«محبت نیوز»- حجت الاسلام مسعود عالی، سخنران وابسته به حکومت که در رسانههای حکومتی به عنوان استاد اخلاق معرفی میشود در مراسم سوگواری که به مناسبت ماه محرم در حسینه امام خمینی که با حضورعلی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی برگزار شد، مدعی گردید :« پیش از انقلاب دینداری ما زیر پرچم کفر، فسق و طاغوت بود؛ بهره کشور را بیگانگان میبردند و گاو شیرده آنها بودیم. امام آمدند ولی شیطان را کنار زدند. امام راحل ولایت اجتماعی را تغییر دادند، امروز دینداری ما تحت لوای امام زمان است. از نظر کمیت و کیفیت دینداری امروز ما به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست. امروز مردم ما ولایت امام معصوم را به عنوان شاخص دینداری دارند.»
این سخنران مذهبی با بیان اینکه برخی می گوید مردم از دین برگشتند، گفت:« از نظر کمی به هیچ عنوان اینگونه نیست. ما سالیانه سی مییلون زائر امام رضا و ۱۵ میلیون زائر جمکران داریم. اعتکافها، سوگواریهای محرم، شبهای قدر که مملو از جمعیت جوان میشوند، تشیع بینظیر حاج قاسم چهل سال پس از انقلاب و جمعیت سه میلیونی مهمانی غدیر امسال، این سخن را رد میکند که مردم از دین برگشتند.»
حجت الاسلام عالی در حالی از دینداری تحت لوای امام زمان سخن میگوید که تناقض بزرگ در جامعه کنونی ایران شکاف آشکار میان حضور گسترده دین و نشانههای آن در همه عرصههای زندگی جامعه و همزمان گسترش بیاخلاقی، فساد و دروغ است.
واقعیت این است که در ایران پس از سال ۵۷ وجود امتیازات این دنیایی دین دولتی شده و سلطه بیچون و چرای نظم دینی در عمل سبب گسترش نفوذ دین مناسکی، ریاکاری دینی و دینداری کاسبکارانه شده است. روحانیت شب و روز در حال موعظه کردن مردم است و رسانههای حکومتی پر است از حرفها و مسائل دینی و «امر به معروف» و «نهی از منکر». همه زنان ناچارند به نام دین حجاب اجباری را رعایت کنند، اما بهگونهای پارادوکسال همه این سیاستها، اجبارها و ممنوعیتها، اعمال و مراسم رنگارنگ دینی و حضور دین حداکثری نه تنها مانع از دزدی، اختلاس و فساد نمیشود که بر حجم و میزان آن هم افزوده میشود. این بدان معناست که دین حکومتی همان کارکرد سنتی دین در حوزه اخلاق و معنویت قبل از انقلاب را هم به بیراهه کشانده و امروز زمینه را برای فساد بیشتر خود دین فراهم کرده است.
باید از این سخنران حکومتی پرسید نظامی که به نام دین و معنویت در ایران بر سر کار آمد چه کارنامه اخلاقی در جامعه ایران بر جا گذاشته است؟ و آیا جز این بود که با وجود همه تلاشهای دولتی و نهادهای دینی نه تنها «معجزه» اخلاقی وعده داده شده در سال ۵۷ به وقوع نپیوست، که همان باقیماندههای اخلاق سنتی قبل انقلاب در محافل مذهبی هم دچار آسیب جدی شد!؟




















