«محبت نیوز»- تاریخ پنهان جامعه یهودیان مشهد، که برای بیش از یک قرن هویت دینی خود را در خفا حفظ کردند، اکنون بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. این جامعه، که در پی یک قتلعام و گرویدن اجباری به اسلام مجبور به زندگی دوگانه شدند، نمونهای بینظیر از مقاومت ایمانی را به نمایش گذاشتند.
ریشههای تاریخی و تراژدی اللهداد
جوامع یهودی از قرنها پیش در ایران حضور داشتند. در اواسط قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار ۴۰ خانواده یهودی را از قزوین به مشهد آورد و آنان را مسئول نگهداری غنائمی کرد که از هندوستان به دست آورده بود. پس از مرگ او، این خانوادهها در مشهد ماندند و به دلیل عدم تحمل مسلمانان محلی نسبت به غیرمسلمانان، در یک محله ای مخصوص (گتو) به خود زندگی میکردند. این وضعیت پرتنش در تاریخ ۲۶ مارس ۱۸۳۹ به اوج خود رسید، زمانی که بر اساس تهمتهای دروغین، حدود ۳۰ یهودی در جریان آنچه به “کشتار اللهداد” معروف شد، قتلعام شدند.
نیسیم باسالیان، یکی از یهودیان مشهد متولد ۱۹۴۰، در مصاحبهای با جنبش جهانی میزراچی، این واقعه را بازگو میکند: «آنها به دنبال بهانهای برای حمله به محله یهودیان بودند. به ما “اتهامات بی اساس” وارد کردند…» سپس آنها به محله ما حمله کردند، کنیسه را به آتش کشیده شد، خانهها غارت و کودکان ربوده شدند و اینگونه بود که جامعه ۲۴۰۰ نفری یهودیان با انتخابی هولناک روبرو شد: مرگ یا گرویدن به اسلام.
زندگی پنهان: مارانوهای مشهد
باسالیان توضیح میدهد که جامعه یهودی ۲۴ ساعت مهلت خواست و تصمیم گرفتند به ظاهر مسلمان شوند، اما در خفا ایمان یهودی خود را حفظ کنند. این پنهانکاری شباهت زیادی به “مارانوها”ی اسپانیا داشت که در دوران تفتیش عقاید کاتولیک، یهودیت خود را مخفیانه حفظ کردند. حتی در لحظه ادای شهادتین اسلامی، برخی به جای “محمد” “موسی” را زمزمه میکردند.
زنان در حفظ این زندگی پنهانی نقش حیاتی ایفا کردند. آنها با پوشیدن لباسهای بلند اسلامی، بدون جلب توجه مسلمانان، میتوانستند غذای کوشر، شالهای عبادت و طومارهای تورات را بین خانهها جابجا کنند. آنها در ملاء عام غذاهای غیرکوشر میخریدند، اما شبها مخفیانه طبق قوانین کوشر آشپزی میکردند. خانوادهها در گتو که خانههایشان از طریق درهای کوچک به هم متصل بود، مراسم شچیتا (ذبح حیوانی حلال) و پخت ماتزا را انجام میدادند. آموزش کودکان برای حفظ اسرار نیز از چالشهای بزرگ این جامعه بود.
آرامش نسبی و مهاجرت
با روی کار آمدن سلسله پهلوی، شرایط برای یهودیان ایران تا حدودی بهبود یافت. باسالیان میگوید: «شاه با اقلیتها بسیار خوب بود؛ ما او را دوست داشتیم. برابری وجود داشت.» با این حال، حتی در این دوره نیز، در سال ۱۹۴۶، حمله دیگری به جامعه یهودی مشهد صورت گرفت که شاه با اعزام نیروها آن را متوقف کرد. پس از این حادثه، بسیاری از یهودیان مشهدی، از جمله خانواده باسالیان، به تهران و سپس به اسرائیل و ایالات متحده مهاجرت کردند. پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، موج گستردهتری از مهاجرت یهودیان از ایران آغاز شد.
میراثی ماندگار
امروزه، هیچ یهودیای در مشهد باقی نمانده است و شمار اندکی در تهران حضور دارند که با محدودیتهایی در حفظ هویت خود روبرو هستند. با این حال، جامعه بزرگ یهودیان مشهدی در سراسر جهان، به ویژه در آمریکا، پیوندهای قوی خود را حفظ کردهاند. باسالیان با اشاره به این همبستگی میگوید: «ما یک خانواده بزرگ مشهدی هستیم. همه را میشناسیم… اگر اتفاقی برای یک مشهدی بیفتد، ظرف چند دقیقه از آن مطلع میشویم.»
برای گرامیداشت این داستان مقاومت، نمایشگاه جدیدی در موزه ملی اسرائیل برپا شده است. حییم نریا، متصدی موزه، اهمیت این نمایشگاه را در شرایط فعلی و درسی که از این تراژدی میتوان گرفت، برجسته میکند. او میگوید: «بسیاری از قتلعامها علیه یهودیان در تاریخ ثبت شده است، اما داستانهای تغییر دین اجباری بسیار نادر است.»
باسالیان تاکید میکند که هدف آنها یادآوری این وقایع به نسل جوان قبل از عید پسح است تا داستان منحصر به فرد خود را از یاد نبرند. میراث یهودیان مشهدی، با وجود همه مشکلات و سختیها، همچنان زنده است و الهامبخش باقی خواهد ماند.
نویسنده: جو الیزابت
منبع: All Israel News

















