روایت پناهجوی ایرانی؛ از کلیسای خانگی در ایران تا اردوگاه مهاجران در پاناما

«محبت نیوز» – آرتمیس قاسم‌زاده، یکی از پناهجویان ایرانی که به‌تازگی از آمریکا اخراج و به پاناما منتقل شده، اکنون با خطر بازگشت به ایران روبه‌رو است. او می‌گوید به دلیل گرویدن به مسیحیت، زندگی‌اش در ایران به خطر افتاده و همین موضوع دلیل اصلی خروج او از کشور بوده است. آرتمیس در گفت‌وگو با نیویورک تایمز از مسیر پرچالش ایمان خود به عیسی مسیح و تصمیمش برای ترک وطن سخن گفته است. این گزارش به شرح حال زندگی او، دلایل گرویدن به مسیحیت و چالش‌هایی که در این مسیر با آن مواجه شده، می‌پردازد.

اولین تجربه در کلیسا
آرتمیس اولین بار در سفر به ترکیه قدم به کلیسا گذاشت. او خاطره آن روز را این‌گونه روایت می‌کند: «احساس آرامش عجیبی داشتم، آن‌قدر که یک کتاب مقدس کوچک خریدم.» او کتاب را در میان لباس‌هایش پنهان کرد و با دشواری فراوان به اصفهان، زادگاهش برد.

سفر معنوی آرتمیس از اسلام به مسیحیت، بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲، در کلیساهای خانگی و جلسات تعلیمی آنلاین شکل گرفت. او سه سال پیش با تعمید آب، به گفته خودش «تولد دوباره» را تجربه کرد. این تغییر دین برای او بسیار خطرناک بود، چراکه نوکیشان مسیحی در ایران با آزار و اذیت شدید مواجه هستند. پس از مدتی، تعدادی از اعضای کلیسای خانگی که او در آن عضویت داشت، دستگیر شدند. به همین دلیل، آرتمیس تصمیم گرفت ایران را ترک کند و راهی آمریکا شود.

 

زندگی دوگانه در اصفهان
آرتمیس می‌گوید هرگز جرأت نکرد درباره ایمانش به عیسی مسیح با خانواده‌ مذهبی‌اش صحبت کند. او مسیحیت را جذاب می‌دانست، زیرا پیام آن سرشار از محبت و صلح بود و قوانینش نسبت به اسلامی که او در ایران تجربه کرده بود، سختگیرانه نبود. او توضیح داد که کلیساهای خانگی در ایران با احتیاط شدید جلسات خود را برگزار می‌کردند. اعضا برای ورود به این جلسات پیام‌هایی دریافت می‌کردند که تنها یک‌بار قابل مشاهده بود و مکان جلسات نیز مرتب تغییر می‌کرد. آرتمیس همچنین گفت که برادر بزرگ‌ترش، شاهین، ۳۲ ساله، نیز به مسیحیت گرویده است.

در سال ۲۰۲۲، قیامی به رهبری زنان سراسر ایران را فرا گرفت که با مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد. آرتمیس گفت که کمابیش هر روز در اعتراضات شرکت می‌کرد و شعار «زن، زندگی، آزادی» سر می‌داد. او، مانند بسیاری از زنان ایرانی، در اقدامی اعتراضی حجاب خود را کنار گذاشت و موهایش را آزادانه به نمایش گذاشت. او گفت که دولت پیام‌های متعددی برایش ارسال کرد و او را به دادگاه احضار نمود، اما از حضور در دادگاه خودداری کرد.

 

سفر به آمریکا
در دسامبر، آرتمیس و برادرش شاهین ایران را به مقصد ایالات متحده ترک کردند. او از سیاست‌های سختگیرانه مهاجرتی دولت ترامپ آگاه بود، اما تصور می‌کرد این سیاست‌ها تنها مجرمان و جنایتکاران را هدف قرار می‌دهد. آن‌ها ابتدا به ابوظبی و سپس کره جنوبی رفتند و در نهایت به مکزیکوسیتی رسیدند. در آنجا، پس از جستجوی فراوان، قاچاقچی‌ای پیدا کردند که با دریافت سه هزار دلار به ازای هر نفر، آن‌ها را با کشتی به تیجوانا برد. در تیجوانا، قاچاقچی آنان را شبانه به یک نقطه مرزی برد و به نردبانی اشاره کرد و گفت: «برو. از دیوار بالا برو و سریع حرکت کن.» آرتمیس به یاد می‌آورد که وقتی پاهایش به خاک آمریکا رسید، گریه کرد و به برادرش گفت: «تمام شد. بالاخره رسیدیم.»

اما این خوشحالی دوامی نداشت. دقایقی بعد، مأموران مرزی آن‌ها را دستگیر کردند. به بازداشتگاه منتقل شدند و از یکدیگر جدا شدند. آرتمیس گفت که از آن زمان نه برادرش را دیده و نه با او صحبت کرده است. مادرش به او اطلاع داد که شاهین به یک مرکز در تگزاس منتقل شده و همچنان در آنجا نگهداری می‌شود.

او بارها به مقامات اعلام کرده که یک نوکیش مسیحی ایرانی است و به آمریکا پناه آورده، اما به گفته خودش، هیچ‌گاه مصاحبه‌ای درباره درخواست پناهندگی‌اش انجام نشده است.

در ۱۲ فوریه، دست‌های او را بستند و با یک هواپیمای نظامی به پاناما اخراج کردند. آن روز، روز تولد ۲۷ سالگی او بود.

 

اخراج به پاناما
آرتمیس قاسم‌زاده در هواپیما با ۹ ایرانی دیگر که آن‌ها نیز نوکیش مسیحی بودند، آشنا شد. آن‌ها داستان‌هایی مشابه داشتند و از آن زمان به گروهی یکدل تبدیل شدند. حدود یک هفته، آن‌ها در هتلی تحت نظر نگهبانان مسلح نگهداری شدند. نیویورک تایمز از زمان ورود او به پاناما، روزانه با او در تماس بوده است.

آرتمیس، که مانند بسیاری از ایرانیان هم‌نسل خود به دنیای دیجیتال علاقه‌مند است، ویدئویی درباره وضعیت اسفناک خود و همراهانش تهیه کرد و آن را با شبکه‌های خبری فارسی‌زبان خارج از ایران به اشتراک گذاشت. این ویدئو بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد.

پس از آن، او و دیگران از امضای اسنادی که راه را برای بازگرداندن آن‌ها به ایران هموار می‌کرد، خودداری کردند. در نتیجه، آن‌ها را سوار اتوبوس کردند و به اردوگاهی در جنگل فرستادند.

علی هریسچی، وکیل ایرانی-آمریکایی در واشنگتن، وکالت این گروه را به‌صورت رایگان بر عهده گرفته است. او گفت که اولویت اصلی‌اش جلوگیری از بازگرداندن این افراد به ایران است. این وکیل افزود: «از مقامات آمریکایی درخواست می‌کنیم تا سیاست‌های خود را تغییر دهند و به این گروه اجازه دهند که دوباره به آمریکا وارد شوند.»

آرتمیس گفت که این اردوگاه جنگلی شبیه یک قفس بزرگ است و شرایط بسیار سختی دارد. دست او بر اثر نیش پشه متورم و قرمز شده بود و یکی از کودکان ۱۱ ساله این گروه از پناهجویان ایرانی زمین خورده و مچ پایش زخمی شده بود. او گفت که پزشک کمپ به والدین کودک اطلاع داده که دستگاه اشعه ایکس برای تشخیص شکستگی استخوان در دسترس نیست.

پاناما اعلام کرده است که مهاجران تمام نیازهای خود را دریافت می‌کنند، اما آرتمیس هر شب جملاتی را در دفترچه کوچکی می‌نویسد. در یکی از صفحات خطاب به عیسی مسیح نوشته است: «مطمئنم که صدای مرا از آن بالا می‌شنوی. پس کمک کن.» کنار این جمله، یک قلب کوچک قرمز کشیده است.

 

Tagged:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شبکه‌های اجتماعی