«قوم برگزیده» خدا کیست؟ اسرائیل یا کلیسا!

به گزارش سرویس ترجمه «محبت نیوز» دولت معاصر اسرائیل همواره موضوع بحث‌های داغ و پرشوری است، به‌ویژه در میان مسیحیان که می‌کوشند جایگاه آن را در پرتو پیش‌گویی‌های کتاب مقدس و ژئوپلیتیک کنونی واکاوی کنند.

برخی با یکسان دانستن دولت مدرن اسرائیل و اسرائیلِ کتاب مقدس، دیگران را به حمایت بی‌قید و شرط از آن فرامی‌خوانند. این دیدگاه به‌تازگی و با جدال لفظی شدید تاکر کارلسون و سناتور تد کروز در رسانه‌ها، بیش از پیش برجسته شده است. در مقابل، گروهی دیگر با سقوط در ورطهٔ یهودستیزی، دست به شیطان‌سازی از تمام قوم یهود می‌زنند.

اما هر دو رویکرد افراطی، اصل مطلب را نادیده می‌گیرد.

کتاب مقدس، به‌ویژه در رساله به رومیان (باب‌های ۹ تا ۱۱)، تصویری روشن ارائه می‌دهد: دولت مدرن اسرائیل، همان اسرائیلِ کتاب مقدس نیست، اما عهد خدا با قوم یهود همچنان پابرجاست و نفرت‌پراکنی علیه آنان گناه است. بیایید این موضوع را با صداقت و شفافیت کتاب مقدس بررسی کرده و آن را بر دنیای از هم گسیخته امروز خود اعمال کنیم.

 

دولت مدرن، اسرائیلِ کتاب مقدس نیست
دولت اسرائیل که در سال ۱۹۴۸ تأسیس شد، یک دولت سکولار با واقعیت‌های سیاسی پیچیده است و نباید آن را با پادشاهی خدا-محورِ داوود یا ملت عهد عتیق یکسان دانست. اسرائیلِ کتاب مقدس هویتی مبتنی بر عهد مستقیم با خدا داشت که بر محوریت معبد و شریعت موسی (به‌عنوان راهنمایی به‌سوی مسیح) استوار بود. این عهد با آمدن عیسی مسیح، که با خون خود عهد جدیدی را برقرار ساخت، به کمال رسید (عبرانیان ۸:۱۳). اگرچه دولت مدرن اسرائیل با سرزمین و قوم یهود پیوند خورده است، اما از همان جایگاه الهیاتی برخوردار نیست.

در اینجا، باب‌های ۹ تا ۱۱ رساله به رومیان نقشی کلیدی ایفا می‌کند. پولس رسول با این پرسش دست‌وپنجه نرم می‌کند که جایگاه اسرائیل در نقشه الهی پس از مسیح چیست. او تأکید می‌کند که وعده‌های خدا به اسرائیل پابرجا می‌ماند، اما این وعده‌ها به یک نهاد سیاسی خاص گره نخورده است. در رومیان ۹:۶ می‌خوانیم: «نه همه کسانی که از نسل اسرائیل‌اند، به راستی اسرائیلی محسوب می‌شوند.» اسرائیل حقیقی در نگاه خدا، با ایمان تعریف می‌شود، نه فقط با قومیت یا یک دولت-ملت.

دولت کنونی اسرائیل، مانند هر دولت دیگری، نهادی انسانی، ناقص، پاسخگو و در نتیجه قابل نقد است. بر اساس کتاب مقدس، مسیحیان وظیفه‌ای برای حمایت بی‌قید و شرط از آن ندارند؛ برخلاف آنچه برخی با استناد به پیدایش ۱۲:۳ («آنانی را که تو را برکت دهند، برکت خواهم داد») ادعا می‌کنند. آن وعده که به ابراهیم داده شد، در نهایت به مسیح و وارثان روحانی او اشاره دارد، نه یک دولت مدرن (غلاطیان ۳:۱۶ و ۲۹).

این تمایز در ژئوپلیتیک امروز اهمیت حیاتی دارد. حمایت از حق موجودیت یا امنیت اسرائیل به معنای تأیید تمام سیاست‌های آن نیست. برای مثال، می‌توان رهبری کنونی اسرائیل، اقدامات نظامی، روابط با ایالات متحده، یا سیاست‌های دیگر آن را (که حتی در داخل خود اسرائیل نیز موضوع بحث هستند) بدون نفی اهداف الهی برای قوم یهود، زیر سؤال برد. در واقع، بررسی موشکافانه اگر با نیت حقیقت‌جویی همراه باشد، امری خردمندانه است. وفاداری کورکورانه به هر دولتی، خطر بت‌پرستی و قرار دادن یک ملت در جایگاهی بالاتر از پادشاهی خدا را به همراه دارد. مسیحیان باید اعمال اسرائیل را، همچون هر ملت دیگری، با ترازوی عدالت و راستی بسنجند (میکاه ۶:۸).

 

عهد خدا با قوم یهود پابرجاست
اگرچه دولت مدرن اسرائیل، اسرائیلِ کتاب مقدس نیست، اما عهد خدا با قوم یهود همچنان استوار است. باب ۱۱ رساله به رومیان در این مورد می‌گوید: «عطایا و دعوت خدا برگشت‌ناپذیرند» (رومیان ۱۱:۲۹). پولس توضیح می‌دهد که قوم اسرائیل، هرچند بخشی از آنان نسبت به انجیل سخت‌دل شده‌اند، اما همچنان در نقشه نجات الهی جایگاه دارند. او به ایمانداران غیریهودی هشدار می‌دهد که نسبت به «شاخه‌های طبیعی» (یهودیان) که به دلیل بی‌‌ایمانی جدا شده‌اند، مغرور نباشند، زیرا آنان می‌توانند از طریق ایمان دوباره پیوند زده شوند (رومیان ۱۱:۱۷-۲۴). خدا کلیسا را جایگزین اسرائیل نکرده است؛ بلکه غیریهودیان را در کنار یهودیان ایماندار به درخت عهد خود پیوند زده است.

این حقیقت، «الهیات جایگزینی» را که مدعی است کلیسا به طور کامل جانشین اسرائیل شده، رد می‌کند. چنین تفکری، آموزه روشن پولس مبنی بر پابرجا بودن وعده‌های خدا به اسرائیل را نادیده می‌گیرد (رومیان ۱۱:۱-۲) و با کم‌اهمیت جلوه دادن نقش بی‌بدیل قوم یهود در تاریخ نجات، به یهودستیزی دامن می‌زند. خود عیسی فرمود: «نجات از یهودیان است» (یوحنا ۴:۲۲). مسیح از طریق قوم اسرائیل به جهان آمد و حواریون نیز یهودی بودند. نفرت از قوم یهود، به معنای تحقیر ریشه‌های ایمان ماست. رومیان ۱:۱۶ نیز بر این نکته تأکید دارد: «زیرا من از انجیل سرافکنده نیستم، چون قدرت خداست برای نجات هر کس که ایمان آوَرَد؛ نخست یهود و سپس یونانی.»

 

یهودستیزی، گناهی شیطانی است
یهودستیزی گناهی شنیع و در تضاد کامل با ایمان مسیحی است. این فقظ یک معضل اجتماعی نیست، بلکه طغیانی روحانی علیه اهداف خداست. رومیان ۱۱:۱۸ به غیریهودیان هشدار می‌دهد که بر شاخه‌هایی که خدا حفظ کرده است، فخر نفروشند. با این حال، تاریخ سرشار از همدستی مسیحیان در یهودستیزی است—از کشتارهای قرون وسطی تا تئوری‌های توطئه امروزی.

امروزه، یهودستیزی در لفافه انتقاد از اسرائیل در عرصه ژئوپلیتیک موج می‌زند. گاهی اعتراضات علیه سیاست‌های اسرائیل به نفرتی کورکورانه از یهودیان به‌عنوان یک قوم تبدیل می‌شود که با تخریب کنیسه‌ها یا تهمت‌های ناروا همراه است. این رویکرد، شیطانی است. مزمور ۸۳:۳-۴ کسانی را که علیه «قوم برگزیده» خدا توطئه می‌کنند، محکوم می‌کند و زکریا ۲:۸ اسرائیل را «مردمک چشم» خدا می‌خواند. نفرت از قوم یهود، ستیز با خود خداست.

در عصر حاضر، یهودستیزی یک بحران جهانی است. در اروپا، جوامع یهودی با حملات فزاینده‌ای روبرو هستند که اغلب با تنش‌های خاورمیانه گره خورده است. در ایالات متحده، اعتراضات دانشگاهی و گفتمان‌های آنلاین، مرز میان نقد اسرائیل و کلیشه‌های ضدیهودی را کمرنگ کرده‌اند. این جریان از سوی هر دو جناح چپ و راست افراطی تغذیه می‌شود. این گروه‌ها اغلب نه برای کشف حقیقت، بلکه از روی نفرتی ریشه‌دار از قوم یهود، به نقد بی‌وقفه می‌پردازند. مسیحیان باید در برابر این پدیده بایستند. ما می‌توانیم و باید—به‌عنوان کسانی که برای حقیقت ارزش قائل هستیم—دولت‌ها را، چه اسرائیل، چه آمریکا و چه هر دولت دیگری، بدون نفرت‌پراکنی علیه یک قومیت کامل، نقد کنیم.

عیسی به ما فرمان می‌دهد که حتی دشمنان خود را محبت کنیم، نه اینکه آنان را نفرین کنیم (متی ۵:۴۴). پس چقدر بیشتر باید به قومی محبت بورزیم که خدا نجات را از طریق آنان به جهان عرضه کرد؟ پولس رسول در باب نهم رساله به رومیان، احساس قلبی خود را نسبت به یهودیانی که مسیحِ موعودشان را نپذیرفته‌اند، این‌گونه بیان می‌کند:
«در مسیح راست می‌گویم و دروغ نمی‌گویم، و وجدانم در روح‌القدس بر این گواهی می‌دهد که در دل خود غمی جانکاه و دردی بی‌امان دارم. زیرا حاضر بودم برای قوم خود، خویشاوندانم بر حسب جسم، از مسیح بریده و ملعون شوم. آنان که مقام فرزندی، جلال، عهدها، برخورداری از شریعت، عبادت در معبد و وعده‌ها از آن ایشان است. پدران از آنِ ایشانند و مسیح نیز بر حسب جسم از نسل ایشان است. او که خدای برتر از همه و تا ابد متبارک است. آمین.»

اگر پولس، با الهام از روح‌القدس، چنین عشقی برای قوم یهود در دل دارد و در آرزوی نجات نهایی آنان است، آیا ما نیز نباید چنین نگرشی داشته باشیم؟

 

پیوند زده شده، نه جایگزین
رومیان ۱۱:۱۷-۲۴ تصویری گویا ترسیم می‌کند: غیریهودیان همچون شاخه‌های زیتون وحشی هستند که در کنار یهودیان ایماندار، به درخت عهد خدا پیوند زده شده‌اند. این یک معادله برد-باخت نیست که در آن یک گروه جایگزین دیگری شود. نقشه خدا شامل هر دو گروه است و آنان را در یک خانواده عهدی متحد می‌سازد. کلیسا جایگزین اسرائیل نمی‌شود، بلکه از طریق مسیح، در میراث روحانی آن سهیم می‌گردد؛ میراثی که همان تحقق شریعت و کلام انبیاست. این حقیقت باید ما را به فروتنی وادارد. ما برتر از قوم یهود نیستیم، بلکه همراه با ایماندارانشان، وارثان مشترک فیض الهی هستیم.

از منظر ژئوپلیتیکی، این امر نیازمند ظرافت و دقتی است که در چشم‌انداز واکنش‌گرا و توجه‌محور امروزی به هنری گمشده تبدیل شده است. مسیحیان باید از صلح و عدالت در خاورمیانه حمایت کنند، حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند و همزمان از کرامت انسانی فلسطینیان نیز دفاع کنند. هر دو ملت در درگیری کنونی رنج می‌برند، و اردوگاه‌های ساده‌انگارانه «طرفدار بی‌چون‌وچرای اسرائیل» یا «مخالف بی‌چون‌وچرای اسرائیل» اغلب این حقیقت را نادیده می‌گیرند. اشعیا ۱۹:۲۳-۲۵ روزی را پیش‌بینی می‌کند که دشمنان دیروز—مصر، آشور و اسرائیل—در کنار یکدیگر خدا را عبادت خواهند کرد.

اگر خدا رویای آشتی را در سر دارد، ما نیز باید چنین باشیم.

پس تکلیف ما چیست؟
نخست، این ایده را که دولت مدرن اسرائیل همان اسرائیلِ کتاب مقدس است، رد کنید. این یک دولت-ملت است، نه یک نهاد الهی. در صورت لزوم، اعمال آن را همچون هر دولت دیگری نقد کنید.
دوم، محبت پایدار خداوند به قوم یهود را تصدیق کنید. رومیان ۱۱:۲۸ می‌گوید که آنان «به‌خاطر پدرانشان محبوب هستند.» یهودستیزی در قلب یک مسیحی جایی ندارد.
در نهایت، برای صلح دعا کنید. آشفتگی خاورمیانه—چه از جانب حکومت ایران، چه حملات حماس یا واکنش‌های اسرائیل—فریادی برای صلح الهی است.

در جهانی که قبیله‌گرایی و نفرت حکمفرماست، مسیحیان باید پرچمدار حقیقت و محبت باشند. ما به داستان رستگاری خدا پیوند خورده‌ایم، اما صاحب آن نیستیم. بیایید به قوم یهود احترام بگذاریم، دولت‌ها را خردمندانه ارزیابی کنیم و به نقشه خدا برای تحقق نهایی آن اعتماد کنیم—تا روزی که تمام اسرائیل و همه ملت‌ها در مسیح نجات یابند (رومیان ۱۱:۲۶).

 

مـنبـع مـقالـه

درباره نویسنده: «میکائل اولسون» یکی از نویسندگان نشریه فدرالیست و نشریه نات دِ بی است که در حوزه تفسیر الهیات مسیحی و سیاست‌های محافظه‌کارانه تخصص دارد. او همچنین به‌ عنوان یک پادکستر، یوتیوبر و مفسر باتجربه، مخاطبان خود را با تحلیل‌های عمیق درباره ایمان، فرهنگ و مسائل عرصه عمومی جذب می‌کند.

 

رفـع مسئولیت: 

مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.

 

Tagged:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شبکه‌های اجتماعی