«محبت نیوز»- مشهور است که چارلز دیکنز، نویسنده مشهور بریتانیایی در عصر ملکه ویکتوریا و نویسنده رمانهایی همچون «آرزوهای بزرگ» و «دیوید کاپرفیلد»، آغازگر سنتهای مدرن کریسمس در دنیای انگلیسیزبان بود. حتی بهتازگی در این باره فیلمی ساخته شده که دیکنز را به عنوان «مردی که کریمسس را اختراع کرد» معرفی میکند.
با این وجود، تاکید بیش از حد بر نقش دیکنز، پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقتر را نادیده میگیرد، و تنها بر سنتهای ویکتوریایی تمرکز میکند. اگرچه کریسمس در دهه 1840 اهمیتی ویژه پیدا کرد، نمایشهایی مانند «بازیهای کریسمس» چارلز دیبدین در سال 1795 بینشی ارزشمند از کریسمس در قرن هجدهم ارائه میدهند.
این نمایش تصویری جذاب از رسوم کریسمس در دورانی ارائه میدهد که جشن گرفتن این واقعه کمتر رایج بود، اما همچنان توسط خانوادههای وفادار به پادشاهی و ایمانداران مسیحی گرامی داشته میشد.
در دوران ویکتوریا، بسیاری از سنتهای کریسمس در حال فراموشی بودند. دیکنز با آثار خود، از جمله “آواز کریسمس”، به احیای این سنتها کمک کرد. او بر اهمیت گردهماییهای خانوادگی، تبادل هدایا، تزئین خانهها و برگزاری ضیافتهای کریسمس تأکید کرد. این مفاهیم به سرعت در میان طبقات مختلف جامعه بریتانیا و سپس در سراسر جهان گسترش یافت.
دیبدین ترانهسرا و کارآفرین فرهنگی مشهوری بود که بازیهای کریسمس را بهعنوان بخشی از نمایشهای تکنفره موسیقی خود در لندن اجرا میکرد. این اثر جشنهایی را در خانهی سر آلفرد انگلیش، یک نجیبزاده میهنپرست، در زمانی به تصویر میکشد که فرانسهٔ انقلابی تهدیدی برای سنتهای بریتانیا محسوب میشد.
این نمایش جزئیات بازیهای متعددی را شرح میدهد که در آنها مراتب اجتماعی به طور موقت تحت شرایط شادخواری نادیده گرفته میشد. این فعالیتها شادی جمعی را ترویج میداد، و تفاوت بین خدمتکاران، مستأجران و میزبانان را از میان میبرد.
مهمانی شام با محوریت گوسالهای که درسته کباب شده بود، همراه با تزئینات سنتی، موسیقی و رقص، اوج جشن کریسمس قرن هجدهمی بود. در این جشنها نمایشگرانی حضور داشتند که یکیشان لباس «بابا کریسمس» میپوشید، و تمرکز بیشتر بر شادی بود تا ارائه معانی مذهبی.
دیبدین با آثار خود، تصویری از کریسمس قرن هجدهم ارائه داد که بر مهماننوازی، شادی و همبستگی اجتماعی تأکید داشت. اگرچه او به اندازه دیکنز در تاریخ کریسمس شناختهشده نیست، اما نقش او در حفظ و ترویج سنتهای کریسمس در دورانی که این جشن کمتر رایج بود، قابلتوجه است. آثار او پلی میان رسوم قدیمی کریسمس و احیای مدرن آن در عصر ویکتوریا محسوب میشوند.
تصویر دیبدین از کریسمس، با تأکید بر مهماننوازی و سخاوت ثروتمندان، در تضاد با دیدگاه مردمیتر دیکنز در «سرود کریسمس» است. با این حال، ارتباطهایی بین این دو شخصیت وجود دارد. دیکنز که تحت تأثیر شهرت دیبدین و نمایشهای او قرار داشت، احتمالن با بازیهای کریسمس آشنا بود. جورج هاگارت، پدر همسر دیکنز، با احیای علاقه به آثار دیبدین، ارتباط بین این دو نویسنده را تقویت کرد.
در خاتمه باید گفت دیبدین را میتوان به عنوان یک پیشگام در حفظ و نمایش سنتهای کریسمس در قرن هجدهم دانست. او کریسمس را به عنوان جشنی اشرافی و سرگرمکننده به تصویر کشید. دیکنز اما کریسمس را به یک جشن مردمی و جهانی تبدیل کرد که بر ارزشهای انسانی و اجتماعی تأکید دارد. او نه تنها سنتهای قدیمی را احیا کرد، بلکه مفاهیم جدیدی به آن افزود که همچنان در فرهنگ کریسمس مدرن زنده است.




















