به گزارش «محبت نیوز» در حالیکه تشیع در ایران در دوران صفویه به صورت مذهبی رسمی ظاهر گردید اما در همین دوران بود که “اروجبیگ بیات” و آنطور که بعدها خوانده شد دون خوان یا دون ژوان ایران (۱۵۶۰”۱۶۰۵م) از اعضای عالی رتبه و اصلی هیئت ایرانی به همراه چند تن دیگر از اعضای ایرانی، در سفری که به اروپا داشتند به مسیحیت گرویدند.
وی که به فرمان شاه عباس یکم (۱۰۰۷ق، ۱۵۹۹م) به سرپرستی حسینعلی بیگ بیات برای تحکیم روابط به اروپا رفته بود، دبیر اول نخستین سفارت شاه عباس در اروپا محسوب می شد.
گویا در این سفر که آنتونی شرلی نیز به همراه هیئت ایرانی بوده است بین او وحسینعلی بیگ اختلافی در می گیرد و پاپ ابتدا آنتونى شرلى را به عنوان سفیر ایران پذیرفت و هنگامى که نوبت به حسینعلیبیگ رسید، وى ادعا کرد که سفیر اصلى اوست و شرلى فقط نقش راهنماى گروه را دارد؛ در حالى که شرلى فرستاده مخصوص شاه نیز بود.
حسینعلى بیگ در نزد پاپ توفیقى به دست نیاورد و هنگامى که پس از دو ماه اقامت در رم، میخواست عازم اسپانیا شود، فهمید که آنتونى شرلى و همراهانش ناپدید شدهاند و بنیاد بیگ (دبیر سوم)، سلمانى و آشپز گروه نیز به مسیحیت گرویدهاند.
هنگامى که حسینعلیبیگ میخواست اسپانیا را به قصد لیسبون ترک کند، از مسیحى شدن علیقلى بیگ، برادرزادهاش نیز آگاه شد که نگرانى خاطر بسیارى براى او فراهم آورد. از اینرو تصمیم گرفت از سفر به دیگر کشورهاى اروپایى صرفنظر کند.
- بیشتر بخوانید: شاهدخت ایرانی که مسیحی شد که بود؟
این گروه اعزامی ایرانی در راه بازگشت به وطن بودند که در مریذا (مارده) در نزدیکى لیسبون، شخصى، روحانى شیعه گروه را به قتل رساند. حسینعلیبیگ آشفته از این اوضاع، اروج بیگ را مأمور کرد تا براى دادخواهى نزد پادشاه اسپانیا برود اروجبیگ نیز در بازگشت به اسپانیا به مسیحیت گروید، اما به لیسبون بازگشت. وى در این پندار بود که مسیحی شدنش را پنهان کند و قصد داشت پس از بازگشت به ایران، با خانوادهاش به اسپانیا بازگردد، اما معلوم شد که حسینعلیبیگ از این ماجرا اطلاع دارد و نقشه قتل وی را کشیده است. با این حال، این کار عملى نشد و اروجبیگ خود را از مهلکه نجات داد و ناگزیر در اروپا ماند.
در منابع و متون تاریخی اسپانیا چنین آمده است: «یک نجیب زاده ایرانی بنام “اروج بیگ” که به سفارت ايران در اسپانيا اعزام شده بود , همراه با دو تن از همراهان خود به مسيحيت گرويدند. وي پس از فراگيري زبان اسپانيايي كتابي در سال 1604 منتشر ساخت و نام “دن خوان ايراني” ( دن ژوئن ) را براي خود برگزيد. در روي جلد اين كتاب آمده است: “از دن خوان ايراني به حضرت كاتوليك , جناب فليپ سوم , پادشاه كشورهاي اسپانيا و آقاي ما. درسه جلد بررسي اهم امور ايران , شجره نامه پادشاهان آن , جنگ هاي ايرانيان, ترك ها و تاتارها , مشاهدات خود در سفر به اسپانيا, تغيير مذهب خود و دوتن از جوانمردان ايرانی , تقديم مي شود.»
او اندكی پس از انتشار كتاب خود تحت عنوان دون ژوان ايراني، توسط يك اسپانيايي كشته شد. قاتلانش برای اینکه قتل او آشکار نگردد او را در قايقي نهاده و به دريا انداختند.




















