الویس پریسلی؛ ستاره‌ای که آرامش را در ایمان مسیحی جستجو می‌کرد

«محبت نیوز»- الویس پریسلی (Elvis Presley) خواننده، بازیگر و نماد فرهنگی آمریکایی بود که به عنوان “پادشاه راک اند رول” (The King of Rock and Roll) شناخته می‌شود. او در تاریخ 8 ژانویه 1935 در توپلو، میسیسیپی به دنیا آمد و در یک خانواده فقیر بزرگ شد. استعداد موسیقی او از کودکی آشکار بود و در دهه 1950 به شهرت جهانی رسید.

 هنگامی که ورنون پریسلی، پدر الویس، در سال ۱۹۶۰ – دو سال پس از درگذشت همسر اولش گلدیس در ۱۹۵۸ – دوباره ازدواج کرد، الویس صاحب سه برادر ناتنی شد. بیلی استنلی برادرش در خاطراتش از  وی اینگونه یاد میکند:

«[یادم هست] وقتی در هفت سالگی برای نخستین بار او را دیدم هر سه ما را یکجا بغل کرد و گفت “همیشه آرزوی داشتن برادرهای کوچک رو داشتم.” آن موقع اصلن نمی‌دانستیم او کیست، اما تمام آن شب با ما حرف زد و خودش ما را به رختخواب برد. صبح روز بعد به سرعت از در وارد شد و فریاد زد: “پاشین بریم بازی!” حیاط خلوت پر بود از انواع اسباب‌بازی، برای  هر کدام از ما سه تا! انگار همین که به خواب رفتیم، یه فروشگاه کامل باز کرده بود.»

بیلی تأکید می‌کند که الویس نه تنها با هدایای مادی، بلکه با آموزش ارزش‌های معنوی نیز بر زندگی ما تأثیر گذاشت. او به برادران کوچکترش دعا کردن را آموخت و نشان داد چگونه هر شب باید برای نعمت‌های خداوند شکرگزاری کنند. بیلی همچنین تحت تأثیر انضباط روحانی الویس قرار داشت: «خیلی‌ها نمی‌دانند بعد از هر کنسرت، تا طلوع آفتاب با خواندن انجیل خودش را آرام می‌کرد. ارتباط عمیقی با خدا داشت. مردم می‌گفتند “فلان کار رو کرد”، اما ما همه خطا می‌کنیم. به عنوان مسیحی، همه ما زیر ذره‌بینیم. الویس اما زیر میکروسکوپ زندگی می‌کرد، چون سوپراستار بود. همیشه می‌گفت: “روی یک شانه‌ش شیطان و روی دیگری خدا نشسته بودن. جنگ همیشگی‌ای تو ذهنش جریان داشت.”»

 

دوران سخت و پناه بردن به ایمان
در میانه‌های دهه ۷۰، الویس با چالش‌های سلامت جسمی و اعتیاد به داروهای تجویزی پزشکان دست‌وپنجه نرم می‌کرد. جدایی از پریسیلا در ۱۹۷۳ نیز بر مشکلاتش افزوده بود. بیلی از این دوران پرالتهاب می‌گوید: «الویس برای آرامش  به آغوش کلام خدا پناه برد. غرق مطالعه کتاب مقدس شده بود. می‌گفت: “هر تجربه‌ای که بشر لازم داره تو این کتاب اومده… اینجوری آرامش می‌گیرم. بزرگترین مشکل آدما بخشیدن خودشونه. خدا می‌بخشد، فقط باید بخواهی. اما ما از پس بخشش خودمون برنمی‌آییم.”»

بیلی ادامه می‌دهد: «همیشه به من گوشزد می‌کرد: “بیلی… اگر روی کمک به دیگران تمرکز کنی، روحت رشد می‌کنه. کتاب مقدس می‌گه خداوند بخشنده‌های سخاوتمند رو دوست داره.” الویس خودش سخاوتمندترین آدمی بود که دیدم. می‌گفت: “وقتی احساس تنهایی می‌کنی، یادت باشه زمین بازی شیطان ذهن توئه. اما کمک به دیگران همه تردیدها رو از بین می‌بره. ما برای همین اینجاییم.”»

 

آخرین ملاقات
در ۱۴ آگوست ۱۹۷۷، بیلی برای آخرین بار الویس را دید. فضای ملاقات ابتدا صمیمی بود، اما ناگهان سنگین شد. الویس پرسشی ژرف مطرح کرد: «به نظرت خدا همه گناهانم رو می‌بخشه؟» بیلی پاسخ داد: «الویس، هفده ساله داریم در این مورد حرف می‌زنیم!» الویس با آرامش گفت: «فقط می‌خواستم دوباره از تو بشنوم.»

بیلی از گفت‌وگوی پایانی می‌گوید: «در مورد تغییراتی که می‌خواست تو زندگی‌ش ایجاد کنه حرف زد. گفت می‌خواد بره کتاب مقدسش رو بخونه و من قول دادم آخر هفته به دیدنش بیام. آخرین حرفش این بود: “باشه، دوستت دارم.”» دو روز بعد، در ۱۶ آگوست ۱۹۷۷، الویس در ۴۲ سالگی چشم از جهان فروبست.

 

 میراث ماندگار
بیلی در سال ۱۹۸۹ کتاب خاطراتش با عنوان “الویس، برادر من” را منتشر کرد و به تازگی نیز کتاب “ایمان الویس” را نوشته است. او از مهم‌ترین درسی که از برادرش گرفته می‌گوید: «به من آموخت طوری زندگی کنم که انگار امروز آخرین روز زندگی‌ام است. خودش اینطور زندگی می‌کرد. آنچه مردم از او می‌دیدند شاید ۲۰ درصد واقعیت وجودیش بود. او فراتر از یک ستاره بود؛ وطن‌پرستی خداپرست و برادری مهربان. درس‌هاش رو هرگز فراموش نمی‌کنم.»

این روایتِ رابطهٔ عمیق دو برادر و تلاش بیلی برای زنده نگه داشتن میراث معنوی الویس، تصویری متفاوت از “سلطان راک اند رول” ارائه می‌دهد؛ انسانی که در اوج شهرت، تشنهٔ آرامش الهی بود.

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی