«محبت نیوز»- ایران آرام در حال تغییر است؛ این تحول نه از مسیر سیاست و اعتراض، بلکه از دلِ موجی از ایمان سرچشمه میگیرد که بنیانهای جمهوری اسلامی را به چالش میکشد.
در زیر یوغ آهنین حاکمیت روحانیون و سرکوب دولتی، روزانه بیش از ۲۰۰۰ ایرانی به آیین مسیحیت روی میآورند و به دینی میگروند که نهتنها ممنوع است، بلکه مجازات زندان یا حتی اعدام را در پی دارد. این انفجار معنوی، اگرچه در رسانههای بینالمللی بازتاب چندانی ندارد، اما پدیدهای واقعی است که هویت ملتی را بازتعریف میکند که روزگاری دژ تسخیرناپذیر اسلام رادیکال به شمار میرفت. آنچه در حال وقوع است، نه یک تب زودهنگام، بلکه تحولی پایدار است که ریشههایش به یک دهه قبل بازمیگردد.
ایران در اوایل سال ۲۰۱۶، بهعنوان کشوری با سریعترین رشد جنبش انجیلی در جهان شناخته شد. امروزه، میسیونرهای مسیحی و محققان تخمین میزنند که بیش از دو میلیون ایرانی، با وجود تهدید نظارت، شکنجه و خطر اعدام، به عیسی مسیح ایمان آوردهاند.
در پس این آمار، سرخوردگی عمیقی نهفته که دین رسمی ایران را از درون تهی کرده است. جمهوری اسلامی نزدیک به نیم قرن است که از اسلام شیعه، نه بهعنوان راهنمای معنوی، بلکه به مثابه ابزاری برای کنترل تمامیتخواهانه بهره برده است. وعدههای عدالت و حکومت الهی، به جای تحقق، به فروپاشی گسترده اقتصادی، سرکوب زنان، خاموش کردن خشونتآمیز مخالفان و انزوای خردکننده انجامیده است. مردم ایران، بهویژه جوانان، اعتماد خود را نهتنها به رژیم، بلکه به ایدئولوژیای که مدعی نمایندگی آن است، از دست دادهاند. مساجد رو به خالی شدن هستند و روحانیون در خلوت از فرار دستهجمعی نسلهای جوانتر سخن میگویند. حتی فرزندان ارشدترین رهبران مذهبی و سیاسی ایران نیز در خفا اسلام را رها کرده و به مسیحیت روی آوردهاند؛ نه به سبب فشار خارجی، بلکه از آن رو که از نزدیک دیدهاند چگونه دین به ابزاری برای سرکوب، تفرقه و نابودی بدل شده است.
تجربههای ماورایی
گسترش چشمگیر مسیحیت در ایران، نه نتیجهی کمپینهای بشارتی یا موعظههای علنی (که در شرایط کنونی ناممکن است)، بلکه برآمده از تجربههای شخصی و عمیقی است که اغلب با رؤیاها یا وقایعی غیرقابلتوضیح آغاز میشود.
نوکیشان مسیحی از دیدن عیسی در خواب، شنیدن صدای او یا غرق شدن در آرامش در لحظههای یاس سخن میگویند. برای نمونه، سیمین، زنی که پس از تماشای فیلمی درباره مصلوب شدن مسیح، بهشدت متأثر شد و شروع به دعا کرد، خانهاش به کلیسای خانگی بدل شد. او به همراه دختر دوسالهاش دستگیر، زندانی و تهدید شد، اما هرگز از ایمان خود دست نکشید. سرانجام، او توانست از ایران بگریزد و اکنون در آزادی زندگی میکند و به دیگران در راه ایمان مسیحی یاری میرساند.
زن ۹۲ سالهی دیگری، نسخهای کوچک از انجیل را در اتوبوسها حمل میکند و با این بهانه که نمیتواند حروف ریز را بخواند، از غریبهها میخواهد تا به او کمک کنند و بدین ترتیب، پنهانی آنها را با انجیل آشنا میکند. کمابیش هر بار، یک مسافر در پایان یک نسخه از کلام خداوند را با خود به خانه میبرد.
شاید این داستانها کوچک به نظر برسند، اما بیانگر حقیقتی بس بزرگتر هستند: احیای اجتماعیِ اصیلی که در سختترین شرایط و به دلیل عطش وافر ایرانیان به امید، حقیقت و تحول، در حال گسترش است.
هزینهی سنگین و قدرت فضای مجازی
بهای این ایمان، گزاف است. ایران، بهویژه برای کسانی که اسلام را ترک میکنند، یکی از خطرناکترین کشورهای جهان برای مسیحیان است. در سال گذشته، ۹۶ مسیحی در مجموع به ۲۶۳ سال زندان محکوم شدند؛ رقمی شش برابر بیشتر از سال ۲۰۲۳. اتهاماتی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی» یا «تبلیغ علیه نظام» فقط به خاطر فعالیتهای صلح طلبانهای چون دعا کردن، خواندن کتاب مقدس یا تجمع در خانه سایر ایمانداران مسیحی به آنان وارد میشود. شکنجه، حبس در سلول انفرادی و محرومیت از دارو و خدمات درمانی از جمله ابزارهای رایج اذیت و آزار علیه نوکیشان مسیحی در زندانهای ایران است.
با این وجود، آزار و اذیت نهتنها کلیسا را درهم نمیشکند، بلکه آن را قویتر میکند. در ایران، مسیحیتِ معتدل وجود ندارد. هر کس که عیسی را پیروی میکند، میداند که این کار ممکن است به قیمت از دست دادن همهچیزش تمام شود. این فشار، کلیسایی را شکل میدهد که نهتنها زنده مانده، بلکه در حال شکوفایی است: مقاوم، شجاع و تسخیرناپذیر.
در غیاب کلیساهای فیزیکی و عبادات علنی، این بیداری از طریق برنامههای رمزگذاریشده، تلویزیونهای ماهوارهای و آموزشهای مجازی گسترش مییابد. سازمانهایی مانند Transform Iran و Mohabat TV از طریق خدمات کلیسایی آنلاین، اتاقهای دعا و ابزارهای مطالعه کتاب مقدس، به دهها هزار نفر در ایران خدمات ارائه میکنند. ایرانیان، در گروههای دو یا سه نفره، در خفا دور هم جمع میشوند و آزادی خود را به خطر میاندازند تا به خواندن کتاب مقدس، خداوند را پرستش کنند و به حمایت از یکدیگر بپردازند. دنیای دیجیتال زیرزمینی، اکنون به بزرگراه اصلی انجیل در ایران بدل شده است. شبکههای خصوصی مجازی (VPN) و پلتفرمهای ارتباطی امن، به ایمانداران مسیحی اجازه میدهند بدون شناسایی شدن، به سازماندهی، بشارت دادن و رشد ایمان خود بپردازند.
به این ترتیب، اینترنتی که رژیم تصور میکرد ابزاری برای نظارت و کنترل است، اکنون جنبشی را تقویت میکند که هیچ نیرویی قادر به خاموش کردن آن نیست.
همزمان با این احیای معنوی، تغییری شگرف در هویتهای سیاسی نیز در حال وقوع است. برای دههها، تبلیغات حکومت مملو از شعارهای یهودستیزانه بود. سران رژیم به ایرانیان آموخته بود که اسرائیل را دشمن بدانند. اما با پذیرش عیسی مسیح که از نظر نسب یهودی بود، قلب بسیاری از آنها نسبت به قوم یهود تغییر میکند. نوکیشانی که روزی شعار «مرگ بر اسرائیل» سر میدادند، اکنون برای صلح بین دو ملت دعا میکنند و اسرائیل را نه بهعنوان یک تهدید، بلکه چراغی از امید میبینند. این تغییر جهت آرام، یکی از عمیقترین تحولات این احیای معنوی در ایران است. این فقط یک دگرگونی ایمانی شخصی نیست، بلکه یک تحول اساسی در جهانبینی است که روایت اصلی رژیم را تضعیف میکند و پایههای نفرتی را که سالها بر آن تکیه داشته، از میان برمیدارد.
همهی این رویدادها در یک راستا قرار دارند. اگرچه این احیای معنوی ریشهای ایرانی دارد، اما با دعا و حمایت جامعهی جهانی تداوم مییابد. کلیساهای خانگی، نهتنها به شجاعت اعضای خود، بلکه به کمکهای عملی سازمانهای مسیحی که در آن سوی مرزها برای قاچاق کتاب مقدس، آموزش رهبران مخفی و حمایت از زندانیان یا تبعیدشدگان فعالیت میکنند، وابسته هستند.
نیاز، مبرم است. این یک فرصت تاریخی است. و این دعوت روشن است: در کنار ایماندرانی که در ایران دیده نمی شوند، بایستید. ایمان آنها که در آتش آزموده شده است، نهتنها زندگیها را در داخل این کشور متحول میکند، بلکه ممکن است زمینه را برای بیداری معنوی فراهم آورد که روزی در سراسر خاورمیانه گسترش خواهد یافت. در پس تیترهای جنگ و استبداد، ایرانی متفاوت نهفته است: ایرانی که در آن، نور، ذرهذره تاریکی را میشکافد.
منبع خبر: stream.org
منبع عکس خبر: iranalive.org
نویسنده مقاله: امین ایوب، نویسنده وتحلیلگر سیاسی مراکشی




















