«محبت نیوز»-کتاب مقدس به صراحت فرمان میدهد که در پی صلح باشیم. در رساله به رومیان (۱۲:۱۸) میخوانیم: «اگر ممکن است، تا آنجا که به شما بستگی دارد، با همه در صلح و صفا زندگی کنید.» عیسی مسیح نیز در تعالیم خود، از جمله در «موعظه سر کوه»، ما را به محبت نسبت به دشمنان و پرهیز از انتقامجویی فراخوانده است. اینها حقایقی غیرقابل انکار و بنیادین در ایمان مسیحی هستند.
اما بیایید واقعبین باشیم؛ تعالیم مسیحیت هرگز به معنای امضای پیمان خودکشی نبوده است. ما در جهانی سقوطکرده زندگی میکنیم که در آن، شرارت اهل تسامح و مذاکره نیست.
امروزه، این شرارت با نام و دکترینی مشخص قد علم کرده است: «جهاد»؛ کارزاری بیوقفه، مذهبی و توسعهطلبانه برای فتح و انقیاد که تاکنون دو سوم جهان مسیحی باستان را بلعیده و اکنون آشکارا بقایای تمدن غربی را تهدید میکند. در برابر چنین تهدیدی، اصرار بر «صلحطلبی مطلق» و نفی هرگونه خشونت دفاعی، نه تنها نشاندهنده برتری اخلاقی نیست، بلکه جادهصافکنِ پیروزی بربریت است. تاریخ پیش از این، حکم خود را درباره انفعال در برابر جهاد صادر کرده است: نابودی.
دوگانه الهیاتی: انفعال در برابر دفاع مسئولانه
بخشی از جامعه مسیحی، با تکیه بر سیره کلیسای اولیه (پیش از امپراتور کنستانتین)، بر این باورند که عدم خشونت، خالصترین شکل پیروی از مسیح است و زور با قدرت دگرگونکننده انجیل در تضاد است. اما در نقطه مقابل این دیدگاهِ تقلیلگرایانه، مکتب ریشهدار «جنگ عادلانه» قرار دارد.
سنت آگوستین در قرن پنجم میلادی — درست در زمانی که شهرش تحت محاصره وندالهای بربر بود — این نظریه را پایهگذاری کرد. او به درستی استدلال کرد که «عشق به همسایه»، گاهی ایجاب میکند که برای محافظت از او در برابر متجاوزان، دست به سلاح ببریم. توماس آکویناس بعدها این دکترین را در دو شاخه اصلی مدون کرد: «حقانیت در توسل به جنگ» (محدود به دفاع مشروع و نیت برقراری صلح) و «رفتار عادلانه در جنگ» (رعایت تناسب قوا و مصونیت غیرنظامیان). این اصول، دفاع مشروع را از تجاوز و «جنگ مقدس» متمایز میکند.
چهار خطای مهلک صلحطلبان
صلحطلبیِ افراطی در عصر حاضر، با چهار چالش اخلاقی و منطقی عمیق روبهروست:
نخست آنکه، صلحطلبان در غرب پشت همان سپری پنهان شدهاند که آن را محکوم میکنند. آرامش آنها مرهون ارتش و پلیس مسلحی است که جهادگرایان را مهار کردهاند.
دوم، آنها با امتناع از دفاع، بیگناهان را در مسلخ رها میکنند. شرارت با دیدن انفعال خلع سلاح نمیشود، بلکه آن را نشانه ضعف و دعوتی برای پیشروی میپندارد.
سوم، این رویکرد خیانتی آشکار به مفهوم تمدن است. ملتی که اراده دفاع از خود را از دست بدهد، خود را برای تسلیم شدن آماده کرده است.
و چهارم، مخالفت با نیروی دفاعی، انسان را شریک جرم متجاوز میکند. همانطور که انفعال اروپا زمینهساز فجایع جنگ جهانی دوم شد، عدم مقابله با افراطگرایی امروز نیز به سوختن کلیساها ختم خواهد شد.
درسهای تلخ خاورمیانه و شمال آفریقا
برای درک عواقب صلحطلبی منفعلانه، کافی است به سرنوشت سرزمینهای مسیحینشینی نگاه کنیم که از مقابله به مثل خودداری کردند. پیش از قرن هفتم میلادی، شمال آفریقا، مصر، سوریه و آناتولی، مهد مسیحیت و زادگاه اندیشمندانی چون آتاناسیوس بودند. اما در طول قرنها، فتوحات نظامی در کنار سیاستهای تحقیرآمیز ذمه و مالیاتهای کمرشکن جزیه، مسیحیت را در شمال آفریقا در عمل نابود کرد.
امروزه قبطیهای مصر در تنگنا هستند، جوامع باستانی آشوری و کلدانیِ سوریه و عراق در آستانه انقراض قرار دارند و جمعیت مسیحیان در ترکیه (آناتولی سابق) به حدود ۰.۲ درصد سقوط کرده است. انفعال، صلح نیاورد؛ بلکه به یک نسلکشی تدریجی جمعیتی انجامید. در مقابل، مسیحیت غربی به این دلیل بقا یافت که با تکیه بر چارچوب «جنگ عادلانه» آگوستین، به دفاع از مرزهای خود برخاست.
دفاع، یک وظیفه مسیحی است
جهان سقوطکرده با آرزوها و خیالپردازیهای رمانتیک نجات نخواهد یافت. در سال ۲۰۲۶، ما بار دیگر با تهدیداتی روبهرو هستیم که تاکتیکهایشان نو شده، اما دکترینشان همان است: «تسلیم شو یا بمیر».
توصیه به خلع سلاح یکجانبه — چه نظامی و چه فرهنگی — پیروی از عیسی مسیح نیست. «شاهزاده صلح» هرگز به پیروانش دستور نداد که گردن خود را برای تیغ متجاوزان آماده کنند؛ بلکه فرمان داد که «همچون مار هوشیار باشند».
صلحطلبی تنها تا زمانی مقدس جلوه میکند که اولین کلیسا به آتش کشیده نشده باشد. پس از آن، ماهیت واقعی خود را نشان میدهد: بزدلی اخلاقی در لباسی مذهبی. در عصر جهاد و افراطگرایی، مهار شر با زور برای بازگرداندن عدالت، نه یک انتخاب، بلکه وظیفهای مسیحی است. تسلیم شدن، دیگر یک گزینه نیست؛ تنها راهی به سوی انقراض است.




















