یهودیان ایرانی‌تبار در اسرائیل: دلتنگی برای زادگاه در سایه جنگ و سیاست

«محبت نیوز»-در حالی که جنگ میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ایالات متحد آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر ادامه دارد، هزاران یهودی ایرانی‌تبار در اسرائیل بیش از هر زمان دیگری میان خاطره‌های گذشته و واقعیت‌های امروز سرزمین جدیدشان قرار گرفته‌اند. گزارش خبرگزاری فرانسه از اورشلیم نشان می‌دهد که بسیاری از آنان، با وجود دهه‌ها زندگی در اسرائیل، هنوز با ایران پیوندی عاطفی و عمیق احساس می‌کنند.

بر اساس برآوردها بیش از سیصد هزار یهودی ایرانی‌تبار در اسرائیل زندگی کنند. بیشتر آنان مهاجرانی هستند که پس از انقلاب ١۳٥٧ به اسرائیل آمده‌اند یا فرزندان آنان به شمار می‌روند. سحر سعیدیان، ۴۵ ساله، یکی از این مهاجران است. او مجری برنامه‌ای به زبان فارسی در رادیوی دولتی اسرائیل است. سعیدیان که در شیراز، زادگاه حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، به دنیا آمده، در هجده سالگی در سال ۱۹۹۸ به اسرائیل مهاجرت کرد و چند سال بعد خانواده‌اش نیز به او پیوست. او می‌گوید: «بعد از بیست‌وشش سال زندگی در اسرائیل، شاید بیشتر اسرائیلی به نظر برسم تا ایرانی، اما ایران هنوز در درون من زنده است و زندگی می‌کند.» سحر هنگام سخن گفتن از سرزمین زادگاهش به سختی جلوی اشک‌هایش را می‌گیرد و می‌گوید دلتنگی برای ایران «هر روز» با اوست. او وضعیت خود را چنین توصیف می‌کند: «ما مثل بچه‌هایی هستیم که پدر و مادرشان از هم جدا شده‌اند، ولی هر دو را دوست دارند.»

تا پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، سعیدیان هفته‌ای یک‌بار برنامۀ یک‌ساعته‌ای به زبان فارسی در رادیوی «رکا» از شبکۀ دولتی کان اجرا می‌کرد. این برنامه ‌میان بخش‌های اسپانیایی و روسی پخش می‌شد، اما از اول مارس، با آغاز جنگ، او هر روز در استودیوی رادیو در اورشلیم برنامه‌ای ویژه اجرا می‌کند.

او در آغاز یکی از برنامه‌ها چنین می‌گوید: «درود به همۀ کسانی که در جستجوی راه آزادی هستند و به شنوندگان وفادار رادیوی فارسی کان.» در یکی از این برنامه‌ها، شاهین نجفی، خوانندۀ ایرانی مقیم آلمان که در سال ۲۰۱۷ در اسرائیل نیز کنسرت برگزار کرد، مهمان اوست. در میانه گفتگو، منشه امیر، روزنامه‌نگار باسابقه ۸۶ ساله و چهره‌ای شناخته‌شده در میان ایرانیان و نه فقط یهودیان ایرانی، وارد استودیو می‌شود.

منشه امیر که در سال ۱۹۶۰ برنامۀ فارسی رادیوی اسرائیل را پایه‌گذاری کرد، از امید خود به «قیامی در ایران» سخن می‌گوید که به باور او می‌تواند «ملت ایران و حتی جهان» را نجات دهد. سحر سعیدیان در پاسخ به او می‌گوید: «وقتی کودک بودم، پدرم هر روز ساعت پنج بعدازظهر رادیو را روشن می‌کرد و از همه می‌خواست سکوت کنیم تا بتواند برنامۀ شما را گوش کند.»

خبرنگار خبرگزاری فرانسه تصریح می‌کند که روی یقه کت سحر سعیدیان دو نشان کوچک دیده می‌شود: یکی پرچم اسرائیل و دیگری پرچم ایران پیش از انقلاب ١۳٥٧. سعیدیان می‌گوید: «در ذهنم چمدانم آماده است.» وی توضیح می‌دهد که منتظر روزی است که بتواند دوباره به ایران بازگردد : جایی که هنوز دلتنگ «فضا، خیابان‌ها، همسایه‌ها و دوستان» آن است.

در گوشه‌ای دیگر از اورشلیم، آرون یعقوبی، ۷۶ ساله، رستوران کوچکی را اداره می‌کند که تنها رستوران ایرانی این شهر به شمار می‌رود. او در ده‌سالگی از ایران به اسرائیل مهاجرت کرد. در رستوران او غذاهای سنتی ایرانی مانند گُندی، قورمه‌سبزی و باقالی‌پلو سرو می‌شود. روی دیوار رستوران عکسی قدیمی از خانواده‌اش در تهران نصب شده است. در کنار آن نیز تصویری بزرگ از محمدرضا شاه پهلوی دیده می‌شود. یعقوبی می‌گوید: «این عکس نشان می‌دهد ما از آن رژیم حمایت می‌کنیم، نه از حکومتی که امروز مردم خود را می‌کشد و به دار می‌زند.»

او می‌گوید که هنوز با برخی از یهودیان باقی‌مانده در ایران در تماس است و معتقد است زندگی برای آنان آسان نیست.

یعقوبی از این که نتوانسته زبان فارسی را به فرزندانش بیاموزد افسوس می‌خورد، اما امیدوار است که عشق به فرهنگ ایرانی – از شعر و موسیقی گرفته تا غذا – را به آنان منتقل کرده باشد. در حالی که در آشپزخانه مشغول آماده کردن غذاست، یعقوبی زیر لب ترانه‌ای فارسی را که در رستوران پخش می‌شود زمزمه می‌کند.

با گذشت بیش از شصت‌وپنج سال از زندگی در اسرائیل، او می‌گوید از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه یک رؤیا در سر دارد: «خریدن بلیت تهران.» او می‌خواهد روزی فرزندان و نوه‌هایش را به کشوری ببرد که در آن به دنیا آمده است.

برگرفته از رادیو بین المللی فرانسه

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی