«محبت نیوز»- درک این نکته برای ما اهمیت دارد که در عهد جدید، دیگر هیچ روز مقدسِ از پیش تعیینشدهای برای ایمانداران وجود ندارد اما در عهد عتیق، زندگی یک ایماندار با روزهای مقدسی که اعیاد ملی قوم خدا به شمار میرفتند، گره خورده بود. هرچند این روزها متعدد بودند، اما همگی اعیادی دینی محسوب میشدند. در واقع، ریشهی واژهی «تعطیلات» (Holiday) نیز از عبارت «روز مقدس» (Holy Day) گرفته شده است.
پیش از اصلاحات پروتستانی، کلیسای کاتولیک تقویم کاملی از روزهای مقدس تدوین کرده بود که کریسمس نیز یکی از آنها بود. اصلاحطلبان، بهویژه در کشور من، اسکاتلند، به این رویکرد واکنش تندی نشان دادند؛ زیرا به نظر میرسید کلیسا بر انجام اعمالی اصرار میورزد که فراتر از دستورات کتاب مقدس و گاهی در تضاد با آن بودند. در نتیجه، تمام این روزهای خاص، از جمله کریسمس، کنار گذاشته شدند. هنگامی که نمایندگان اسکاتلندی در اواسط قرن هفدهم به «مجمع وستمینستر» (مجمعی که در آن اعترافنامهها و کاتکیزمهای معروف پروتستان نوشته شد) رفتند، از اینکه میدیدند مردم در روز کریسمس کار نمیکنند، وحشتزده شدند! حتی در دوران کودکی من در اسکاتلند، روز کریسمس فقط یک تعطیلی نیمروزه بود.
من دوستان مسیحیای دارم که همچنان به آن سنت قدیمی پایبندند. استدلالشان این است که چون کتاب مقدس به طور مستقیم به ما دستور جشن گرفتن کریسمس را نمیدهد، کلیسا نیز نباید آن را برگزار کند. متأسفانه، گاهی این دیدگاه با لحنی تا حدودی کینهتوزانه و حتی با حس برتری معنوی ابراز میشود و اینگونه القا میکند که گویی کسانی که در این ایام، «تجسّم» (ورود خدا به جهان در قالب انسان) را جشن میگیرند، باید احساس گناه کنند.
با این حال، چندین ملاحظه وجود دارد که مرا به این باور رسانده است که جشن گرفتن کریسمس برای ما امری مشروع، مناسب و مفید است.
نخست اینکه: کتاب مقدس به ما نمیگوید که برای مثال، کشیشان یا مشایخ کلیسا باید تصمیم بگیرند که در ماه سپتامبر سلسله موعظاتی درباره «تقدیس» داشته باشند، یا آخرین یکشنبهی یک ماه خاص را «یکشنبهی مأموریتها» بنامند، یا آخر هفتهی دیگری را به سالگرد تأسیس کلیسا اختصاص دهند. رهبران کلیسا این تصمیمات را برای سلامت روحانی جماعت اتخاذ میکنند. حال اگر ما این آزادی را داریم، بیگمان این آزادی را هم داریم که زمانی از سال را به تمرکز بر «تجسّم» خداوندگارمان عیسی مسیح اختصاص دهیم؛ زمانی برای تفکر در این باره، جشن گرفتن آن، و واکنش نشان دادن به رویداد شگرف تولد نجاتدهندهی جهان.
ما ادعا نمیکنیم این روزها، روزهای مقدس خاصی هستند و وجدان کسی را بیش از زمانی که یک ماه را به موعظه درباره «تقدیس» اختصاص میدهیم، مقید نمیکنیم. در واقع، مشاهدهی کلی من این است که مسیحیان و کلیساهایی که تجسّم را اینگونه جشن نمیگیرند، در عمل موعظههای کمتری دربارهی لقاح، تولد و سالهای آغازین زندگی خداوند ما میشنوند و تمرکز کمتری بر این موضوعات دارند؛ در حالی که این مباحث بی تردید اهمیت بنیادینی دارند.
نکتهی دیگر: اغلب گفته میشود که کریسمس در اصل یک جشن بتپرستانه است که بر پایهی جشن رومی «ساتورنالیا» (جشن خدای زحل) بنا شده. اما این ادعا مانند آن است که بگوییم «یکشنبهی اصلاحات» (روز گرامیداشت اصلاحات پروتستانی) یک جشن بتپرستانه است، چون با هالووین همزمان است. در حالی که برخی کلیساها مراسم روز اصلاحات را دقیقن در تقابل با رویدادهای هالووین برگزار کردند.
از نظر تاریخی، دلایل مشابهی وجود داشت که کریسمس همزمان با جشن رومی ساتورنالیا برگزار میشد. این کار راهی بود برای هدایت جهان بتپرست به سوی داستانی بهتر؛ به سوی خدایی بینهایت بزرگتر از «ساتورن». این جشن در واقع میگفت: «شما مخلوق را میپرستید، اما ما میخواهیم شما را به پرستش خالق تشویق کنیم.» هدف این بود که کریسمس، شهادتی قدرتمند به پسر متجسم خدا، خداوند ما عیسی مسیح باشد. این شهادت آنقدر قدرتمند بود که حداقل در یک مورد تاریخی، دشمنان مسیحیت از روی کینهتوزی، یک گردهمایی کلیسا در روز کریسمس را با بمب آتشزا هدف قرار دادند. بنابراین، «بتپرستانه» خواندن کریسمس، هم گمراهکننده است و هم نوعی بیاحترامی.
پس آری، روز کریسمس مقدستر از هیچ روز دیگری از سال نیست و شام کریسمس نیز تقدس بیشتری از شام دیشب ندارد. اما این روز و این شام، همچون هر وعدهی غذایی دیگر، میتواند به شیوهای خاص «به وسیله کلام خدا و دعا» تقدیس شود، زیرا به یاد میآوریم که خداوندْ عیسی برای نجات ما به این جهان آمد.
و همین آگاهی است که به ما کمک میکند تا از کریسمس به کمال لذت ببریم.
نویسنده مقاله: دکتر سینکلر بی. فرگوسن، استاد الهیات
منبع: لیگونیر
رفـع مسئولیت:
مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس میکنند.




















