مدیر مرکز «دفاع از آزادی»: انکار «جنگ عادلانه» توسط پاپ، دفاع از شر است

«محبت نیوز»- موعظه پاپ لئو در یکشنبه نخل که در آن اعلام کرد عیسی جنگ را رد می‌کند و خداوند به دعاهای جنگ‌افروزان گوش نمی‌دهد، انتقادات گسترده‌ای به دنبال داشته است. به باور صاحب نظران این اظهارات پاپ، نظریه دیرینه‌ی «جنگ عادلانه» در مسیحیت و کتکیزم کاتولیک را زیر سؤال برد.

سخنان پاپ در میدان سنت پیتر، در حضور ده‌ها هزار نفر که برای آغاز هفته مقدس گرد هم آمده بودند، با تأکید بر اینکه «هیچ‌کس نمی‌تواند از عیسی مسیح برای توجیه جنگ استفاده کند»، ایراد شد. پاپ همچنین با استناد به آیه‌ای از کتاب اشعیا، بیان کرد که دستان جنگ‌افروزان «پر از خون» است و خداوند به دعاهایشان بی‌اعتناست.

این موعظه، موجی از بحث‌ها را در محافل مسیحی و فراتر از آن برانگیخته است. رایان هلفنبین، مدیر اجرایی مرکز «دفاع از آزادی»، در پادکست خود با عنوان «نکته اینجاست»، به شدت به اظهارات پاپ واکنش نشان داده و این رویکرد را در تضاد با تعالیم تاریخی کلیسا و کتاب مقدس ارزیابی کرده است.

هلفنبین با اشاره به اینکه رویکرد پاپ لئو و سلف او، پاپ فرانسیس، بیشتر با «ترقی‌خواهی» همسو است تا با کاتولیک رومی تاریخی، سه محور اصلی را برای دفاع از مفهوم «جنگ عادلانه» مطرح می‌کند:

۱. کتاب مقدس جنگ را ممنوع نمی‌کند، بلکه آن را چارچوب‌بندی می‌کند:
به گفته هلفنبین، فرمان ششم، قتل بی‌گناهان را منع می‌کند نه هرگونه کشتار در جنگ را. او به آیاتی از کتاب خروج (۲۲ و ۱۵) اشاره می‌کند که نشان می‌دهند خداوند می‌تواند در برخی موارد، ابزاری برای داوری الهی علیه شر باشد. همچنین، کتاب تثنیه (۲۰) چهارچوب‌هایی برای «جنگ شرافتمندانه، عادلانه و با شرایط صلح» برای اسرائیل ارائه می‌دهد. او تأکید می‌کند که عهد جدید نیز این مفهوم را تغییر نمی‌دهد و حتی به مقامات حاکم اجازه حمل شمشیر برای مقابله با شر را می‌دهد (رومیان ۱۳).

۲. سنت مسیحی «جنگ عادلانه» را تأیید می‌کند:
هلفنبین به آموزه‌های آگوستین هیپو در قرن چهارم اشاره می‌کند که جنگ را یک «عمل عاشقانه تراژیک» برای بازگرداندن صلح و محافظت از بی‌گناهان می‌دانست. توماس آکویناس نیز در «جامع الهیات» خود، شرایط جنگ عادلانه یا مشروع را شامل مرجع قانونی، دلیل عادلانه و نیت درست برای جنگ برمی‌شمارد. او همچنین به تأیید مجدد سنت «جنگ عادلانه» توسط کنوانسیون باپتیست جنوبی در سال ۲۰۲۴ اشاره می‌کند.

۳. تاریخ نشان می‌دهد که تمدن‌ها در غیاب «جنگ عادلانه» سقوط می‌کنند:
مدیر اجرایی مرکز «دفاع از آزادی» با ذکر مثال‌هایی تاریخی، اهمیت «جنگ عادلانه» را برای بقای تمدن غرب برجسته می‌سازد. او به نبرد تور در سال ۷۳۲ میلادی و نقش شارل مارتل در جلوگیری از نفوذ اسلام به اروپای غربی اشاره می‌کند. همچنین، دفاع یان سوبیسکی از وین در سال ۱۶۸۳ در برابر عثمانی‌ها را نمونه‌ای دیگر از «جنگ عادلانه» می‌داند که غرب را نجات داد. هلفنبین حتی جنگ جهانی دوم را نیز نمونه‌ای از «جنگ عادلانه» می‌داند که برای مقابله با تهدید نازی‌ها توجیه شد.

هلفنبین در پایان، غرب را «به طور فزاینده‌ای ضعیف و آسیب‌پذیر» توصیف می‌کند و بر لزوم هوشیاری مسیحیان در برابر تروریسم و تبلیغات گمراه‌کننده تأکید دارد. او می‌پذیرد که جنگ به خودی خود شر است و باید آخرین چاره باشد، اما قاطعانه بیان می‌کند که «گفتن اینکه جنگ هرگز قابل توجیه نیست، همان استدلالی است که از شر دفاع می‌کند و در عین حال فجایع زیادی به بار می‌آورد.» او نتیجه می‌گیرد که «جنگ عادلانه، سازش یک مسیحی با شر نیست، بلکه وظیفه و امتناع یک مسیحی از بی‌مجازات گذاشتن شر است.»

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی