«محبت نیوز»- در حومه مسکو، ولادیمیر، مردی با گذشتهای پر تلاطم اما ایمان استوار مسیحی، خانهاش را به پناهگاهی برای کمک به خستگان و فراموششدگان تبدیل کرده است. رانندگان کامیون ایرانی، معتادان تاجیک و الکلیهای روس، همگی در این خانه بزرگ پذیرفته میشوند؛ جایی که نه تنها غذا و سرپناه، بلکه امیدی برای تولدی دوباره مییابند. ولادیمیر، که خود ۲۴ سال از عمرش را در زندان سپری کرده، معتقد است پیام انجیل میتواند زندگی هر انسانی را دگرگون کند.
مأموریتی بر روی چهار چرخ
ولادیمیر در میان جامعه مسیحیان باپتیست روسیه چهرهای شناختهشده است. او را بیش از همه با خودروی منحصر به فردش میشناسند که سراسر آن با آیات کتاب مقدس و شعار «عیسی مسیح منجی من است» پوشانده شده. او این مأموریت را از زندان آغاز کرد؛ جایی که آیات را با نخ قرمز روی لباسهایش میدوخت تا پیام ایمانش را به دیگران برساند.
این فعال اجتماعی همچنین به موعظههای بیپردهاش شهرت دارد که در آن مسیحیان را به «کمک به نیازمندان و سیر کردن گرسنگان» فرا میخواند. این دعوت، فقط یک شعار نیست؛ درب خانه او همیشه به روی کسانی که به یک وعده غذای گرم و مکانی برای خواب نیاز دارند، باز است.
چالشهای مالی و امید به آینده
با وجود نیت خیرخواهانه، این مرکز نوپا با مشکلات جدی مالی دست و پنجه نرم میکند. ولادیمیر در حالی که برای کسب درآمد مشغول دودی کردن گوشت خوک در حیاط خانهاش است، توضیح میدهد: «کار سختی است و منابع مالی محدودی داریم. برای حفر چاه و نصب پمپ آب به نیم میلیون روبل (حدود ۶۰۰۰ یورو) نیاز داریم و همین مقدار نیز برای اتصال گاز هزینه دارد. ما حتی یک حمام مناسب برای شستوشوی بیخانمانها نداریم.»
او و خانوادهاش پیش از این در یک آپارتمان اجارهای زندگی میکردند، اما نارضایتی صاحبخانه از حضور افراد بیخانمان و معتاد، آنها را به فکر خرید یک مکان مستقل انداخت. ولادیمیر میگوید: «ما آنها را به کلیسا میبردیم، اما به دلیل ظاهر نامناسب و بوی بد، با استقبال خوبی مواجه نمیشدند. مراکز بازپروری نیز بیشتر شبیه اردوگاههای کار اجباری بودند.»
از گذشتهای تاریک تا تولدی دوباره
انگیزه ولادیمیر برای این کار، ریشه در گذشته پر فراز و نشیب خودش دارد. او که در غیاب پدر زندانیاش بزرگ شده بود، راه او را ادامه داد و دو بار، هر کدام به مدت ۱۲ سال، به زندان محکوم شد. او خود را در آن دوران فردی «پست، گناهکار و حیلهگر» توصیف میکند.
نقطه عطف زندگی او در دومین دوره حبس، پس از یک اقدام به خودکشی نافرجام رقم خورد. او در سلول انفرادی، در حالی که از شدت ضعف و عفونت در آستانه مرگ بود، برای نخستین بار به درگاه خدا فریاد زد و به دنبال معنای زندگی گشت. مدتی بعد، با دریافت یک جلد انجیل از یک مبشر مسیحی و مطالعه آن، مسیر زندگیاش برای همیشه تغییر کرد. او میگوید: «فهمیدم خدا علیه من یک پرونده جنایی دارد. در ۲۴ ژوئن ۲۰۰۵، روی زمین زانو زدم و به خدا قول دادم آنطور که او میخواهد زندگی کنم.»
خانه فرش؛ پناهی برای خستگان
ولادیمیر می گوید خرید خانه اش نیز یک معجزه است. ولادیمیر شبی در اینترنت این خانه را پیدا میکند و با وجود نداشتن پول کافی، با دعا و تخفیف باورنکردنی صاحبخانه، موفق به خرید آن میشود. او این مکان را «خانه فرش» نامیده است؛ فرشی برای استراحت کسانی که از سختیهای زندگی خستهاند. او امیدوار است که با کمکهای مردمی بتواند این خانه ناتمام را به یک مرکز بازتوانی کامل برای خدمت به نیازمندان تبدیل کند.




















