سوء استفاده جمهوری اسلامی از کودکان به عنوان «جانفَدا»

«محبت نیوز»- در تلاش‌ جمهوری اسلامی برای بقاء، اکنون پایگاه‌های بسیج که سرکوب اعتراضات خونین از جمله در دی‌ماه سال گذشته را بر عهده داشته‌اند، آموزش نظامی پسران ۱۲ تا ۱۵ ساله را در یک اقدام حکومتی تحت عنوان «جانفدا» آغاز کرده‌اند. قرار است به این کودکان کار با پهپاد، سلاح دوش‌پرتاب و اقدامات اطلاعاتی آموزش داده شود تا کمبود نیرو و ریزش مشروعیت نظام نیز جبران شود.

روزنامه‌ نیویورک پست در گزارشی به این موضوع پرداخته و با اشاره به شعارها و اهداف این برنامه‌ی تبلیغاتی نوشته است: «جمهوری اسلامی بار دیگر با اعلام رسمی آموزش نظامی پسران زیر سن قانونی در چارچوب پویش جانفدا، الگوی دیرینه‌ی استفاده‌ی ابزاری از کودکان را به مرحله‌ای خطرناک‌تر رسانده است.»

سخنگوی این پویش، ساسان زارع به خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفته است که آموزش افراد ۱۵ سال به بالا آغاز شده و به دلیل « تقاضای بالا»، آموزش ویژه برای سنین پایین‌تر نیز تدارک دیده خواهد شد. این آموزش‌ها همین هفته در تهران آعاز می‌گردد.

شعار رسمی این اقدام تبلیغاتی «ما یک جان داریم و آن را برای ایران می‌دهیم» است. کودکان قرار است مبانی تأمین امنیت محلی، آمادگی عمومی جنگ، مشاهده، نظارت و اقدامات اطلاعاتی را فراگیرند. افزون بر این، به آنها پرواز پهپادهای کوچک مورد استفاده در عملیات نظامی و شلیک سلاح‌های دوش‌پرتاب نیز آموزش داده می‌شود.

نظارت بر این برنامه بر عهده‌ی سازمان بسیج، زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ همان نیرویی که در سرکوب اعتراضات نقش محوری داشته است. ساسان زارع مدعی شده، ۳۱ میلیون نفر در این پویش ثبت‌نام کرده‌اند که حدود یک‌سوم جمعیت کشور است و ۲۶ درصد آنها برای وظایف نظامی و امنیتی اعلام آمادگی کرده‌اند. میدان «امام حسین» (فوزیه) در تهران نیز به «اردوگاه آموزشی شبه‌نظامی مجهز» تبدیل می‌شود.

این اقدام ادامه‌ی مستقیم سیاستی است که در اسفند و فروردین ۱۴۰۵ اعلام شد. رحیم نادعلی، معاون فرهنگی «سپاه محمد رسول‌الله» تهران بزرگ، گفته بود حداقل سن ثبت‌نام در طرح «رزمندگان مدافع میهن» به ۱۲ سال کاهش یافته است. او این تصمیم را به «تقاضای خود نوجوانان» نسبت داد! چند روز پس از آن، علیرضا جعفری کودک‌‌سرباز ۱۱ ساله در یک ایست بازرسی بسیج در تهران همراه پدرش کشته شد.

رسانه‌های حکومتی تأیید کردند که او «در حال خدمت» بوده است. مادرش گفته بود همسرش به‌ دلیل کمبود نیرو، پسرش را به ایست بازرسی برده و خود کودک گفته بود «یا جنگ را می‌بریم یا شهید می‌شویم… من دوست دارم شهید بشوم!» عفو بین‌الملل با بررسی عکس‌ها و ویدیوها تأیید کرد که کودکان در ایست‌های بازرسی و گشت‌ها سلاح کلاشنیکف در دست دارند.

حقوق بین‌الملل و پیمان‌های بین‌المللی از جمله کنوانسیون‌ ژنو، جذب افراد زیر ۱۵ سال به نیروهای مسلح را ممنوع کرده و استفاده از کودکان زیر ۱۵ سال در درگیری مسلحانه جنایت جنگی محسوب می‌شود. جمهوری اسلامی این ممنوعیت را نادیده گرفته و حتی سن را به ۱۲ سال کاهش داده است. دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل این اقدام را نقض آشکار حقوق کودکان و قرار دادن آنها در خط آتش دانسته‌اند.

بیل ون اسفلد از دیده‌بان حقوق بشر گفته است که مقامات جمهوری اسلامی ظاهرن حاضرند جان کودکان را برای نشان دادن نیروی انسانی بیشتر به خطر بیندازند.

در جمهوری اسلامی برگزاری چنین برنامه‌هایی همیشه یک روند ایدئولوژیک- حکومتی و جاری بوده است. در جنگ ایران و عراق، حکومت هزاران کودک و نوجوان را با وعده «کلید بهشت» به میدان‌های مین و عملیات انتحاری فرستاد. داستان حسین فهمیده ۱۳ ساله به نماد ستایش فرهنگ مرگ‌خواهی تبدیل شد و هنوز در کتاب‌های درسی و اردوهای به اصطلاح «راهیان نور» به‌عنوان الگوی ایثار تبلیغ می‌شود. بسیج از مدارس و مساجد برای شستشوی مغزی و آموزش نظامی کودکان استفاده می‌کند و حتی در سال‌های اخیر، نوجوانان افغان را نیز برای «تیپ فاطمیون» جذب کرده است.

تبدیل میدان‌های عمومی به اردوگاه آموزشی، کودکان را نه‌تنها در معرض خطر فیزیکی بلکه در معرض عادی‌ ساختن خشونت و مرگ قرار می‌دهد. آموزش پهپاد و سلاح دوش‌پرتاب به پسران ۱۲ ساله یعنی آماده‌ کردن آنها برای نقش عملیاتی، و نه صرفاً پشتیبانی.

اکنون در شرایط جنگ با آمریکا و اسرائیل، حکومت با کمبود نیروی انسانی و ریزش پایگاه اجتماعی خود مواجه است. سازمان بسیج به‌ عنوان یکی از نهادهای اصلی سرکوب داخلی، به نیروی کمکی در ایست‌های بازرسی و گشت‌های شهری تبدیل شده و کودکان را در معرض حملات هوایی قرار می‌دهد. به این ترتیب جمهوری اسلامی با تغییر کاربری همین کودک‌سربازان با استفاده از تبلیغات، به‌ غالب‌ کردن روایت خود در چهره‌ای مظلوم و نشان‌دادن این کودکان به‌ عنوان قربانیان حملات جنگی می‌پردازد.

کودک‌سربازانی که اسلحه‌ها به اندازه‌ی خود آنهاست!

سپر انسانی کودکان «جانفدا» که ابتدا به‌ عنوان حرکت «مردمی» معرفی شد، اکنون به محل تبلیغات مقاومت جمهوری سلامی و آموزش نظامی حامیان آن تبدیل شده است. ثبت‌نام از ۱۲ سال به بالا از همان ابتدا در مساجد و پایگاه‌های بسیج انجام می‌شد. آمار ۳۱ میلیون نفری که مقامات اعلام می‌کنند، با توجه به سابقه‌ی دروغگویی و بزرگنمایی حکومت، قابل راست‌آزمایی نیست، اما حتی اگر بخش کوچکی از آن درست باشد، نشان‌دهنده‌ی فشار ایدئولوژیک و تبلیغاتی گسترده روی خانواده‌ها و مدارس است.

جمهوری اسلامی از استفاده‌ی ابزاری از کودکان چندین هدف را دنبال می‌کند، از جمله:
نخست، تأمین نیروی ارزان و جایگزین‌پذیر در شرایط کمبود بزرگسالان.
دوم، ایجاد سپر انسانی و بازدارندگی تبلیغاتی؛ حضور کودکان در ایست‌های بازرسی و میدان‌ها، هزینه‌های سیاسی حمله را افزایش می‌دهد.
سوم، بازتولید فرهنگ شهادت از کودکی تا نسل بعدی نیز آماده‌ی فداکاری برای نظام باشد.
چهارم، کنترل اجتماعی؛ مشغول کردن نوجوانان در ساختارهای بسیج، آنها را از اعتراض و نارضایتی دور می‌کند.

تجربه‌ی علیرضا جعفری، کودک‌سرباز ۱۱ ساله، نشان داد که حضور کودکان در ایست‌های بازرسی به مرگ ختم می‌شود. با وجود این، حکومت نه‌تنها عقب‌نشینی نکرد، بلکه آموزش رسمی سلاح و پهپاد را گسترش داد. این سیاست نه دفاع از میهن، بلکه تبدیل کودکان به ابزار بقاء سیاسی نظام در قدرت است.

نهادهای حقوق بشری بارها هشدار داده‌اند که چنین اقداماتی باید در سطح بین‌المللی پیگیری شود، اما تا کنون واکنش عملی محدود بوده است.

با این حال، گردهمایی «جانفدایان» حکومتی با شعار فداکاری، واقعیت تلخ قربانی کردن آینده یک نسل را پنهان می‌کند، مانند همان نسلی که قربانی شعار «راه قدس از کربلا می‌گذرد» شدند.  پسران ۱۲ ساله‌ای که باید در مدرسه درس بخوانند، حالا در میدان «امام حسین» آموزش شلیک سلاح دوش‌پرتاب می‌بینند.

اینگونه برنامه‌های تبلیغاتی اگرچه تازگی ندارند، اما چهره‌ی واقعی جمهوری اسلامی را در سوء استفاده از کودکان نشان می‌دهد: نه ایثار داوطلبانه، بلکه استثمار سازمانیافته‌ی کودکان برای بقاء با پویش مرگ.

گزارش‌های مستقل از حضور کودکان مسلح در شهرهای مختلف ایران این واقعیت را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد که خط قرمز حقوق کودک برای این حکومت هیچ معنا و وجود خارجی ندارد.

برگرفته از کیهان لندن

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی