«محبت نیوز»- همه بابانوئل را میشناسند؛ اما چند نفر میدانند که الهامبخشِ این پیرمردِ شاد، در واقع اسقفی بوده که شجاعت، سخاوت و محبتش قرنها بر آیین مسیحیت تأثیر گذاشته است؟
ششم دسامبر، روزی است که مسیحیان یاد و خاطرهی این اسقف محبوب، یعنی «سنت نیکلاسِ میرا» را گرامی میدارند. اگرچه اسناد تاریخی همعصر با او اندک است، اما در این مقاله داستان زندگی او را آنگونه که در سنت دیرینهی مسیحی حفظ شده، مرور میکنیم.
جهان مسیحیت اولیه
طبق روایات، سنت نیکلاس در قرن سوم و چهارم میلادی میزیست؛ دورانی که مسیحیت دستخوش دگرگونیهای عمیقی بود. امپراتوری روم که زمانی دشمن خونی مسیحیان بود، تحت فرمان امپراتور کنستانتین رویکردی مبتنی بر رواداری مذهبی در پیش گرفت و جوامع مسیحی در سراسر آسیای صغیر (ترکیه امروزی)، شمال آفریقا و اروپا شروع به رشد کردند.
نیکلاس در استان «لیکیا» در بخش شرقی امپراتوری (ترکیه کنونی) زندگی میکرد. منطقهای پر از شهرهای بندری شلوغ در کرانهی مدیترانه که از طریق مسیرهای تجاری به هم متصل میشدند و محل تلاقی ایدهها، فرهنگها و البته، ایمانِ نوپای مسیحی بودند. با این حال، این جهان هنوز با فقر شدید، آزارهای پراکنده و بحثهای داغ مذهبی دستوپنج نرم میکرد. در چنین دنیای پرهیاهویی بود که مردی پا به میدان گذاشت که مهربانیاش افسانهای شد.
ریشههای خانوادگی و انتخاب مسیر
نیکلاس حدود سال ۲۷۰ میلادی در شهر بندری «پاتارا»، در خانوادهای مسیحی، محترم و ثروتمند دیده به جهان گشود. والدین او که به ایمان و نیکوکاری شهره بودند، نیکلاس را با آموزههای مسیح، به ویژه لزومِ دستگیری از فقرا، پرورش دادند. هنوز جوان بود که حادثهای تلخ رخ داد: او هر دو والدینش را بر اثر یک بیماری همهگیر از دست داد. اما نیکلاس تصمیمی شگفتانگیز گرفت؛ او به جای استفاده از ارثیه پدری برای رفاه شخصی، تمام ثروتش را به نیازمندان بخشید و زندگیای سرشار از خدمت و نیایش را برگزید. او بعدها به مقام کشیشی رسید و سرانجام اسقف شهر «میرا» (در نزدیکی زادگاهش) شد.
اسقف نیکلاس؛ حامی ستمدیدگان
نیکلاس به عنوان اسقف، به خرد معنوی و عدالتخواهی شهرت یافت. او ساده میزیست و دغدغهی اقشار آسیبپذیر—به ویژه کودکان، ملوانان، بیوهها و فقرا—را داشت.
نیکلاس دوران سختِ «آزار و اذیت دیوکلتیان» (یکی از شدیدترین سرکوبهای ضد مسیحی در تاریخ روم) را تجربه کرد و روایات حاکی از آن است که به دلیل پافشاری بر ایمانش زندانی شد. او همچنین به عنوان یکی از حاضران در «شورای نیقیه» (سال ۳۲۵ میلادی) و مدافع سرسخت اصول اعتقادی مسیحیت شناخته میشود.
مشهورترین داستان درباره او، ماجرای پدری فقیر با سه دختر دمبخت است که توانایی تهیه جهیزیه برایشان را نداشت؛ وضعیتی که میتوانست آن دختران را به سرنوشتی تلخ دچار کند. نیکلاس با شنیدن این ماجرا، شبانه و مخفیانه کیسههای طلا را از پنجره (یا طبق برخی روایات از دودکش) به داخل خانه انداخت تا دختران بتوانند آبرومندانه ازدواج کنند. این عملِ «بخشندگیِ پنهان»، ریشه سنتِ هدیه دادن در کریسمس شد. به خاطر داستانهایی نظیر نجات ملوانان در طوفان و حمایت از بیگناهان، او لقب «نیکلاسِ معجزهگر» را دریافت کرد.
میراث و درگذشت
سنت نیکلاس در ششم دسامبر (حدود سال ۳۴۳ میلادی) پس از یک عمر خدمت درگذشت. قرنها بعد، بقایای پیکر او به شهر «باری» در ایتالیا منتقل شد که امروزه زیارتگاه دوستداران اوست. در قرون وسطی، او یکی از مقدسترین چهرههای اروپا بود و کلیساهای بسیاری در انگلستان، ایتالیا، یونان و روسیه به نام او بنا شد. زندگی او تجسم آموزههای عیسی بود: «وقتی به نیازمندان کمک میکنی، نگذار دست چپت از آنچه دست راستت انجام میدهد، آگاه شود».
تولد بابانوئل امروزی
جشن هلندی «سینترکلاس» (Sinterklaas) — که بر اساس روز سنت نیکلاس برگزار میشد — سرانجام به قاره آمریکا رسید. واژه «سینتر» به معنی قدیس و «کلاس» مخفف نیکلاس است. این نام در طول قرنها تکامل یافت و به شخصیت مدرن «سانتا کلاوز» (بابانوئل) تبدیل شد. اگرچه بابانوئلِ امروزی چهرهای عرفیتر (سکولار) دارد، اما ریشهاش همچنان به اسقفی بازمیگردد که فروتنانه و ناشناس به یاری نیازمندان میشتافت. امروزه سنت نیکلاس به عنوان قدیسِ حامی کودکان و نماد بخشش شناخته میشود. یاد او بهویژه در ایام کریسمس، الهامبخشِ سخاوتمندی و مهربانی است.
نیایش سنتی (The Collect)
در آیینهای مذهبی، دعای ویژهای برای یادبود او وجود دارد:
«خدای ابدی، تو با عشق عظیم خود به بندهات نیکلاس نامی جاودان برای مهربانی در خشکی و دریا بخشیدی. عطا فرما که کلیسای تو هرگز از تلاش برای شادی کودکان، امنیت دریانوردان و یاری فقرا دست نکشد…»




















