علینقی وزیری اولین موسیقیدان ایرانی در تاریخ معاصر بود که برای تحصیل موسیقی به اروپا رفت و پس از بازگشتش به ایران تا مدتها تنها موسیقیدانی بود که با تئوری موسیقی کلاسیک غرب آشنا بود و آن را ترویج داد.
«محبت نیوز»- علینقی وزیری، معروف به کلنل وزیری، از مهمترین چهرههای نواندیش موسیقی ایران در سده اخیر بود. او نوازنده تار، آهنگساز، نظریهپرداز و آموزگاری بود که تلاش کرد موسیقی ایرانی را با دانش و امکانات موسیقی نوین پیوند دهد. او از نخستین موسیقیدانان ایرانی بود که برای تحصیل موسیقی به اروپا رفت و پس از بازگشت، با تأسیس مدرسه موسیقی، آموزش نظاممند، تدوین متدهای آموزشی و تلاش برای نُت نویسی و نظریهپردازی درباره موسیقی ایرانی، تأثیر عمیقی بر نسلهای بعد گذاشت.
اهمیت وزیری تنها در آهنگسازی و نوازندگی نبود؛ او نگاه گستردهای به هنر داشت و درباره موسیقی، زیباییشناسی، تاریخ هنر، نمایش و حتی شعر نو مطالعه و اظهارنظر میکرد. آثار مکتوب و سخنرانیهای او نیز نشان میدهد که موسیقی را بخشی از یک منظومه بزرگتر هنری و فرهنگی میدید.
در حقیقت، میتوان وزیری را یکی از مهمترین آغازگران جریان تجدد در موسیقی ایران دانست؛ هنرمندی که قصد داشت موسیقی ایرانی ضمن حفظ ریشههای خود، امکان گسترش، آموزش علمی و تجربه فرمهای تازه را پیدا کند.
اکنون در ۴۷مین سالگرد درگذشت این هنرمند، نگاهی خواهیم داشت به تکههایی از مصاحبه او با محمدرضا لطفی (آهنگساز و نوازنده تار) درباره آشناییاش با موسیقی و البته نگاهی که به شعر نو و وسعت موسیقی ایرانی داشته است.
او درباره آغاز انس گرفتن با موسیقی چنین گفته است: «۶ ساله بودم که داییم تاری از آذربایجان آورده بود که من با قاشق چایی خوری روی آن میزدم و لذت میبردم. ولی شروع آشنایی من با موسیقی از ۱۴ سالگی بود که با پدرم به گرگان رفتیم و دو سال آنجا ماندیم. در آنجا در اردو زندگی میکردیم و با شهر هم کاری نداشتیم و زندگی ما تماما نظامی بود. در آنجا سه شیپورچی داشتیم که من زمانی که نواختن آنها را دیدم یک شیپور گرفتم و آن را به صدا درآوردم. شیپور را در آنجا به نحوی یاد گرفتم که از همه قویتر و بهتر میتوانستم بنوازم. دو سالی که آنجا بودیم این موسیقی من بود. شیپورها صداهای اصلی را میدهند و همانها در من احساس صدای اصلی را قوی کرد و ناجور بودن دو صدا با یکدیگر و یا کوک برای من بسیار حساس بود.
به تهران که بازگشتیم ابتدا تار را شروع کردم و یک دایی داشتم به نام دکتر «حسین علی» که تار را به خوبی مینواخت و کسی که تار را به دستم داد او بود و سینه به سینه آن را به من آموخت. من خیلی زود پیش رفتم؛ یعنی یک معلم داشتم که قوم و خویش بود و سه چهار دفعه که به من آموزش داد من از او بهتر مینواختم تا حدی که او از من یاد میگرفت. من همان وقت بالاخره فهمیدم که بایستی در موسیقی عمیقتر شوم، چون نُت را در ارکستر قزاقخانه دیده بودم و پرسیدم که معلمی برای این کار بگیرم. عطاخان یاوری در موسیقی بود که با او صحبت کردیم و او به من آموزش داد. نُت آنقدر مشکل نبود و در عرض چند جلسه یاد گرفتم، بنابراین من با تار، فردی شدم که نُت هم میداند و همین خودش شد چندین قطعه فرنگی و مارش یاد گرفتم، در آن زمان شهرتی پیدا کردم.
بعد ویولن و سنتور گرفتم و به انواع و اقسام سازها علاقهمند شدم. در مدرسه سن لویی یک کشیش فرانسوی بزرگی بود که خیلی خوب موسیقی میدانست و پیانو مینواخت. به وسیله مطیعالدوله حجازی که آن زمان دوست من بود با او آشنا شدم. به خاطر دارم یک قطعهای ساخته بودم و زمانی که او را روز اول دیدم و نشانش دادم، چند کشیش آمدند و نگاهی کردند و هر سه آن را خواندند. من وقتی دیدم اینها این قطعه را قشنگ خواندند، متوجه شدم که نتیجه کار علمی همین است.
من ماندولین مینواختم که مثل ویولن است که با مضراب مینوازند. آن کشیش هم پیانو مینواخت و مطیعالدوله ویولن. چند جلسهای هم با اینها گذراندم. بعد یک کتاب به من داد که تمام قسمتهایی که موسیقی مذهبی دارد در آن بیان شده است. من فرانسه میدانستم و با آن فرانسهای که هنوز قوی نبود حدود دو سال مشغول این کتاب بودم و خیلی چیزها از آن یاد گرفتم.»
این هنرمند همچنین درباره محدودیت در موسیقی ایرانی بیان کرده است: «موسیقی ایران محدودیت ندارد؛ بسیار وسیع و غنی است. منتها مسئله این است که این وسعت و غنا باید به دست آدمهای خوب و آگاه بیفتد.
وزیری در توصیهای به جوانها نیز چنین اظهار کرده بود: «جوانها هم بایستی از یک شورِ اسنوبیسم پرهیز کنند. این چیزی است که در سن جوانی خیلی پیش میآید، زرقوبرق آدم را میرباید. یک مقدار زرقوبرقی که در موسیقی، در ارکسترها و در جاهای مختلف داده میشود، کِشش دارد و جوان را به خودش جلب میکند.
او می گفت: «اما اگر ایران بزرگ شود و تمدن بزرگی پیدا کند، یکی از نشانههای این تمدن بزرگ این است که موسیقی آن هم بزرگ باشد. موسیقی باید با تمدن آن جور باشد. اگر موسیقی ما به جایی برسد که خودش بتواند برای آسیا و آفریقا، به اصطلاح، غذا و مایهای فراهم کند، آن وقت میتوانیم بگوییم که به راستی به یک تمدن بزرگ رسیدهایم.»
علینقی وزیری معروف به کلنل وزیری، نهم مهر ۱۲۶۵ در تهران متولد شد و ۱۸ شهریور ۱۳۵۸ درگذشت. (ایسنا)















