به گزارش سرویس ترجمه «محبت نیوز»- تا پیش از سال ۲۰۱۱، مسیحیان هفت تا ۱۰ درصد از جمعیت سوریه را تشکیل میدادند. در آن زمان شمار جمعیت آنان در حدود دو میلیون نفر بود؛ اکنون اما آنان در سوریه کمتر از ۷۰۰ هزار نفر اعلام شده. تا پیش از درگیریهای داخلی در سوریه، بیش از دو هزار و ۵۰۰ روستای مسیحی علاوه بر روستاهای مختلط در این کشور وجود داشت.
به نوشته المانیتور، آخرین مسیحی شهر ادلب، میشل بوتروس الجسری 90 ساله است که با وجود درگیریها و جنگهایی که در سالهای گذشته در سوریه روی داده هرگز زادگاهش را ترک نکرده است. به گفته الجسری مسیحیان ادلب پس از بالا گرفتن جنگ و حمله گروه اسلامی داعش در سال 2015 این شهر را ترک کردند و اکنون وی آخرین بازمانده جامعه مسیحیان ادلب است که در روزگاری نه چندان دور جمعیت قابل توجهی داشت.
میشل بوتروس که این روزها را در تنهایی با خاطراتش سیر می کند به المانیتور می گوید: «ادلب زادگاه من است، قبل از جنگ من به همراه خانواده ام در این خانه زندگی می کردیم، این شهر، خانه و بخشی از وجود من است و من هرگز آن را ترک نمی کنم. با شدت گرفتن جنگ برادران و خواهرم برای زندگی به حلب نقل مکان کردند، در حالی که من، پدرم و مادرم ماندن را انتخاب کردیم. آنان دیگر در بین ما نیستند، اما من بر تعهد خود نسبت به خانه ام ثابت قدم هستم.

بوتروس می گوید که از آغاز جنگ نتوانسته کریسمس را در کلیسای شهرشان جشن بگیرد، زیرا این کلیسا توسط ستیزه جویان بسته شد. پس از تصرف شهر توسط داعش وی جشن گرفتن با دوستان و بستگانش در خانه و کنار درخت کریسمس را نیز از دست داد، زیرا تقریبن همه مسیحیان ادلب طی 10 سال جنگ داخلی یا مهاجرت کردند یا جانشان را از دست دادند.
این پیرمرد 90 ساله که هرگز ازدواج نکرده است میگوید ایام کریسمس به قبرستان مسیحیان شهر می رود که دیگر به مکانی متروکه تبدیل شده و با نشستن در میان قبر اجدادش میلاد مسیح را با آنان جشن می گیرد زیرا دیگر مسیحی در این شهر باقی نمانده است!
با توجه به برقراری آرامش نسبی در ادلب کلیسای این شهر همچنان بسته است، اگرچه مقاماتی که اداره و کنترل این منطقه را در دست دارند مسیحیان را تشویق به بازگشت به شهر اجدادی شان می کنند، اما به نظر میرسد با توجه به شرایط نامشخص فعلی آنان میلی به بازگشت نداشته باشند. بوتروس که این روزها بیشتر وقت خود را با تماشای آلبوم های عکسهای خانوادگی اش سپیری می کند، میگوید: «کاش آنها برمیگشتند.»

کسانیه که آخرین بازمانده مسیحیان این شهر را می شناسند، می گویند بوتروس الجسری مردی دوست داشتنی است که نزدیکترین دوستانش کبوترهای خانگی هستند که در اتاقکی نزدیک به خانهاش نگه میدارد، کبوترهایش در اطرافش بال میزنند و به او عشق می دهند و همزمان پیرمرد آهنگهای قدیمی عربی عاشقانه را زیر لب زمزمه میکند و همچنان چشم انتظار بازگشت خانواده اش و سایر مسیحیان این شهر است تا شاید بار دیگر با هم در کلیسا کریسمس را جشن بگیرند و خداوند را پرستش کنند.




















