«محبت نیوز»-تنها پس از آزادیام از زندان بدنام اوین در سال ۲۰۰۹ بود که بهتدریج به گستردگی حمایتها از من و دوستم در سراسر جهان پی بردم. یک بار، یکی از مقامات ارشد زندان با خشم از حجم انبوه نامههای حمایتی ارسالی به زندان خبر داده بود. اگرچه هرگز هیچکدام از آنها به دست ما نرسید، اما بیشک تعدادشان بسیار زیاد بود، زیرا باور بر این است که فشار گسترده بر رژیم اسلامی، عامل نجات ما از حکم اعدام بود؛ حکمی که ما در هر لحظه از اجرای آن در هراس بودیم.
علاوه بر حمایتهای مردمی، متوجه شدم که رهبران جهانی، از جمله پاپ بندیکت شانزدهم، نیز با ارسال نامه حمایت خود را ابراز کرده و فشاری بر رژیم اسلامی وارد آوردهاند.
بر کسی پوشیده نیست که از سال ۱۹۷۹، جمهوری اسلامی از دستگیری، شکنجه و اعدام به عنوان ابزاری برای سرکوب مردم ایران استفاده کرده است. صدها هزار نفر در طول دههها قتلعام شدهاند؛ برخی پس از دادگاههای ساختگی و فرمایشی، شبیه دادگاه من، که حکمی از پیش تعیینشده داشتند. برخی دیگر با خونسردی در خیابانها اعدام شدهاند و اجساد بسیاری نیز با دفن شدن یا انداختن در دریاچهها با دستان بسته و دیگر اقدامات غیرانسانی «ناپدید» شدهاند که همگی از ویژگیهای بارز جمهوری اسلامی است.
با وجود صدها هزار ایرانی اعدامشده، چه چیزی پرونده من را متمایز میکرد؟ چرا اعتراض بینالمللی از سوی افراد بانفوذی چون پاپ شکل گرفت؟ و چرا این موضوع امروز اهمیت دارد؟
من در مارس ۲۰۰۹ دستگیر و به جرم «ارتداد» محکوم شدم که حکم اعدام را به طور خودکار را در پی داشت. «جرم» من؟ ده سال پیش از آن، به مسیحیت گرویده بودم. وقتی من و دوستم دستگیر شدیم، تنها چیزی که مقامات امنیتی میدانستند این بود که ما مسیحی شدهایم. همین برای آنها جرم و دلیلی کافی برای محکومیت ما به اعدام با طناب دار بود. آنها نمیدانستند که ما ۲۰ هزار کتاب مقدس در سراسر ایران توزیع کردهایم، دو کلیسای خانگی را اداره میکنیم، آشکارا درباره عیسی و انجیل صحبت میکنیم و به بسیاری از ایرانیان تشنه حقیقت و ارتباط با خدای حقیقی بشارت داده ایم.
از زمانی که به دلیل فشار بر رژیم آزاد و به ایالات متحده نقل مکان کردم، بهطور گسترده درباره لزوم سرنگونی جمهوری اسلامی صحبت کرده و نوشتهام. در رؤیایی، خداوند یک بار به من گفت که به آنها فرصتی برای توبه میدهد، در غیر این صورت نابودشان خواهد کرد. با توجه به شرارتی که این رژیم نشان میدهد و مرگ و رنجی که به بار آورده است، هیچ وسیلهای برای انجام این کار نامشروع نیست. من هم از تجربیات شخصیام و هم به عنوان یک مسیحی سخن میگویم. از این رو، شنیدن اینکه مسیحیان مستقیم یا غیرمستقیم از رژیم اسلامی دفاع میکنند و در برابر مسیحیان مظلوم و مردم ایران نمیایستند و از هر وسیله لازم برای ریشهکن کردن رژیم اسلامی حمایت نمیکنند، در حالی که اسلام در اصل دشمن مسیحیت است، که این تکاندهنده است.
قرآن بهصراحت درباره جایگاه یهودیان و مسیحیان سخن میگوید، که این با آزادی مذهبی ناسازگار است. این امر مستلزم اطاعت از اسلام، خدای آنها و پیامبرشان است. قرآن به غیرمسلمانان اجازه نمیدهد در کنار اسلام با صلح زندگی کنند و به هیچ وجه نمیگذارد که این کار را در تضاد با اسلام تلقی کنند.
به تازگی، بین رئیسجمهور ترامپ و پاپ لئو در رابطه با جنگ علیه جمهوری اسلامی اختلاف نظر پیش آمد. رئیسجمهور ترامپ نوشت که پاپ «باید به عنوان پاپ، خود را جمعوجور کند، از عقل سلیم استفاده کند، از حمایت از چپ رادیکال دست بردارد و بر پاپ بزرگ بودن تمرکز کند، نه یک سیاستمدار. این موضوع به شدت به او و مهمتر از آن، به کلیسای کاتولیک آسیب میرساند.»
پاپ لئو پاسخ داد: «من هیچ ترسی از دولت ترامپ یا بلند صحبت کردن از پیام انجیل ندارم، و معتقدم که من اینجا هستم تا این کار را انجام دهم… این تهدید علیه کل مردم ایران نیز وجود داشته است، و این غیرقابل قبول است! مطمئنن در اینجا مسائلی مربوط به حقوق بینالملل وجود دارد، اما حتی بیشتر از آن، این یک مسئله اخلاقی درباره خیر و صلاح کل مردم است.»
چیزی که من به عنوان یک ایرانی که نزدیک به یک سال را در صف اعدام گذراندهام و یک عمر را به عنوان یک زن و یک مسیحی در چنگال رژیم شیطانی اسلامی سپری کردهام، میدانم که تهدید اصلی علیه مردم ایران از سوی خود رژیم اسلامی است. فشار نه تنها نباید کاهش یابد، بلکه فشار بر این رژیم مؤثر است. جمهوری اسلامی شیطانی است. مردم و مسیحیان ایران باید با تمام ابزارهای لازم حمایت شوند. اگر پاپ بندیکت از من حمایت کرد، نمیتوانم تصور کنم که او از همه ایرانیان، بهویژه مسیحیان ایرانی، حمایت نمیکرد. پس خشم اخلاقی پاپ لئو وقتی رژیم اسلامی دهها هزار نفر را قتلعام کرد، کجا بود؟
امروزه، سریعترین رشد کلیسای (خانگی) در جهان در ایران است. پاپ لئو، به عنوان رهبر کلیسای کاتولیک، نه تنها فرصت، بلکه وظیفه دارد که در حمایت از آنها و هر آنچه برای آزادی مردم ایران لازم است، سخن بگوید. مسیحیان ایران در ترس از شکنجه، زندان و اعدام زندگی میکنند.
رژیم اسلامی تنها امسال دهها هزار ایرانی را قتلعام کرده و صدها هزار نفر را زخمی ساخته است. این رژیم تا مغز استخوان شیطانی و اهریمنی است و باید متوقف شود. پاپ چگونه میتواند کاری غیر از حمایت از مردم ایران، کلیسای تحت ستم ایران و هرگونه تلاشی برای سرنگونی آیتاللهها، ملاها و سپاه پاسداران بیخدا که مدتهاست ایرانیان را سرکوب کردهاند و البته مسئول مرگ و آسیب صدها هزار نفر در سراسر جهان هستند، انجام دهد؟
پاپ همچنین اظهار داشت که خداوند دعاهای کسانی را که جنگ به راه میاندازند، نمیشنود. فارغ از اینکه این گفته از نظر کتاب مقدس بیاساس است و خود خداوند افرادی را که رهبری و جنگیدهاند، به عنوان برخی از بزرگترین الگوهای کتاب مقدس معرفی کرده است، گاهی اوقات جنگ ضروری است. در مورد ایران، جنگ ضروری است. اگر رژیم اسلامی از بین نرود و ایران از تاریکی اسلام آزاد نشود، به نفوذ خود در جامعه غربی ادامه خواهد داد، ارزشهای یهودی-مسیحی ما را از بین خواهد برد و قربانیان بسیار بیشتری را در داخل و خارج از ایران شاهد خواهیم بود که به اندازه من خوششانس نخواهند بود.
اما اگر پاپ لئو حرف مرا باور نمیکند، امیدوارم به سخنان ارمیای نبی (۴۹:۳۴-۳۹) گوش دهد که میگوید خود خدا عیلام (ایران امروزی) را نابود خواهد کرد و پادشاهی خود را در آنجا برقرار خواهد ساخت. پاپ به جای انتقاد از جنگ برای نابودی رژیم، باید آن را به عنوان یک پیشگویی محققشده جشن بگیرد.
جنگ علیه جمهوری اسلامی ضروری، عادلانه و حداقل کاری است که پاپ میتواند انجام دهد تا از اهداف آن برای آزادسازی ایران و جهان از چنگال آیتاللهها حمایت کند. من دعا میکنم که او مسیر خود را تغییر دهد و با جسارت در حمایت از مردم ایران برخیزد، همانطور که پاپ بندیکت برای من انجام داد. لطفاً در دعا به من بپیوندید تا حجاب شیطانی تاریکی یک بار برای همیشه از ایران برداشته شود.
منبع: تایمز اسرائیل
درباره نویسنده:
مرضیه امیرزاده، یک ایرانی-آمریکایی است که پس از محکومیت به اعدام در ایران به دلیل گرویدن به مسیحیت، به ایالات متحده مهاجرت کرد. او نویسنده دو کتاب (از جمله “سفری عاشقانه با خدا”)، سخنران عمومی و ستوننویس است. او داستان زندگی خود را برای افزایش آگاهی درباره نقض حقوق بشر و آزار و اذیت زنان و اقلیتهای مذهبی در ایران، در سراسر جهان به اشتراک میگذارد (www.MarzisJourney.com).
او همچنین بنیانگذار و رئیس سازمان “ایران نوین” (www.NewPersia.org) است که هدف آن رساندن صدای مسیحیان تحت آزار و اذیت و زنان ستمدیده است.




















