لرد داود آلیانس، نيكوكار و كارآفرين یهودی ایرانی‌تبار درگذشت

«محبت نیوز»- داود (دیوید) آلیانس در سال ۱۳۱۱ خورشیدی (برابر با ۱۹۳۲ میلادی)، در خانواده‌ای کلیمى، در محله زیبا و قدیمى درب زنجیرِ شهر کاشان پای به عرصه وجود نهاد. پدرش، الیاهو (الیاس) آلیانس، بازرگانی خوشنام در بازار کاشان بود که روزگار خود را از راه  صنعت رنگرزی پشم و کتان می‌گذرانید.

داود آلیانس تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه آقا یغوثیئل، که یکی از شعب وابسته به نظام آموزشی اتحاد اسرائیلی (Alliance Israélite) در کاشان بود، به پایان رساند. هنگامى که به سن سیزده‌ سالگى رسید، پدرش او را به تهران فرستاد تا هم در مدارج علمی بالاتری گام بگذارد و هم اینکه با کسب درآمد، یاری‌‌رسان خانواده در گذران معیشت باشد.

تا واپسین سال‌های دهه بیست خورشیدی، داود جوان در کاروانسرای امیر در دل بازار پرهیاهوی تهران، در خدمت الیاهو ستاره، بازرگانی آزموده در عرصه پارچه و پوشاک ، به شاگردی مشغول بود. هوش و نبوغ فوق العاده او، به ویژه در فن دفتردارى و حسابدارى، وی را در همان آغاز راه، از دیگران متمایز و پیشتاز ساخت. در همین ایام، اوقات فراغت شبانه‌‌اش را صرف تحصیل و مطالعه در حوزه‌های علمی می‌نمود.

سرانجام  در سال ۱۳۲۹ هجری خورشیدی (۱۹۵۰ میلادی)، به توصیه یکی از دوستان مورد اعتمادش، رهسپار منچستر انگلستان شد، به امید آنکه در آن دیار، روزگار روشن‌تری در عرصه بازرگانی و آینده شغلی پیش روی او باز شود.

داود آلیانس در هفده سالگى، با دل در گرو رؤیایی بزرگ و همتی استوار، از دوست و همکار وفادارش، یوسف بروخیم، مبلغی معادل چهارصد پوند وام گرفت؛ سرمایه‌ای اندک اما سرنوشت‌ساز، که نه تنها خرج فراهم آوردن گذرنامه و روادید او گشت، بلکه چراغ آغاز راهی نو در دیاری بیگانه شد.

چندى نگذشت که به خاک مه‌آلود منچستر گام نهاد. با آنکه آشنایی‌اش با زبان این سرزمین اندک بود، اما عزم راسخ‌اش درنگ نمی‌پذیرفت. بیشتر روزهای نخستین را صرف گردآوری نمونه‌های پوشاک کرد و با شتابی وصف‌ناپذیر، آنها را برای بازاریابی، به ایران فرستاد؛ گویی می‌خواست فاصله میان دو جهان را با تلاش و تدبیر خویش از میان بردارد.

اندک زمانی پس از اقامت در انگلستان، در کارخانه‌ای ساده اما پرجنب‌ و جوش که به بافندگی حوله اشتغال داشت، به کار مشغول شد. کوشش بی‌وقفه، اخلاق نیک، و تدبیر کم‌‌مانندش، دیری نپایید که دلِ صاحبان صنعت را ربود و زمام اداره آن واحد صنعتی به وى سپرده شد.

پس از گذشت چند سال و با سالمند شدن مالک کارخانه، آلیانس جوان با درایت و اعتماد به نفس، پیشنهادی جسورانه اى مطرح کرد که خود کارخانه را به اجاره گیرد و به تنهایى بار مدیریت و پیشرفت آن را بر دوش بکشد. این پیشنهاد با رضایت صاحب کارخانه روبرو شد و از آن پس بود که جوانی مهاجر، فرمانروای خردمند کارخانه‌اى شد که روزی در آن شاگردی می‌کرد.

پس از هشت سال مدیریت، مالکیت کارخانه را نیز از آن خود کرد. اما افق نگاه او فراتر از دیوارهای آن کارگاه بود. دیری نپایید که با بینشی دوراندیشانه، شرکتی بزرگ به نام «ان. براون» (N. Brown) را تأسیس کرد؛ نهادی نوآور در عرصه بازرگانی، که بیشتر فعالیت خود را از طریق سفارش‌های پستی کالاهای نساجی سامان می‌داد، بدینگونه، نام او در عرصه تجارت انگلستان خوش درخشید.

در این زمان داود آلیانس ریاست و مالکیت عمده یکی از بزرگترین شرکت‌های فروش مستقیم در سرتاسر بریتانیای کبیر را بر عهده داشت. این شرکت، با گستره‌ای چشمگیر، بیش از بیست‌ هزار نوع کالا را از طریق سفارش پستی به مشتریان عرضه ، و خدمات آن زندگی بیش از هفت میلیون خانواده را در این سرزمین دربر گرفت.

داود آلیانس میان فعالیت‌های گوناگونش، در زمانی دشوار برای صنعت نساجی، واحدی صنعتی به نام کوتس وییلا (Coats Viyella PLC) را نیز پایه‌‌گذارى کرد. آن روزها، بازار پوشاک و پارچه با بحران سختی روبرو بود، اما نگاه دوراندیشانه و مدیریت سنجیده‌اش، کاری کرد که این مجموعه نه‌ تنها دوام بیاورد، بلکه رشد کرده و جان تازه‌ای بگیرد.

در کمتر از ده سال، این شرکت چنان پیشرفت کرد که به بزرگترین واحد تولید پارچه در انگلستان تبدیل شد. این موفقیت، نتیجه اعتماد به نفس، پشتکار، و تدبیر مدیری بود که از هیچ، آینده‌ای روشن ساخت.

تا پایان قرن بیستم، شرکت تحت مدیریت داود آلیانس بیش از ۷۵ هزار کارگر و کارمند در صدها کارخانه داشت که در بیش از ۶۰ کشور جهان پراکنده بودند. این موفقیت‌ها اما پایان راه نبود.

با گذشت زمان، او دامنه فعالیت‌های اقتصادی خود را فراتر برد و شرکت‌هایی در زمینه بیمه، بانکداری، ساخت‌ و ساز و مهندسی بنیان نهاد. هر یک از این مجموعه‌ها به‌ گونه‌اى در رشد و شکوفایی اقتصاد بریتانیا نقش داشتند و نام داود آلیانس  را در میان تأثیرگذارترین چهره‌های بازرگانی این سرزمین به ثبت رساندند.

بدینسان، داود آلیانس با خرید کارخانه‌های ورشکسته و تبدیل آنها به مراکز بزرگ صنعتی و تجاری، جایگاه ویژه‌ای در صنعت بریتانیا پیدا کرد. او نه‌ تنها چرخ تولید را در بسیاری از واحدهای متوقف‌ شده دوباره به حرکت درآورد، بلکه روحی تازه به کالبد صنعت نساجی در این کشور بخشید. در نتیجه، او را «پادشاه نساجی بریتانیا» نامیدند؛ چهره‌ای نمادین و نجات‌بخش، که صنعت نساجی منچستر را از ورطه رکود رهایی بخشید و دوباره به آن جان داد.

موفقیت داود آلیانس در صنعت نساجی به حدی رسید که در دهه ۱۹۸۰ میلادی، هنگامی که اعتصابات کارگری سراسر بریتانیا را فرا گرفته بود، هیچیک از کارخانه‌هایی که زیر نظر او اداره می‌شدند، دست از کار نکشیدند. این امر، نشانه‌ای روشن از مدیریت انسانی و کارآمد او بود. مدیری که تنها به سود فکر نمى کرد، بلکه رفاه کارگران و ثبات محیط کار را در اولویت قرار مى داد.

او پیشتر در دهه ۱۹۷۰، به یکی از مهره‌های کلیدی اقتصاد بریتانیا بدل شده بود. تصمیمات هوشمندانه و حرکت‌های اقتصادی موفق اش، باعث شد که نه‌ تنها به عنوان تاجری موفق شناخته شود، بلکه نامش در عرصه سیاست نیز بدرخشد؛ تا آنجا که به‌ عنوان چهره‌ای برجسته در حزب لیبرال- دموکرات جای گرفت.

در سال ۱۹۸۴ میلادی، داود (دیوید) آلیانس به پاس خدمات ارزنده‌اش به صنایع بریتانیا، مفتخر به دریافت نشان فرمانده امپراتوری بریتانیا (CBE) شد. پنج سال بعد، در سال ۱۹۸۹، ملکه الیزابت دوم به پاس دستاوردهای چشمگیر او در بازرگانی و نقش تأثیرگذارش در صنعت نساجی، به وی لقب شوالیه (Sir) اعطا کرد.

اما افتخارات او به همینجا ختم نشد. در سال ۲۰۰۴، داود آلیانس با عنوان بارون آلیانس منچستر (Baron Alliance of Manchester) به مقام لُردی مادام‌العمر (Life Peer ) نائل آمد و به‌ عنوان نخستین ایرانی، وارد مجلس اعیان بریتانیا (House of Lords) شد. مقامی که با پذیرش او در حزب لیبرال‌- دموکرات، بطور رسمی تثبیت گردید.

او در نخستین سخنرانی‌اش در مجلس اعیان، با صداقتی عمیق از خود به‌ عنوان نمونه‌ای از یک مهاجر یاد کرد؛ کسی که در سال ۱۹۵۰، با تنها چهارده پوند در جیب وارد خاک انگلستان شد، اما با تلاش بی‌وقفه و موفقیت در تجارت، در طول سالیان، میلیاردها پوند مالیات به خزانه بریتانیا پرداخت کرد.

به گفته او، « یکی از ویژگی‌های همیشگی‌اش این بوده  که هرگز کاری را به کسی نسپرده، مگر آنکه خود یا فرزندانش توان انجام آن را داشته باشند.» این اصل، نه‌ فقط نشانی از فروتنی، بلکه جلوه‌ای از مسئولیت‌پذیری و صداقت در رهبری او بود.

وى در مسیر موفقیت، هدفش  تنها گردآوری ثروت نبود؛ بلکه همواره می‌کوشید تا در هر عرصه‌ای که وارد می‌شد، به برتری و شکوفایی برسد، آنهم در کوتاه‌ترین زمان ممکن. در نگاه او، کسب‌ و کار تنها وسیله‌ای برای منفعت شخصی نبود؛ بلکه فرصتی بود برای خدمت به جامعه و تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور.

به بیان دیگر، آنچه داود آلیانس در زندگی، به‌ ویژه در دنیای تجارت، انجام داد، صرفن بر پایه سود فردی نبود، بلکه در دل آن، اندیشه‌ای بلند برای پیشرفت جمعی و مسئولیت اجتماعی نهفته بود.

او پیوسته بر این باور بود که «پیشرفت و تکامل یک اقتصاد سالم»، اقتصادی که توان رقابت و حضور در سطح جهانی را داشته باشد، نیازمند «امنیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی» است. به‌ نظر او، تنها در سایه ثبات و اطمینان در این سه حوزه است که می‌توان پایه‌های یک اقتصاد پویا را استوار ساخت.

افزون بر این، لًرد آلیانس تأکید داشت که «نقش‌آفرینان واقعی در عرصه توسعه اقتصادی»، همان کسانی هستند که فرصت‌های شغلی می‌آفرینند: «تجار با تجربه، کارشناسان و کارآفرینان». این افراد با دانش، جسارت و تدبیر خود، نه‌ تنها چرخ‌های صنعت و بازار را به حرکت درمی‌آورند، بلکه آینده اقتصادی یک کشور را نیز رقم می‌زنند.

لُرد داود آلیانس در سال ۱۹۶۰ با دخترخاله اش، آلما جوزفى، ازدواج کرد. اما این پیوند، پس از هفت سال، به جدایی انجامید. در سال ۱۹۸۷، او با هما ساسانى ازدواج کرد. از این ازدواج پسری به دنیا آمد، اما این زندگی مشترک نیز سرانجام با طلاق پایان یافت.

او در کنار فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی گسترده‌اش، همواره دل در گرو کارهای نیکوکارانه و انسان‌دوستانه  داشت و کمک به انسان‌ها را در اولویت قرار می‌داد. به باور او مسئولیت اجتماعی، بخشی جدایی‌ناپذیر از موفقیت واقعی است.

در سال ۲۰۰۱، وى مبلغ ۵۰ هزار دلار به انجمن کلیمیان تهران اهدا کرد. این کمک، با تلاش‌های آقاجان شادی و همکاری شهرداری کاشان، زمینه‌‌ساز بازسازی آرامگاه موشه لویی (Moshe Halevy) درشهر باستانی کاشان شد. آرامگاهی که از آن پس، زیارتگاهی آبرومند برای زائران یهودی گردید.

لُرد داود آلیانس به‌ خاطر اینگونه حمایت‌های مالی از مراکز فرهنگی، درمانی و اجتماعی جامعه کلیمیان ایران، نام خود را به‌ عنوان چهره‌ای نیکوکار و ماندگار در تاریخ این جامعه ثبت کرده است.

از دیگر اقدامات خیرخواهانه او، می‌توان به مشارکت در بازسازی شهر بم پس از زمین‌‌لرزه ویرانگر آن اشاره کرد؛ اقدامی که نشان داد پیوند قلبی او با سرزمین مادری‌اش، ایران، همچنان برقرار است.

لرد آلیانس، به‌ عنوان فردی آگاه در عرصه اقتصاد، سیاستمداری فرهیخته، و بازرگانى کارآزموده و با تجربه، و نیز با در نظر گرفتن خصلت‌های انسان‌دوستانه‌اش، بارها مورد تقدیر نهادهای علمی، فرهنگی و بشردوستانه بسیاری در سراسر جهان قرار گرفته است.

وى در طول سالیان، چندین درجه افتخار از دانشگاه‌های معتبر دریافت کرد و جوایز فرهنگی و انسانی بسیاری را از سوی مؤسسات بین‌المللی، به پاس خدمات ارزشمندش به جامعه و انسانیت، کسب نمود. این افتخارات، بازتابی است از تلاش‌های او نه فقط در دنیای تجارت، بلکه در خدمت به فرهنگ، مردم و صلح.

لُرد داود آلیانس پس از بازنشستگى همچنان به‌ عنوان مشاوری آگاه و دلسوز، در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی نقش‌آفرینی کرد. او، با وجود سال‌ها دوری از وطن، هرگز ریشه‌های خود را از یاد نبرد.

نشانه‌ای از این پیوند درونی، نگهدارى لباسی‌ است که در هفده‌ سالگى، هنگام ورود به انگلستان بر تن داشت. او باور داشت که نگاه کردن به آن لباس‌، یادآور گذشته‌ای است که هیچگاه نباید فراموش شود: مردم، میهن، و ریشه‌های خود.

با گذر از دهه نود زندگی، وى همچنان شخصاً بسیاری از مسائل اقتصادی و سیاسی را دنبال می‌کرد. در کنار او، پسر جوانش با انگیزه، توانایی و تلاش بسیار، بخش بزرگی از مسئولیت‌ها را بر عهده گرفت و آنها را با موفقیت به انجام می‌رساند.

در سال ۲۰۱۵، لُرد داود آلیانس با نوشتن زندگینامه خود کتابى با عنوان A Bazar Life به نگارش درآورد. اثرى خواندنی که روایتگر فراز و نشیب‌های زندگی اوست. از کودکی در کوچه‌ پس‌کوچه‌هاى کاشان و سال‌های تحصیل در مدرسه آقا یغوثیئل، تا رسیدن به مجلس اعیان بریتانیا.

این کتاب، که در آغاز به زبان انگلیسی نوشته شد، بعدها با کوشش خود او، به زبان فارسی با عنوان «بچه کاشى؛ از بازار تهران تا مجلس لردها» نیز ترجمه و منتشر گردید تا بازتابی باشد از خاطرات، کوشش ها، شکست‌ها و کامیابی‌های مردی که از دل بازار برخاست و به بلندای سیاست، صنعت و انسان‌دوستى رسید.

لُرد آلیانس که یکی از برجسته‌‌ترین صنعتگران بریتانیا و اروپا در بیش از نیم قرن گذشته به شمار می‌رود،  در کنار فعالیت‌های اقتصادی‌، از نهادهای خیریه و آموزشی در بریتانیا، ایران و اسرائیل نیز حمایت نمود. قرار شده براى قدردانی و بزرگداشت این پشتیبانی پایدار، اسم مدرسه بازرگانی منچستر که آوازه‌ای جهانی دارد، به نام او تغییر یافته و از این پس با عنوان Alliance MBS  شناخته شود.

او که در منچستر و لندن زندگی می‌کرد و پیوسته با اندیشه‌ای روشن و نگاهی جهانی، در مسیر توسعه، آموزش و نیکوکاری گام برمى داشت، روز جمعه ١٨ ژوئیه در سن ٩٣ سالگى در لندن چشم از جهان فرو بست.

از وى سه فرزند، یک دختر به نام سارا و دو پسر به نام هاى جاشوا و گراهام باقى مانده است.

منبع: کیهان لندن
 

Tagged:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شبکه‌های اجتماعی