«محبت نیوز»-کشیش گریگوریس نرسسیانس، سخنگو و مشاور مذهبی شورای خلیفهگری ارامنه ایران، در آیین اختتامیه همایش بینالمللی «تحقق وعده انتقام» از «خونخواهی» بهعنوان «حق مسلم» افراد، گروهها و جوامع دفاع کرد و مدعی شد این برداشت با تعالیم عیسی مسیح نیز همخوانی دارد.
به گزارش خبرگزاری حوزه، نرسسیانس با تأکید بر ضرورت اجرای «خونخواهی علی خامنه ای» رهبر پیشین جمهوری اسلامی، خواستار انجام آن با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و امنیتی شد. این اظهارات، در چارچوب دفاع از سیاستهای رسمی جمهوری اسلامی و ادبیات سیاسی آن درباره جنگ و انتقام قابل ارزیابی است.
او همچنین در سخنان خود حکومت جمهوری اسلامی را همواره مدافع صلح معرفی کرد، بدون آنکه به نقش و مسئولیت این حکومت در تشدید تنشهای منطقهای یا پیامدهای جنگ برای غیرنظامیان اشارهای کند.
نرسسیانس گفت: «خونخواهی حق مسلم هر فرد، گروه، دین و جامعه است تا بازدارنده تکرار جنایات مشابه شود و این حقیقت مورد تاکید حضرت مسیح نیز بوده است.»
با این حال، پیوندی که این مقام خلیفهگری ارامنه میان «خونخواهی رهبر پیشین جمهوری اسلامی» و «تعالیم عیسی مسیح» برقرار کرده، با روح مسیحیت در تضاد است. بخشش و پرهیز از انتقام، از تعالیم مهم مسیحیت به شمار میرود.
نرسسیانس یا از تعالیم انجیل بیاطلاع است و از آن چیزی نیاموخته، یا با آگاهی کامل و به دلیل منافع خود، کلام خداوند را تحریف می کند. عیسی مسیح پیروانش را به محبت به دشمنان، دعا برای آزاردهندگان و بخشیدن فراگیر فرا میخواند (متی ۵:۴۴؛ متی ۱۸:۲۱–۲۲). همچنین در برابر خشونت و خونخواهی هشدار میدهد، به عنوان مثال: «هر که شمشیر کشد، به شمشیر هلاک شود» (متی ۲۶:۵۲). عیسی حتی هنگام مصلوبشدن برای کسانی که او را آزار میدادند دعا کرد: «ای پدر، اینان را ببخش، زیرا نمیدانند چه میکنند.» (لوقا ۲۳:۳۴) و بسیاری از آیات دیگر در اناجیل… بنابراین تعالیم مسیحیت چرخه انتقام را رد کرده و مسیحیان را به بخشش، محبت و واگذاری داوری نهایی به خدا دعوت میکند.
واقعیت تلخ جامعه ارامنه
این اظهارات کشیش نرسسیانس در شرایطی مطرح میشود که جامعه ارامنه در ایران دهههاست که تحت فشارهای سیستماتیک قرار گرفته است. بسیاری از ارامنه به دلیل محدودیتهای اجتماعی و تبعیضها و نبود چشمانداز روشن برای آینده، ناگزیر به ترک کشور و مهاجرت به خارج از ایران شدهاند. نتیجه این روند، کاهش چشمگیر جمعیت ارامنه و تعطیلی روزافزون شماری از کلیساهای آنان بوده است.
همزمان، گزارشهای متعددی از توقیف، مصادره و تصاحب اموال و همچنین کلیساهای متعلق به جامعه ارامنه توسط نهادهای حکومتی منتشر شده است. در چنین فضایی، انتظار میرود سخنگوی شورای خلیفهگری ارامنه بهجای توجیه سیاستهای حکومت، صدای نگرانیها و مطالبات برحق جامعه تحت فشار را نمایندگی کند و برای حفظ حقوق و بقای این جامعه مسیحی در ایران بکوشد.
در واقع، این نوع رویکرد نه تنها کمکی به حل مسائل و مشکلات ارامنه و مسیحیان در ایران نمیکند، بلکه میتواند بیاعتمادی را عمیقتر کرده و فاصله میان رهبری مذهبی و بدنه جامعهای را افزایش دهد که خواهان توجه به واقعیتها و احیای حقوق خود هستند.



















