خود را تنها برای اعلام حقیقت انجیل و ایستادن در کنار قوم خدا فدا کردهاند.»
اعضای این سازمان مسیحی ایرانی همچنین به سرکوب «وحشتناک و اعدام فرزندان ایران» و «جوانان و پیرانی که صدای خود را نه برای خشونت، بلکه برای ابتداییترین حقوق انسانی، برای نان، کرامت، آزادی و حق زندگی بلند کردهاند» اشاره کردند. آنان به گزارشهایی مبنی بر کشته شدن دستکم ۴۵,۰۰۰ نفر از مردم بیگناه تنها طی دو روز، مجروحیت گسترده و ادامه حبس هزاران نفر در زندانها، همراه با گزارشهایی از شکنجه و تجاوز اشاره داشتند. با استناد به اشعیا ۱:۱۷ («نیکوکاری را بیاموزید، عدالت را بطلبید، از یتیمان دفاع کنید و برای بیوه زنان دادخواهی نمایید»)، این فعالان تأکید کردند که «ایستادن در کنار چنین مردم مظلومی یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه ضرورت ایمان و تجلی واقعی پیروی از مسیح است.»
۳. مسیح: نجاتدهنده مظلومان و افشاگر ساختارهای بیعدالتی
در بخش دیگری از نامه به نقش عیسی مسیح پرداخته شده است؛ کسی که «اگرچه شمشیر زمینی به دست نگرفت، اما هرگز مأموریت خود را به سکوت در برابر ظلم محدود نکرد.» آنان افزودند که مسیح «با حقیقت، نور، قدسیت و اقتدار الهی خود در برابر ریاکاری، بیعدالتی، استثمار و تحریف حقیقت ایستاد» و طبق کلام کتاب مقدس آمد تا «آزادی را به اسیران اعلام کند… و ستمدیدگان را آزاد سازد» (لوقا ۴:۱۸). این گروه از مسیحیان ایرانی اظهار داشت که مسیح «نجاتدهنده جانها بود، اما هرگز نسبت به زخمهای بشریت در طول تاریخ بیتفاوت نبود.»
در ادامه نامه آمده است: «امروز نیز ملت بزرگ ایران با میلیونها نفر جمعیت، در ابعاد مختلف زندگی طعم اسارت، تحقیر، سرکوب و رهاشدگی را میچشد.» آنان تأکید کردند که «نمیتوان رنج این مردم را صرفاً با زبان سرد سیاست تفسیر کرد» و آنچه در ایران میگذرد، «یک زخم انسانی و اخلاقی است.» از این رو، «هرگونه سخن از صلح، اگر با شنیدن صدای قربانیان و درک عمق درد آنها همراه نباشد، از روح انجیل فاصله خواهد گرفت.»
۴. فراخوان برای حقیقت، عدالت و شنیدن صدای بدون واسطه مظلومان
«کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» ضمن ابراز احترام به رهبر کاتولیکهای جهان، این پرسش را مطرح کرد که مواضع اتخاذ شده در قبال ایران تا چه حد «بازتابدهنده عمق جنایات، سرکوب و رنج در این سرزمین بوده است؟» آنان ابراز امیدواری کردند که «حقیقت ایران، آنگونه که در جان مردم و در واقعیت خیابانها، زندانها، خانههای سوگوار و کلیساهای خاموش جریان دارد، بهطور کامل و صادقانه به شما منتقل شده باشد.»
این گروه ضمن قدردانی از عشق و نگرانی پاپ لئو چهاردهم برای کلیسای جهانی، این نگرانی را مطرح کرد که «اگر کلیسا بر اساس سنت مسیحی موظف به ایستادن در کنار مظلوم است، پس وجدان کلیسای جهانی امروز در برابر تراژدیهای ایران کجا ایستاده است؟» آنها متواضعانه آمادگی خود را برای دیدار حضوری با پاپ اعلام کردند تا صدای بیصدایان باشند و از زبان جفاکشیدگان، حقیقتی را که امروزه در ایران رخ میدهد، با وی در میان بگذارند. آنان تصریح کردند که این سخنان «نه از روی دشمنی، بلکه از روی مسئولیت روحانی» بیان میشود، زیرا معتقدند «هرگاه کلیسا حقیقت را بشنود، بهتر میتواند عدالت را دنبال کند.»
۵. هشدار تاریخ: کلیسا در آزمون سکوت و شهادت
در بخش پنجم، کنشگران مسیحی به نقش تاریخ به عنوان «آینهای که وجدان امروز را در برابر انتخابهایش قرار میدهد» اشاره کرده اند. با یادآوری «سالهای تاریک جنگ جهانی دوم» که «بخشهایی از کلیسا در برابر شری که آشکارا در حال گسترش بود، سکوت کردند یا به نام بیطرفی، از ایستادن در کنار حقیقت بازماندند»، کنشگران هشدار دادند که «آن سکوت، اگرچه شاید در زمان خود با زبان احتیاط توجیه میشد، اما در حافظه تاریخ به عنوان شکستی سنگین در رسالت کلیسا ثبت شده است.»
آنان توضیح دادند که «سکوت در برابر ظلم صرفاً نبودِ گفتار نیست؛ بلکه گاهی به شکلی از همزیستی با شر تبدیل میشود.» با تأکید بر اینکه «مسیح ما هرگز در برابر بیعدالتی سکوت نکرد» و «او نه تنها مجروحان را تسلی داد، بلکه ریاکاری مذهبی و ساختارهای ظالمانه را نیز افشا و توبیخ کرد»، نتیجهگیری کردند که «کلیسای او نیز نمیتواند در عصری که انسانیت، حقیقت و کرامت به صلیب کشیده میشوند، به سکوت یا بیطرفی پناه ببرد.»
۶. انتظار ما از سریر مقدس
در بخش پایانی نامه، «کنشگران مسیحی برای ایران آزاد» انتظارات خود را از «سریر مقدس» بیان کردند و خواستار آن شدند که «صلح را نه فقط در نبودِ جنگ، بلکه در برقراری عدالت، دفاع از مظلوم و شهادت صادقانه به حقیقت جستجو کند.» آنان تأکید کردند که «کلیسا زمانی به رسالت خود وفادار میماند که نه در حاشیه رنجهای بشری، بلکه در درون آن بایستد؛ نه در ابهامِ بیطرفی، بلکه در روشناییِ حقیقت.»
در خاتمه مسیحیان ایرانی ابراز ضمن امیدواری به بیدار ماندن وجدان مسیحی جهان، فراموش نشدن خون بیگناهان و تجلی دوباره کلیسا به عنوان خانه حقیقتجویان، از پاپ خواستند تا مدافع دردمندان و صدای بیصدایان باشد.




















