« محبت نیوز» – سکوت رهبر جمهوری اسلامی در حالی است که با وجود اتفاق نظر اکثریت قریب به اتفاق فقهای شیعه و سنی به وجوب حجاب، در سالهای گذشته شماری هرچند معدود از شخصیتهای دینی در کشورهای «مسلمان» و همچنین اسلامپژوهان دانشگاههای غربی، اجباری بودن این شکل پوشش را به صورت جدی زیر سوال بردهاند.
به نوشته یورونیوز، خامنهای که در دوره زمامداریاش در پی هر بحرانی، موضعگیری و معترضان را تهدید میکرد اما این بار تاکنون درباره اعتراضهای گستردهای که ابتدا نسبت به جانباختن مهسا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد بود و به تدریج ضدحکومتی شد، سخنی نگفته است.
نگاهی به شورشهای مشهد، شیراز، اراک، قزوین و اسلامشهر و همچنین کوی دانشگاه تهران در دهه هفتاد شمسی، اعتراضهای سال ۱۳۸۸، شورش دی ۱۳۹۶ و شورش آبان ۱۳۹۸ نشان میدهند که علی خامنهای در طول زمامداری خود در مواجهه با این بحرانها سیاست کم و بیش یکسانی داشته است و آن، پس زدن «نرمش» در مقابل معترضان است.
شورش خرداد ۱۳۷۱ مشهد؛ معترضانی که علف هرز نامیده شدند
نخستین اعتراض گسترده معیشتی در دوران رهبری خامنهای از منطقه کوی طلاب مشهد شروع شد.
شورش خرداد ۱۳۷۱ مشهد در پی تخریب خانههای حاشیهنشینان کوی طلاب شروع شد، با کشتهشدن یک یا به روایتی دو نوجوان به تدریج در سطح شهر گسترش یافت. آشوبی که شهر مشهد را فراگرفته بود پس از دو روز با اعزام نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران مهار و معترضان به شکل «خشونتآمیزی» سرکوب شد.
شورش مرداد ۱۳۷۳ قزوین؛ درخواست برای برخورد بدون اغماض
شورش ۱۲ مرداد ۱۳۷۳ قزوین، یکی از دیگر از شورشهای دهه هفتاد بود که در اعتراض به رد لایحه استان شدن قزوین در مجلس به وقوع پیوست و سه روز ادامه داشت. اعتراض قزوینیها هم با اعزام نیروهای سپاه پاسداران به شدت سرکوب شد.هواداران نظام سیاسی هم پس از سرکوب معترضان، با برپایی یک راهپیمایی «عاملان اغتشاش» را محکوم کردند.
آماری از کشته یا کشتهها و مجروحان و همچنین میزان خسارات وارد شده در این واقعه اعلام نشده است.
شورش فروردین ۱۳۷۴ اسلامشهر؛ معترضانی که انگشت گندیده دشمنان نامیده شدند
پانزدهم فروردین ماه ۱۳۷۴ کرایههای حمل و نقل در اکبرآباد اسلامشهر به شکل بیسابقهای افزایش پیدا کرد. این موضوع که ساکنان این منطقه محروم را خشمگین کرده بود، آنها را به خیابانها کشاند.در این واقعه هم برخی از اماکن دولتی و عمومی آسیب دیدند و جاده ساوه به تهران بسته شد.
با ورود قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، تظاهرات معترضان به شکل خشونتآمیزی سرکوب شد. خامنهای یک روز پس از این واقعه، اعتراضها را «خرابکاریهای دشمن» از طریق وارد کردن «انگشت گندیده خودشان» در کشور عنوان کرد و گفت که دشمنان خارجی در حال «خرابکاری و توطئه» در کشور هستند.
اعتراضهای ۱۸ تیر ۱۳۷۸؛ معترضانی که خس و خاشاک توصیف شدند
دهه هفتاد که با اعتراضهای طبقه فرودست آغاز شده بود با اعتراضات ۵ روزه در تیر ماه ۱۳۷۸ شکلی جدید به خود گرفت که اقتصادی نبود. اعتراضها از آنجا آغاز شد که لباس شخصیهایی موسوم به انصار حزبالله روز ۱۸ تیر به تجمع دانشجویان در کوی دانشگاه تهران حمله کردند.
علی خامنهای که در جریان اعتراضات پیشین با صدور فرمانهایی، زمینه برخوردهای سختگیرانهای با معترضان را فراهم کرده بود، در جریان بحران ۱۳۷۸ با عبارات شدیدالحنی معترضان را تهدید کرد.
اعتراضهای ۱۳۸۸؛ لبه پرتگاه
پس از گذشت ده سال از واقعه کوی دانشگاه تهران، اعتراضهای در این رخ داد که قابل مقایسه با اعتراضهای پیش از خود نبود.
در جریان این بحران که رهبران معترضان جزئی از نظام سیاسی بودند، شکافی در بدنه حاکمیت ایجاد شد، به گونهای که آقای خامنهای از این واقعه به عنوان «لبه پرتگاه» یاد میکند.
خامنهای که شاهد سماجت نامزدهای معترض و طرفدارانشان بود، در روز ۲۹ خرداد با تأکید بر نقش «بیگانگان در اعتراضهای انتخاباتی»، به طور علنی نامزدهای معترض را تهدید کرد.
شورش دی ۱۳۹۶؛ نقش دشمنان خارجی در اعتراضها
ناراضیان از وضعیت اقتصادی در ایران ۸ سال پس از اعتراضهایی که خاستگاه سیاسی داشت، از ۷ تا ۱۲ دی ۱۳۹۶ به خیابانها رفتند. جرقه این اعتراضها که به گفته برخی از مسئولان، ۱۶۰ شهر ایران را در بر گرفت در تجمع مالباختگان در مشهد زده شد.
خامنهای در ۱۹ دی ۱۳۹۶ در توصیف اعتراضها از واژه «نبرد» استفاده کرد و گفت که به نظر او، اعتراضها از سه جا آب میخورد: «نقشه مربوط به آمریکاییها و صهیونیستها است»، «پول مال یکی از این دولتهای خرپول اطراف خلیج فارس است» و «پادوییاش هم مربوط به سازمان منافقین است».
او همچنین گفت که دشمنان خارجی در تبلیغاتشان، صدها نفر «اخلالگر و تخریبکننده» را هزاران نفر نشان میدهند.
شورش آبان ۱۳۹۸؛ معترضانی که اشرار نامیده شدند
با تصمیم دولت حسن روحانی برای گران کردن بنزین بار دیگر آتش اعتراضها در سراسر ایران شعلهور شد. طبقه فقیر که از فساد و نابرابری به تنگ آمده بودند، بخش اعظم معترضان را تشکیل دادند. آنها که بر اثر برنامههای اقتصادی کشور فقیرتر شده بودند، انتقادات خود را متوجه خامنهای کردند.
دو روز پس از آغاز اعتراضها به افزایش قیمت بنزین، در جلسه درس خارج فقه خود در یک موضعگیری سریع، معترضان را «اشراری» توصیف کرد که نباید به آنها به چشم «مردم معمولی» نگاه کرد.
اعتراضهای تابستان ۱۴۰۰ خوزستان؛ مردم مراقب باشند
ساکنان خوزستان که به کم آبی در این منطقه اعتراض داشتند تظاهراتی را از ۲۴ تیر ۱۴۰۰ شروع کردند.
این بار هم خامنهای با «کوچک شمردن» بحران آب، از مردم خواست، «مراقبت کنند؛ دشمن از هر چیز کوچکی میخواهد استفاده کند علیه کشور، علیه انقلاب، علیه جمهوری اسلامی، علیه مصالح عمومی مردم؛ مراقب باشند تا دشمن سوءاستفادهای نکند و بهانهای دست دشمنان داده نشود.»
او که این بار لحنش نسبت به گذشته کمی ملایمتر شده بود تا ۸ روز هیچ واکنشی از خود نشان ندادو این در حالی بود که او به صدور پیامهایش ادامه میداد.
اعتراضهای ۱۴۰۱؛ سکوت
نخستین اعتراضهای مرگبار دهه نود که با حضور گسترده طبقه فرودست آغاز شده بود با اعتراضها به جانباختن مهسا امینی شکلی جدید به خود گرفت که دیگر اقتصادی نیست.
اعتراضها که در ابتدا نسبت به جانباختن یک دختر جوان در بازداشتگاه گشت ارشاد بود به تدریج به موضوع «زن و حجاب اجباری» و «آزادیهای فردی» رسید و در ادامه زمامداری آیتالله خامنهای را هدف گرفت و به شدت خشونتآمیز شد.
مرور چگونگی مواجهه خامنهای با بحرانهای متعدد داخلی نشان میدهد که او در طول بیش از سه دهه از رهبریاش، با متهم کردن معترضان به پیروی از «دشمنان»، همواره از نیروهای حامی نظام و وفادار به او حمایت کرده است. اما چرا این بار او تاکنون سکوت کرده و از الگوی پیشینش استفاده نکرده است؟ آیا او در آغاز دهه چهارم زمامداریاش تغییری در روش و گفتارش داده است یا میخواهد از تبعات این بحران جاخالی دهد؟
روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا رهبر ایران همچنان به نیروهای امنیتی و نظامی کشور تکیه خواهد کرد یا روش جدیدی را برای برخورد با معترضانی که بیشترشان دهه هشتادی هستند، بر خواهد گزید.




















