«محبت نیوز»- کیم شین جو، کماندوی ارتش کره شمالی که در سال ۱۹۶۸ تلاش کرد رئیسجمهور کره جنوبی را ترور کند و بعدها در تحولی شگرف به یک کشیش محبوب در کره جنوبی تبدیل شد، در تاریخ نهم آوریل و در سن 82 سالگی در بیمارستانی در سئول درگذشت.
به گزارش کریستین تودی، کیم تنها عضو دستگیر شده از یک واحد کماندویی کره شمالی بود که در سال ۱۹۶۸ قصد حمله به «خانه آبی» — مقر ریاست جمهوری کره جنوبی — را داشت. او در سال ۱۹۴۲ در خانوادهای فقیر در شهر ساحلی چونجین به دنیا آمد. پس از آزاد شدن کره از سلطه ژاپن در سال ۱۹۴۵، نیروهای اتحاد جماهیر شوروی شمال کره را اشغال کردند و در سال ۱۹۴۸ کره شمالی به کشوری مستقل اما کمونیستی تبدیل شد.
کیم شین جو در مدارسی درس خواند که غرق در ایدئولوژی کمونیستی بود. پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان، کیم وارد ارتش شد و سپس برای عضویت در یک واحد ویژه تحت فرماندهی مستقیم کیم ایل سونگ، نخستن رهبر کره شمالی انتخاب گردید. رژیم کمونیستی کره شمالی قصد داشت شبهجزیره کره را زیر پرچم کمونیسم متحد کند و چنین واحدهایی را برای عملیات سری در کره جنوبی آموزش میداد.
دو روز قبل از آغاز عملیات، واحد کماندویی کیم در منطقهای غیرنظامی در کره جنوبی با اعضای یک خانواده به نام “وو” مواجه شد که مشغول جمعآوری هیزم بودند. دستور فرمانده آنها کشتن هرکسی بود که در مسیر این عملیات قرار داشت اما اعضای این تیم تکاوری پس از مشورت تصمیم گرفتند که اعضای این خانواده را نکشند. اما خانواده وو پس از آزادی موضوع را به پلیس کره جنوبی اطلاع داد و نیروهای نظامی کره جنوبی در حالت آمادهباش قرار گرفتند که در نهایت باعث خنثی شدن عملیات ترور رئیس جمهور شد.
در ۲۱ ژانویه، کیم و ۳۰ نفر از همراهانش به خانه آبی نزدیک شدند تا رئیسجمهور پارک چونگ هی را ترور کنند، اما نیروهای کره جنوبی که منتظرشان بودند به آنها شلیک کردند. پس از این که به «حادثه ۲۱ ژانویه» معروف شد، ۲۹ کماندو کره شمالی کشته کشته و کیم زنده دستگیر شد. یک کماندو نیز به کره شمالی فرار کرد.
در کنفرانس خبری، کیم ابتدا اعلام کرد که آمده است گلوی پارک را ببرد و این موضوع جامعه کره جنوبی را شوکه کرد. اما در ادامه گفت: «اما من حتی یک گلوله به سمت هیچ غیرنظامی شلیک نکردم. هدفم فقط اجرای دستور کشتن رئیسجمهور بود.» پس از دستگیری، او تحت نظارت شدید قرار گرفت و پروندهاش به عنوان مورد امنیتی ویژه طبقهبندی شد. او در نهایت آزاد شد، چون مشخص شد به غیرنظامیان آسیبی نرسانده و ایدئولوژی کره شمالی را کنار گذاشته است.
اما قسمت تلخ ماجرا اینجا بود که اعترافات کیم و اظهار پشیمانی وی باعث شد خانوادهاش در کره شمالی اعدام شوند.
حادثه ۲۱ ژانویه باعث شد دولت کره جنوبی سیاستهای امنیتی جدیدی در قبال کره شمالی اتخاذ کند، امنیت اطراف کاخ آبی را افزایش دهد و نیروهای ذخیره میهنی را تشکیل دهد. همچنین احساسات ضد کمونیستی در سراسر کشور افزایش یافت. در سال ۱۹۷۰، کیم شهروند کره جنوبی شد. وی پس از آغاز زندگی جدید در این کشور، در جستجوی هویت واقعی خود بود و در کتاب خاطرات خود «تاریخ غمانگیز من» (۱۹۹۴) نقل کرد که این جستجو آغازگر سفر ایمانی او شد.
در همان سال با چوی جونگ-هوا ازدواج کرد که تحت تأثیر داستان زندگی این کماندو ارتش کره شمالی، نامههای دلگرمکنندهای برایش فرستاد. ایمان و فداکاری این زن عامل اصلی دگرگونی معنوی کیم شد. در سال ۱۹۸۱، کیم شین جو در کلیسای سونگرک سئول تعمید آب گرفت و گفت: «من برای کشتن رئیسجمهور آمده بودم، اما در واقع خدا برنامهای برای نجات من داشت.»
ایمان آوردن کیم به عیسی مسیح فقط یک تغییر دین یا باور نبود بلکه تحولی عمیق بود. تحصیلاتش در کره شمالی سرشار از ایدئولوژی کمونیستی بود اما پس از آشنایی با عیسی مسیح ، ایمان را به عنوان تنها راه رسیدن به کرامت انسانی یافت. او بارها گفته بود که ایمانش به عیسی مسیح او را از بند اسارتهایش آزاد کرده است.
در سال ۱۹۸۹، کیم با تاسیس یک سازمان حمایی به فراریان کره شمالی برای باز اسکان در کره جنوبی خدمات مختلفی از جمله مشاورههای روحی و روانی ارائه میکرد و همزمان به آنها انجیل را بشارت و کلام خداوند را تعلیم میداد.
کیم به طور گسترده درباره امنیت ملی و اتحاد مجدد دو کره سخنرانی میکرد و بیش از ۳۰۰۰ جلسه و سخنرانی در اینباره برگزار نمود. وی بشارت انجیل را با آموزش ضد کمونیستی و شهادتهای خود درباره زندگی در کره شمالی ادغام میکرد که به ویژه در میان جوانان و نظامیان گریخته از کره شمالی بسیار طرفدار داشت. همچنین او بر لزوم رعایت حقوق بشر در کره شمالی بارها در مجامع بین المللی سخنرانی کرد.
زندگی کیم پس از گرویدن به مسیحیت آسان نبود. در دهه ۱۹۸۰، وی تهدیدهای بسیاری از سوی دولت کره شمالی دریافت کرد. مقامات کره شمالی او را «عروسک خیمهشببازی جنوب» مینامیدند و هشدار میدادند که مجازات وی در راه است.
در ۲۱ ژانویه ۱۹۹۷ – بیستونهمین سالگرد حادثه خانه آبی – کیم به مقام کشیشی منصوب شد و در کلیسای سونگناک سامبونگ و همچنین کلیسای سونگرک که در آن تعمید گرفته بود، خدمتش را به عنوان شبان آغاز کرد.
در سالهای پایانی زندگی، کیم بیشتر بر نوشتن متمرکز شد. علاوه بر خاطراتش، کتابی به نام «غازی که نمیتواند پرواز کند» منتشر کرد و در آن خود را به پرندهای مهاجر تشبیه کرد که «نه به دلیل شکست، بلکه به خاطر فیض خدا» موفق به انجام ماموریت ترور نشده بود. او نوشت: «اما با شکست در ماموریتم، نجات یافتم.»
کیم پس از دو ماه اقامت در خانه سالمندان، بر اثر کهولت سن درگذشت. در مراسم تشییع جنازه او، وو سونگ جی، کوچکترین عضو خانواده وو که در سال ۱۹۶۸ با کیم و کماندوهای کره شمالی روبرو شد و از مرگ نجات یافت، حضور داشت و گفت: «از شگفتیهای کار خداوند این است که کیم شین جو برای کشتن انسانها به کره جنوبی آمد، اما به خاطر فیض خداوند باعث نجات جان بسیاری شد.»




















