«محبت نیوز»- در گام اول تبلیغات برای انتخابات آنهایی که خود اصلیترین عامل بحرانها و مشکلات هستند در نقش «اپوزیسیون» به انتقاد از سوء مدیریت پرداختهاند و به ظاهر میخواهند القا کنند که صدای مردم رنجدیده هستند.
یک نمونه از خیمهشببازیهای انتخاباتی حوزویان، اظهارات احمد علمالهدی امام جمعه مشهد است. او که در دوران محمود احمدینژاد وقتی دولت با او همسو و هم منافع بود در واکنش به گرانیها به مردم توصیه کرد «اشکنه و پیاز بخورند!» اکنون گرانی را بلایی میخواند که مردم در آن دست و پا میزنند و میگوید «دردآور است که در این کشور بسیاری نمیتوانند حتی یک سیب بخورند.»
آیتالله محسن اراکی عضو شورای عالی حوزه در «مجمع عمومی نمایندگان طلاب» که با موضوع انتخابات ۱۴۰۰ در قم برگزار شد گفته «مهمترین مطالبه حوزه از دولت آینده، اجرای صد در صد احکام اسلام در تمام زمینه هاست؛ ما نیازمند اجرای احکام اسلامی به صورت کامل هستیم؛ ما باید اقتصاد اسلامی، سیاست اسلامی، فرهنگ اسلامی و… کامل داشته باشیم.»
او گفته «انقلاب» دگرگونی از ولایت طاغوت به «ولایت الله» بود و امانتی است که به دست اهل خودش سپرده شد تا شاهد پیاده سازی سیاست اسلامی در جامعه باشیم.
او در بخشی از این سخنرانی دولت را به باد انتقاد گرفته و گفته «مشاهده شده که دولتمردان ما اجازه دادند افراد غیرعادل به بهانههای گوناگون در دستگاه مدیریتی کشور جا پیدا کنند؛ حتی می بینیم که فلان شخص، محرز الفسق است؛ اما امور اداری مردم را دست او سپردهاند.»
اما آنچه اراکی و امثال او میگویند چیزی جز تکرار ۴۳ سال نیرنگ و فریب نیست. روحالله خمینی با شعار بهبود معیشت و مجانی کردن آب و برق و ساخت مسکن و آباد کردن دنیا و آخرت حکومت را بدست گرفت و از همان زمان تقریبن تمام پستهای محم حکومتی دست روحانیون و حوزویها بود و اگر هم حوزوی نبودند شیفته ولایت و اسلام ناب بودند.
وضعیت رهبری و مدیریت در نظام در این سالها روشن و غیرقابل انکار است؛ در رأس نظام قدرت دست خمینی و خامنهای بود. تقریبن در تمام ادوار به جز دوره محمود احمدینژاد رئیس قوه مجریه (رئیس جمهور) حوزوی بود، روحانی و خاتمی و قبل از آن هاشمی رفسنجانی. سالهای طولانی ریاست قوه مجریه نیز با کروبی و ناطق نوری و هاشمیرفسنجانی بود و پس از آن نیز علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف ریاست مجلس اسلامی را بدست گرفتند که هر دو از مریدان ولایتاند. قوه قضائیه نیز دربست در اختیار نزدیکترین روحانیون به خامنهای است از ابراهیم رئیسی تا صادق آملی لاریجانی و شاهرودی و دیگران.
در این میان نامزدهای هر کدام از نهادها مثل دولت یا مجلس که مسئول یا رئیس آن به ظاهر انتخابی و با رای عمومی منصوب میشدند با «نظارت استصوابی» از سوی شورای نگهبان و نهادهای امنیتی مثل اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات فیلترگذاری میشدند.
سیاستهای کلان نظام را هیچکس جز علی خامنهای تدوین نمیکند همچنان که مسئولان میگویند «رهبر» مبدع قرارداد ننگین ۲۵ ساله با چین بود و براساس استراتژی نگاه به شرق که او تدوین کرده بسته شد و یا علیاکبر ولایتی مشاور خامنهای میگوید برجام تصمیم نظام و رهبری بود و اگر منعقد نمیشد گزینه بعدی جنگ بود.
هرجا قصور و دزدیهای کلان بود پای یکی از آیتاللهها و فرزندان آنها یا یکی از مریدان نظام نیز در میان بود، از فسادهای صادق لاریجانی و همدستانش تا رانتهایی که مهدی جهانگیری به اسم برادر شهید و برادر معاون رئیس جمهور دادند. امروز مردم میدانند ساختار حکومت معیوب است و ظرفیت و ارادهای برای حفظ منافع ملی نیست و از این رو حوزهها را مامور کردند تا شاید دستکم هواداران حکومت را برای حضور در انتخابات نمایشی بسیج کنند.




















