«محبت نیوز»- مسیحیان اروپایی قرنها در برابر تهدید اسلام ستیزهجو تلاش کردند تا آن را از سرزمینهای مسیحی دور نگه دارند. اما اکنون همان ملتها به تدریج سنتهای مسیحی خود را کنار میگذارند، زیرا تهدید خشونتآمیز جهادی، جشنهای کریسمس را به امری خطرناک و پرهزینه تبدیل کرده است.
بدون شک، هنگامی که ملتی جشن عمومی کریسمس خود را لغو میکند، تسلیم کلیساها و خود مسیحیت نیز چندان دور از انتظار نخواهد بود. لغو جشنهای کریسمس میتواند آغازگر خالیشدن کلیساها و تضعیف ایمان باشد؛ نه به دلیل آزار و اذیت، بلکه به خاطر یک تصمیم حسابشده که هزینههای بالایی برای دفاع از آن وجود دارد.
به رویدادهایی که در بازارهای کریسمس آلمان میگذرد توجه کنید. این جشنوارههای فصلی که با نامهای Weihnachtsmärkte یا Christkindlemarkt شناخته میشوند، از سال ۱۴۳۴ به یک سنت رسمی آلمانی تبدیل شدهاند. این بازارها در طول ایام کریسمس برگزار میشوند و بخشی جداییناپذیر از فرهنگ و گردشگری آلمان به شمار میروند. دهها میلیون گردشگر به شهرهایی مانند درسدن، مونیخ و دیگر شهرها سفر میکنند تا صحنهها و چراغانیهای میلاد مسیح را مشاهده کرده، از شراب داغ، کیک میوهای و بادام شیرین لذت ببرند و به خرید از آجیل فروشیهای معروف بپردازند که توسط هنرمندان آلمانی ساخته شدهاند.
اما امسال، شهر اووراث بازار کریسمس خود را لغو کرد و شهر کرپن نیز همین اقدام را انجام داد. درسدن چندین بازار کوچکتر را تعطیل کرد. اینها تصمیمات جداگانهای نیستند که ناشی از کاهش علاقه باشند. این لغوها نمایانگر چیزی بسیار عمیقتر هستند: تمدن غربی از ابراز عمومی مسیحیت دست میکشد، زیرا هزینه حفاظت از شهروندان خود در برابر تروریسم اسلامی بسیار بالا است.
در اووراث، برگزارکنندگان ۱۸ ماه را صرف مذاکرات با مقامات شهری درباره پوشش هزینههای امنیتی کردند. الزامات امنیتی بسیار گسترده بود – از موانع بتنی برای جلوگیری از حملات خودروها تا سیستمهای نظارتی و نگهبانان مسلح در سراسر بازار. شهرداری حتی از ارائه یک یورو نیز خودداری کرد. بدون بودجه برای اقدامات اجباری ضدتروریسم، برگزارکنندگان با انتخابی غیرممکن مواجه شدند. بنابراین، جشن کریسمس لغو شد.
این تسلیم به گونهای است که نه از طریق ارتشهای مهاجم، بلکه از طریق دگرگونی جمعیتی و فرسایش تدریجی اراده برای دفاع از آنچه زمانی مقدس شمرده میشد، به وقوع میپیوندد. این تسلیم از طریق مسئولیتهای مالی تشدید میشود.
الگویی که با خون نوشته شده است
این الزامات امنیتی که بازارهای کریسمس را ورشکسته کرده است، با خون نوشته شدهاند. روشن شده است که این بازارها نه تنها گردشگران را جذب میکنند، بلکه تروریستها را نیز تشویق میکند. در زیر به برخی از حملات مرگبار و خنثی شده اشاره میکنم:
برلین، ۲۰۱۶: یک تروریست سوار بر یک تریلر به بازار کریسمس در بریتشایدپلاتز حمله کرد و ۱۲ نفر را کشت و ۵۶ نفر را زخمی کرد.
اسن، ۲۰۱۷: شش تبعه سوری، از جمله پناهجویانی که با داعش در ارتباط بودند، به ظن برنامهریزی برای حمله به بازار کریسمس این شهر با استفاده از بمب و سلاح گرم دستگیر شدند.
لورکوزن، ۲۰۲۳: مقامات نقشه دو نوجوان رادیکال، از جمله یکی از آنها اهل افغانستان، را برای کوباندن یک وسیله نقلیه مملو از مواد منفجره به بازار کریسمس محلی کشف کردند.
ماگدبورگ، ۲۰۲۴: یک پزشک سعودی با بیامو خود به سرعت ۳۰ مایل در ساعت به یک بازار کریسمس کوبید و ۶ کشته و ۳۳۸ زخمی بر جای گذاشت. محاکمه او در نوامبر ۲۰۲۵ آغاز شد.
فرانسه نیز همین داستان را روایت میکند. بازار کریسمس این کشور در استراوسبورگ چندین بار توسط تروریستهای اسلامی هدف قرار گرفته است، از جمله در دسامبر ۲۰۱۸، زمانی که یک مهاجم الهامگرفته از داعش پنج نفر را کشت و ۱۱ نفر دیگر را زخمی کرد. برنامهریزی برای بازارهای کریسمس امسال نیز با خبر حمله به خودرو در اوایل نوامبر در جزیره توریستی اولرون به هم ریخت، جایی که رانندهای با فریاد «الله اکبر» به ۱۰ عابر پیاده زد و ۴ نفر را به شدت زخمی کرد و سپس تلاش کرد که ماشین خود را آتش بزند.
این یک تصادف یا بیماری روانی نیست. این الگویی است که تروریستهای اسلامی با استفاده از وسایل نقلیه، چاقو و سایر سلاحها، تلفات جمعی را در میانه جشنهای شاد کریسمس به امید ایجاد نوعی ترس و عدم اطمینان به وجود میآورند که جوامع را از نو شکل میدهد.
هر بازار کریسمس لغو شده در آلمان، یادبودی از این شکست است. هر مانع بتنی به مثابه اعترافی است به اینکه اروپا دیگر ارادهای برای دفاع فعال از مردم خود یا شجاعت معنوی برای مقابله با دشمن ندارد.
سوالاتی که باید بپرسیم
آیا عنصر رادیکالی در اسلام وجود دارد که تهدیدی منحصر به فرد برای تمدن غرب باشد؟ بله. این پاسخ به معنای الگوشناسی است، نه تعصب. اسلام هرگز مانند مسیحیت از بوته آزمایش روشنگری عبور نکرده است. اسلام دیدگاه جامعی برای نظم بخشیدن به جامعه تحت قانون شریعت دارد. زمانی که مهاجران مسلمان بی رویه و بدون فرهنگ سازی جذب جوامع اروپایی می شوند، برخی از آنان به خشونت روی میآورند.
آیا دولتهای غربی میتوانند ضمن حفظ سیاستهای مهاجرتی فعلی، از شهروندان خود محافظت کنند؟ پاسخ آلمان: خیر. آلمان ۵.۵ میلیون مسلمان را پذیرفته است و از سال ۲۰۲۴، حملات اسلامی حتی شدیدتر شدهاند. بازارهای کریسمس اکنون به موانع بتنی و نگهبانان مسلح نیاز دارند. برخی از شهرها به جای تلاش برای تأمین مالی هزینههای امنیتی، این مراسمها را لغو میکنند. در عین حال، مقامات زنان مسن را بازرسی میکنند، مجرمان خشن را آزاد میکنند و از اخراج پناهجویان رد شده بدون توجه به تهدیدات، خودداری میکنند.
آیا شهروندان آلمانی در حال مقابله با این موضوع هستند؟ آنها تلاش میکنند، اما دولت در واقع شهروندانی را که در این مورد صحبت میکنند مجازات میکند، حتی در حالیکه از پرداختن به این تهدید خودداری میکند.
ماری ترز کایزر، سیاستمدار آلمانی، در ماه مه ۲۰۲۴ به دلیل انتشار آماری که نشان میداد مهاجران به طور نامتناسبی مرتکب تجاوز جنسی به دختران جوان آلمانی میشوند، به جرم تحریک به جرم محکوم و جریمه شد. در حالی که یک زن ۲۰ ساله آلمانی به جرم «افترا» به مهاجری که به همراه هشت نفر دیگر به جرم تجاوز گروهی به یک دختر ۱۵ ساله محکوم شده بود، به یک آخر هفته زندان محکوم شد.
این وارونگی اخلاقی چنان عظیم است که دولتها اکنون به عنوان همدست همان خشونتی عمل میکنند که ادعا میکنند میخواهند از آن جلوگیری کنند.
نبرد معنوی
اما واقعیت عمیقتری وجود دارد که تحلیلهای سکولار قادر به توصیف آن نیستند. این یک جنگ معنوی است. «بدانيد كه جنگ ما با انسانها نيست، انسانهايی كه گوشت و خون دارند؛ بلكه ما با موجودات نامرئی میجنگيم كه بر دنيای نامرئی حكومت میكنند، يعنی بر موجودات شيطانی و فرمانروايان شرور تاريكی. بلی، جنگ ما با اينهاست، با لشكرهايی از ارواح شرور كه در دنيای ارواح زندگی میكنند.» (افسسیان ۶:۱۲).
اسلام فقط یک ایدئولوژی سیاسی یا یک نظام مذهبی نیست، بلکه یک جهانبینی جامع است که خود را در تضاد مستقیم با انجیل قرار میدهد. در حالی که مسیحیت نجات را تنها از طریق ایمان به مسیح اعلام میکند، اسلام رستگاری را از طریق تسلیم و عمل آموزشش میدهد. در حالی که مسیحیت اعلام میکند عیسی پسر خداست که برای گناهکاران مرد و قیام کرد، اسلام الوهیت، مصلوب شدن و رستاخیز او را انکار میکند.
اینها نمایانگر دیدگاههای در اساس ناسازگار در مورد خدا، انسان، گناه، رستگاری و نظم جامعه هستند. در هر کشوری که اسلام در آن تسلط دارد، مسیحیان رنج میبرند. نوکیشان مسیحی مورد آزار و اذیت قرار میگیرند. کلیساها به زیرزمین رانده میشوند. مؤمنان ناپدید میشوند – برخی از طریق تبعید و برخی دیگر از طریق شهادت. به افغانستان، ایران، عراق و سوریه نگاه کنید. این الگو هرگز تغییر نمیکند. هر زمان که اسلام قدرت فرهنگی را به دست میآورد، صلیب با اجبار روبرو میشود و مسیحیان بهای آن را با خون یا آوارگی میپردازند.
اروپا زمانی این را درک کرده بود. بیش از یک هزاره، مسیحیان از ایمان خود در برابر فتوحات اسلامی دفاع کردند. آنها میدانستند که اسلام صرفن یک دین دیگری برای تحمل نیست، بلکه پادشاهی مخالفی است که به دنبال مطیع کردن یا نابودی تمدن مسیحی است.
اروپاییهای مدرن، با رد میراث مسیحی خود، دیگر پایه معنوی لازم برای درک آنچه در حال وقوع است را ندارند. آنها انجیل را با چندفرهنگیگرایی، مسیحیت را با «تحمل» و حقیقت را با نسبیگرایی جایگزین کردهاند. بنابراین، در مواجهه با ایدئولوژیای که به حقیقت مطلق خود اعتقاد دارد و حاضر است برای آن بکشد، فلج شدهاند.
با نگاه به شهرهایی مانند دیربورن، هوستون و انتخابات اخیر در نیویورک، باید این سوال را بپرسیم: «آیا آمریکا نیز همین مسیر را دنبال میکند؟» ما دهههاست که مسیحیت را از زندگی عمومی حذف کردهایم و به کودکان میآموزیم که همه ادیان به یک اندازه معتبر هستند. وقتی تروریستهای اسلامی حمله میکنند، رهبران ما اصرار دارند که تروریسم «هیچ ارتباطی با اسلام ندارد» و از انتقادات به اسلام جلوگیری میکنند.
این نتیجهی انکار مسیح است. هنگامی که جامعهای خدای یگانه حقیقی را رها میکند، خدایان دروغین را میپرستد. و آن خدایان خواستار تسلیم هستند.
آنچه مسیحیان باید انجام دهند
کلیسا در یک دوراهی قرار دارد. اگر در حالی که شهرها به نگهبانان مسلح نیاز دارند و جشنهای عمومی به کابوسهای امنیتی تبدیل شدهاند، سکوت کنیم، در واقع همدست تسلیم خواهیم بود. زمان آن است که کلیسا سخن بگوید، رهبری کند و خواستار نام بردن از شر و مقابله با آن شود.
حقیقت را بگویید. اسلام حقایق اصلی مسیحیت را انکار میکند و در پی مطیع کردن کسانی است که از تسلیم امتناع میکنند. مسلمانان را به عنوان حاملان تصویر دوست داشته باشید اما اسلام را به عنوان دشمن معنوی انجیل بشناسید.
از دولت بخواهید که از مردم خود محافظت کند، مرزها را کنترل کند و قانون را اجرا کند. سیاستمدارانی که بخاطر ترس از برچسب نژادپرستی یا اسلامهراسی از اقدام خودداری میکنند، به مأموریت خود طبق رومیان ۱۳ خیانت میکنند.
با جسارت بشارت دهید. راه حل نهایی، انجیل است که میتواند حتی جهادگرایان متعصب را نیز نجات دهد.
فرزندانی شجاع تربیت کنید. به آنها نقش مسیحیت را در شکلدهی تمدن و نبرد معنویای که در آن زندگی میکنند، بیاموزید.
کشیشان باید رهبری کنند. تمام توصیههای خدا را موعظه کنند – جنگ معنوی، ادیان دروغین، نقش محافظتی دولت و انحصار مسیح. کلیساهایی که از انجام این کار امتناع میکنند، مردم خود را ناامید میکنند.
انتخابی که پیش روی ماست
بازارهای آلمان نه به دلیل کمبود منابع بلکه به دلیل فقدان اراده تعطیل میشوند – امتناع از نام بردن از تهدید، مستثنی کردن نابودکنندگان تمدن، و عدم دفاع از فرهنگی که جشنها را ممکن ساخته است.
در آمریکا، ما هنوز میتوانیم انتخابهای متفاوتی داشته باشیم. مرزها را کنترل کنیم. ادغام را الزامی کنیم. مجرمان خشن را اخراج کنیم. شهروندان را مسلح کنیم. از دروغهای چندفرهنگیگرایی رد شویم. میراث مسیحی خود را احیا کنیم.
اما این مستلزم شجاعتی است که فقط مسیحیان میتوانند مطالبه کنند. طبقه سیاسی اقدامی نخواهد کرد – آنها بیش از حد به ایدئولوژی تنوع متعهد هستند، بیش از حد از متعصب خوانده شدن میترسند و بیش از حد از پیامدهای آن بیخبرند.
سقوط اروپا باید زنگ بیدارباش برای آمریکا باشد. تسلیم آلمان باید ما را به اقدام وادارد، نه اینکه ما را فلج کند.
آیا از آنچه به ارث بردهایم دفاع خواهیم کرد، یا ملتی را به فرزندانمان تحویل خواهیم داد که در آن جشن کریسمس در ملأعام بسیار خطرناک است؟ آیا کشیشان خاموش میتوانند وقتی مسیح از آنها میپرسد که در زمانی که گوسفندانش بلعیده میشدند چه میکردند، پاسخگو باشند؟
مسیح یا هرج و مرج. شجاعت یا تسلیم. تصمیم با ماست و نمیتوان منتظر ماند.
منبع مقاله: برای زندگی آزادی و حقیقت
رفـع مسئولیت:
مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس میکنند.


















