«محبت نیوز»- ما در کریسمس اغلب از مریم سخن میگوییم و حق هم داریم. سرود فرشتگان را میشنویم، از حیرت چوپانان میگوییم و سفر خردمندان را دنبال میکنیم. اما مردی که آرام در سایههای میلاد مسیح ایستاده است، اغلب نادیده گرفته میشود؛ مردی که حضور استوار و وفادارش، داستان تولد مسیح را قوام میبخشد.
یوسف کمابیش در هر صحنه کریسمس حضور دارد، اما اغلب با او مانند یک سایه رفتار میکنیم؛ شخصیتی با عصا، چهرهای پشتیبان در نزدیکی آخور، فقط به عنوان یک تکیهگاه برای مریم.
اما تصویر کتاب مقدس از یوسف، غنی و پرمعناست. یوسف، قهرمان آرام کریسمس است. او هرگز کلمهای در کتاب مقدس بر زبان نمیآورد، اما زندگیاش سرشار از معناست. او مردی است که پارساییاش بیسروصدا در خدمت هدف رهاییبخش خدا بود. برخی از انسانها از طریق فصاحت یا اعمال قدرتمند بر جهان تأثیر میگذارند؛ یوسف از طریق اعمال ساده و وفادارانه. زندگی او، که در چند آیه خلاصه شده است، قلبی را آشکار میکند که خدا مقدسترین وظیفه خود – یعنی سرپرستی پسرش – را به او سپرده است. یوسف شایسته تأمل است؛ با بررسی زندگی او، هفت حقیقت قدرتمند آشکار میشود.
۱. عدالت و شفقت، دو روی یک سکهاند
نخستین تصویری که کتاب مقدس از یوسف ارائه میدهد، تصویری از زیبایی اخلاقی مردی آرام است. متی مینویسد: «یوسف، شوهرش، مردی درستکار بود…» (متی ۱:۱۹). «درستکار» به مردی اطلاق میشود که با شریعت خدا همسوست، و به عدالت، درستکاری و درستکاری اخلاقی پایبند است. اما درستکاری یوسف، خشک و بیروح یا قانونگرایانه نیست؛ بلکه با رحمت همراه است. متی اضافه میکند که یوسف پس از آگاهی از بارداری مریم – و علم به اینکه او پدر نیست – «نمیخواست مریم را شرمنده کند» (متی ۱:۱۹). حتی پیش از آگاهی از بیگناهی مریم و معجزهای که در رحم او رخ داده بود، یوسف از تحقیر عمومی او خودداری کرد. با وجود احساس جریحهدار شدن، شفقت را بر محکومیت ترجیح داد. این عدالتی متفاوت از عدالت فریسیان است که رعایت قوانین توسط آنها اغلب با سردی قلب همراه بود. عدالت یوسف در پی محافظت و نگهداری بود. پیش از آنکه مسیح نوزاد را از نقشههای شوم هیرودیس برای قتل او محافظت کند، مریم را از شرمساری حفظ کرد. یوسف به ما میآموزد که عدالت واقعی برای محکوم کردن یا مجازات عجله نمیکند؛ بلکه هدف آن رستگاری است. یوسف نشان میدهد که تقدس و شفقت متضاد نیستند، بلکه همراه یکدیگرند.
۲. خدا فروتنان را هدایت میکند
دومین ویژگی برجسته زندگی یوسف، سهولت دریافت هدایت الهی است. سه بار در انجیل متی، خدا در خواب با او سخن میگوید، معجزه لقاح مسیح را آشکار میکند، او را از خشم هیرودیس برحذر میدارد و در مورد زمان امن بازگشت از مصر به او دستور میدهد (متی ۱:۲۰؛ ۲:۱۳؛ ۲:۱۹). یوسف هر بار بدون تردید پاسخ میدهد؛ گوش میدهد، تسلیم میشود و اطاعت میکند.
این پاسخگویی، ریشه در فروتنی دارد. کتاب مقدس بر این فضیلت تأکید دارد. میکاه نبی، فروتنی را نه به عنوان یک گزینه، بلکه به عنوان یک الزام الهی ذکر میکند: «خداوند از شما چه میخواهد… جز اینکه با فروتنی با خدای خود رفتار کنید؟» (میکاه ۶:۸). عیسی نیز همین حقیقت را تأیید میکند: «خوشا به حال فقیران در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است» (متی ۵:۳). افراد مغرور به دنبال هدایت خدا نیستند، بلکه به منابع دیگر یا خودشان اعتماد میکنند، زیرا با غرور معتقدند که نیازی به خدا ندارند.
یوسف متفاوت بود. او به غرایز خود بالاتر از صدای خدا – کلام خدا – اعتماد نمیکرد. او به اندازه کافی فروتن بود که قابل آموزش باشد و به اندازه کافی ساکت بود که گوش دهد. غرور، ذهن را میبندد؛ فروتنی، قلب را باز میکند. خدا خود را به افراد مطمئن از خود آشکار نمیکند، اما با خوشحالی کسی را که در برابر او سر تعظیم فرود میآورد، هدایت میکند.
۳. اطاعت، دریچهای به سوی هدف الهی
زندگی یوسف نشان میدهد که اطاعت، دریچهای است که از طریق آن، هدف خدا وارد داستان یک شخص میشود. وقتی فرشته به او گفت که مریم را به همسری خود بگیرد، زیرا روحالقدس کودک را باردار شده بود، یوسف بحث نکرد یا تأخیر نکرد؛ او اطاعت کرد (متی ۱:۲۴).
همین الگو، تمام تعاملات او با خدا را مشخص میکرد. وقتی فرشتهای به او هشدار داد که هیرودیس به دنبال جان کودک است، «شبانه برخاست و کودک و مادرش را برداشت» (متی ۲:۱۴). وقتی خداوند به او اطلاع داد که هیرودیس مرده است و بازگشت امن است، یوسف نیز با همان قاطعیت پاسخ داد: «او برخاست و کودک را برداشت… و به سرزمین اسرائیل رفت» (متی ۲:۲۱). اطاعت او هرگز به زمان مناسبتری موکول نشد؛ بلکه فوری و کامل بود.
نمونه یوسف به ما یادآوری میکند که هدف الهی در انتهای اطاعت آشکار میشود. بسیاری به دنبال هدایت خدا هستند، اما اگر گام بعدی از آنها چیزی بیش از آنچه میخواهند، بخواهد، عقبنشینی میکنند. یوسف وقتی به کلام خدا قدم گذاشت، کاملن وارد نقشه خدا شد. جایی که خدا اطاعت آماده را بیابد، هدف خود را آشکار میکند.
۴. پارسایی یک نفر، پناهگاه خدا برای بسیاری
پارسایی هرگز صرفن یک امر شخصی نیست؛ خداوند از آن برای محافظت و برکت دیگران نیز استفاده میکند. زندگی یوسف نمونه بارزی است. متی او را به عنوان «مردی پارسا» توصیف میکند (متی ۱:۱۹)، و پارسایی او، همان پناهگاهی بود که خداوند برای محافظت از مریم و مسیح-فرزند از آن استفاده کرد.
پارسایی یوسف، محافظت فیزیکی را برای او فراهم کرد. وقتی فرشتهای به او هشدار داد: «برخیز… به مصر فرار کن»، یوسف فورن اطاعت کرد و کودک خردسال و مادرش را به مکانی امن برد (متی ۲: ۱۳-۱۴). بعدها، وقتی خدا او را به سرزمین مادریاش بازگرداند، او خانوادهاش را با همان قلب مطیع هدایت کرد (متی ۲: ۱۹-۲۱).
به لطف صداقت و ایمان یوسف، مریم و مسیح نوزاد حفظ شدند، اهداف نبوی خدا محقق شد و همان انجیلی که اکنون به میلیونها نفر پناه میدهد، به سلامت به تاریخ پیوست.
۵. سکوت، قدرتمندتر از گفتار
یکی از قابل توجهترین ویژگیهای داستان یوسف این است که حتی یک کلمه از او در کتاب مقدس ثبت نشده است. انجیلها به ما میگویند که او چه کرد، اما هرگز نمیگویند که چه گفت.
سکوت یوسف، سکوت انفعال یا بیتفاوتی نیست؛ بلکه سکوت مردی است که اجازه میدهد راه رفتنش حرف بزند. وقتی خدا سخن میگوید، یوسف بدون تردید پاسخ میدهد. در هر نقطه از داستان، اعمال او پژواک چیزی است که لبهایش هرگز نمیگویند: «من اینجا هستم، ای خداوند» (اشعیا ۶:۸).
در جهانی پر از سر و صدا و اطلاعات بیش از حد، یوسف به ما یادآوری میکند که زندگیهای ساده، استوار، فداکاری آرام و فراموشی خود، اغلب ماندگارترین تأثیر را دارند. سکوت او پوچی نبود؛ بلکه فصاحت بود.
۶. وفاداری در کارهای کوچک، عظمت در نظر خدا
یوسف هرگز معجزهای انجام نداد، موعظهای ایراد نکرد، در مقابل جمعیتی نایستاد یا سیاست عمومی را شکل نداد. در درام بزرگ کتاب مقدس، نقش او کوچک به نظر میرسد.
خداوند پسر خود را نه به یک پادشاه یا کاهن، بلکه به یک نجار سپرد – مردی که به عیسی کار، عبادت، دعا و احترام روزانه به راههای خداوند را آموزش میداد. لوقا مینویسد که عیسی «رشد میکرد و قوی میشد و از حکمت سرشار میگشت» (لوقا ۲:۴۰) و دوباره میگوید که او «در حکمت و قامت ترقی میکرد» (لوقا ۲:۵۲). در پشت این رشد، حضور اخلاقی ثابت یوسف – کار، رهبری و الگوی او – قرار داشت.
عظمت یوسف نه در دستاوردهای خارقالعاده، بلکه در توجه مداوم به امور عادی بود. او مریم را به همسری خود برگزید، نام کودک را عیسی گذاشت، همانطور که به او دستور داده شده بود (متی ۱:۲۴-۲۵)، سفر طاقتفرسایی را برای سرشماری به بیتلحم انجام داد (لوقا ۲:۱-۵)، عیسی را طبق شریعت در معبد حاضر کرد (لوقا ۲:۲۲-۲۴)، هر سال برای عید فصح به اورشلیم سفر میکرد (لوقا ۲:۴۱) و به عیسی حرفه آموخت (متی ۱۳:۵۵). هیچ یک از این اعمال خارقالعاده نبود، اما هر یک عملی از وفاداری به چیزهای به ظاهر کوچک زندگی بود.
یوسف به ما نشان میدهد که امر مقدس اغلب در مکانهای پیش پا افتادهتر زندگی – در محل کار، در آشپزخانهها و اتاقهای نشیمن، در مراقبت از خانواده و در انتخابهای کوچک روزمره که جلب توجه نمیکنند – وجود دارد. آسمان، عظمت را میبیند، جایی که زمین فقط روزمرگی را میبیند. از آنجا که یوسف در مورد چیزهای کوچک قابل اعتماد بود، خداوند چیزی بیحد و حصر را به او سپرد: سرپرستی «پسر یگانهاش» (یوحنا ۳:۱۶).
۷. خدا افراد عادی را برای کارهای خارقالعاده برمیگزیند
یوسف بدون هیچ زرق و برقی وارد صفحات کتاب مقدس میشود. او نه کاهنی مانند زکریاست، نه پیامبری مانند اشعیا و نه حاکمی مانند داوود پادشاه. او نجاری گمنام از روستایی گمنام در جلیل است. اما خداوند او را برای یکی از خارقالعادهترین مأموریتها در تمام تاریخ برگزید.
این الگوی کتاب مقدس است. خدا چوپانی لکنت زبان را برای مقابله با فرعون برگزید (خروج ۳-۴)، کوچکترین پسر یِسی را که توسط خانوادهاش نادیده گرفته شده بود، برگزید تا بزرگترین پادشاه اسرائیل شود (اول سموئیل ۱۶:۷-۱۳) و ماهیگیران را برگزید تا رسول شوند و پیام پادشاهی را به دستان خشن و پینه بسته آنها سپرد (متی ۴:۱۸-۲۲). پولس به ما یادآوری میکند که خدا اغلب عمداً اینگونه عمل میکند: «خدا چیزهای احمقانه دنیا را برگزیده است تا حکیمان را شرمنده کند… چیزهای ضعیف دنیا را تا قویان را شرمنده سازد» (اول قرنتیان ۱:۲۷).
یوسف مظهر این اصل الهی است. عظمت او نه در مقام، تحصیلات یا نفوذ، بلکه در در دسترس بودن بود. گمنامی یوسف او را فاقد صلاحیت نکرد؛ بلکه او را آماده ساخت.
آسمان، نفوذ را آنطور که زمین اندازهگیری میکند، اندازهگیری نمیکند. بزرگی چیزی مهم نیست، بلکه حال و هوای قلب انسان است که سودمندی او را در تدبیر الهی تعیین میکند.
بنابراین، در این کریسمس، اگر صحنهای از میلاد مسیح را با سایه یوسف که آرام بر مسیح-فرزند تکیه داده است، دیدید، لحظهای مکث کنید. کمی دقیقتر نگاه کنید. ممکن است متوجه شوید که سایه او بسیار فراتر از بیتلحم امتداد یافته و به آرامی بر زندگی ما افتاده است، به عنوان یادآوری اینکه آنچه خدا دوست دارد، اطاعت فروتنانه از اراده اوست. جهان ممکن است چنین زندگیهایی را نبیند، اما بهشت همیشه چنین زندگیهایی را میبیند. اگر ما، مانند یوسف، با ایمان در مکانهایی که خدا دستور داده است، قدم برداریم، ما نیز ممکن است به ابزارهای قابل توجهی در آشکار شدن کار رستگاری او تبدیل شویم.
نویسنده مقاله: کشیش مارک اچ. کریچ


















