«محبت نیوز»- اقدامات اخیر دولت بریتانیا در راستای جرمانگاری انتقاد از اسلام تحت عنوان مقابله با «اسلامهراسی»، موجی از نگرانیها را در میان فعالان آزادی بیان، سیاستمداران و ناظران حقوق مذهبی برانگیخته است. منتقدان هشدار میدهند که این سیاستها در حال تبدیل شدن به ابزاری برای سرکوب نقد ایدئولوژیهای سیاسی و اعطای مصونیت بیسابقه به اسلامگرایان است.
پس از سالها بحث و جدل پیرامون ارائه یک تعریف رسمی از اسلامهراسی، دولت بریتانیا با انتصاب اولین «مسئول ویژه مقابله با خصومت علیه مسلمانان» در ماه مارس و تخصیص بودجهای ۴ میلیون پوندی برای آنچه «انسجام اجتماعی» خوانده شده، گامهای عملی در این زمینه برداشته است.
بر اساس تعاریف جدیدِ مورد حمایت دولت، خصومت علیه مسلمانان نوعی «نژادپرستی» تلقی میشود. در حالی که مقامات دولتی مدعیاند این طرح صرفن برای مقابله با جرائم ناشی از نفرت است و به آزادی بیان لطمهای نمیزند، مدافعان آزادیهای مدنی معتقدند این قانون، مرز میان «نژادپرستی» و «نقد مشروع یک ایدئولوژی» را به شکلی خطرناک از بین برده است. ناظران نگرانند که این رویه، بررسی دقیق مسائلی چون افراطگرایی و چالشهای ادغام اجتماعی را غیرممکن سازد.
استانداردهای دوگانه و برخورد با منتقدان
کارزارهای اخیر علیه چهرههای سیاسی و شهروندان عادی، به این نگرانیها دامن زده است. در یک مورد برجسته، «نیک تیموتی»، نماینده محافظهکار پارلمان بریتانیا، پس از انتقاد از صادق خان، شهردار لندن، بابت برگزاری مراسم افطار و نماز جماعت در میدان ترافالگار و توصیف آن به عنوان یک عمل «سلطهجویانه»، با واکنش تند مقامات مواجه شد.
گزارشها حاکی از آن است که تیموتی به حضور افراد مرتبط با گروههای افراطی در برنامههای عمومی شهرداری اعتراض کرده بود؛ اسناد نشان میدهد در مراسم مشابهی در سال ۲۰۲۲، مجری برنامه سابقه نفرتپراکنی یهودستیزانه داشته و اعضای خانوادهاش آشکارا از سازمانهای تروریستی ممنوعه حمایت کرده بودند. با این حال، به جای بررسی مستندات این نماینده مجلس، چهرههای سیاسی خواستار برکناری و آغاز تحقیقات رسمی علیه خود او شدند.
تهدیدی برای ارزشهای دموکراتیک
تحلیلگران و کارشناسان حوزه آزادی مذهب معتقدند که قانون جدید دولت بریتانیا، در عمل ادبیات «ضدنژادپرستی» را به سپری برای محافظت از اسلام سیاسی تبدیل کرده است.
منتقدان هشدار میدهند که هدف نهایی این رویکرد، حفاظت از مسلمانان در برابر نفرتپراکنی واقعی نیست، بلکه ساکت کردن منتقدان و جرمانگاری نقد است. این روند، با تبدیل کردن یک دین و ایدئولوژی سیاسی به تنها تفکری که در بریتانیا از مصونیت مطلق در برابر نقد برخوردار است، تهدیدی بنیادین برای آزادی بیان، تنوع آراء و ارزشهای دموکراتیک ارزیابی میشود؛ خطری که میتواند صدای منتقدان مسالمتجو را در تمام جوامع مذهبی و مدنی خاموش کند.




















