«محبت نیوز»- پنجاه سال پس از خودسوزی اعتراضی اسکار بروزویتس، کشیش کلیسای لوتری در آلمان شرقی، مسیحیان آلمان یاد روحانیای را گرامی میدارند که اقدامش به نمادی علیه سرکوب کمونیستی و سیاستهای مسیحیتستیزانه جمهوری دموکراتیک آلمان تبدیل شد.
بروزویتس در ۲۲ اوت ۱۹۷۶، چهار روز پس از آنکه خود را با بنزین آغشته کرد و در برابر کلیسای میکائیل در شهر زایتس واقع در ایالت زاکسن آنهالت به آتش کشید، درگذشت. او هنگام این اقدام تابلویی اعتراضی بر سقف خودروی خود نصب کرده بود که روی آن نوشته شده بود: «کلیسای آلمان، کمونیسم را به ظلم و ستم در مدارس علیه کودکان و جوانان متهم میکند.»
رویارویی با حکومت کمونیستی
بروزویتس در ۳۰ مه ۱۹۲۹ در منطقهای متولد شد که اکنون بخشی از لیتوانی است و در آن زمان به پروس شرقی آلمان تعلق داشت. او در ۱۵سالگی، همزمان با پیشروی نیروهای شوروی در سال ۱۹۴۴، به غرب منتقل شد؛ مدتی کوتاه در ارتش آلمان خدمت کرد و سپس به اسارت درآمد.
وی در اواسط دهه ۱۹۵۰ در آلمان شرقی ساکن شد. پس از آشنایی با یک خانواده مسیحی، به عیسی مسیح ایمان آورد. او در سال ۱۹۷۰ به مقام کشیشی رسید و به روستای ۲۰۰نفری «ریپیچا»، در نزدیکی زایتس، اعزام شد.
از نخستین یکشنبه حضورش در ریپیچا، رویکردی آشکارا انتقادی در برابر دولت آلمان در پیش گرفت. در واکنش به شعار جشنواره برداشت محصول حزب حاکم با عنوان «بدون خدا و آفتاب، برداشت میکنیم»، تابلویی با این مضمون نصب کرد: «بدون باران و بدون خدا، تمام جهان ورشکست میشود.»
بروزویتس همچنین در روز یکشنبه تجلی، صلیبی بزرگ و درخشان بر برج کلیسا نصب کرد تا در برابر شعارهای تبلیغاتی حزب حاکم ایستادگی کند. فعالیتهای مذهبی او—بهویژه در میان جوانان—اغلب بیش از برنامههای اجباری جوانانِ حزب مورد استقبال قرار میگرفت.
خودسوزی در برابر کلیسا
اقدامات بروزویتس نهتنها با حکومت، بلکه با رهبران کلیسا نیز به تنش انجامید. بنا به گزارش وبسایت jesus.de، او تنها دو روز پیش از خودسوزی نامهای از مقامهای کلیسا دریافت کرده بود که در آن پیشنهاد شده بود شغل دیگری برگزیند.
بروزویتس صبح ۱۸ اوت نامهای خطاب به کنفرانس محلی کشیشان نوشت و آن را نزد همسایهاش گذاشت. در این نامه آمده بود: «جنگی سهمگین میان نور و تاریکی در جریان است. حقیقت و دروغ در کنار یکدیگر ایستادهاند.»
چندصد نفر شاهد بودند که بروزویتس در برابر کلیسای میکائیل خود را به آتش کشید. رهگذران او را به زمین انداختند و با پتو شعلهها را خاموش کردند، اما او بر اثر سوختگی شدید چهار روز بعد در بیمارستان درگذشت. بروزویتس هنگام مرگ ۴۷ سال داشت.
واکنش حکومت و مراسم خاکسپاری
حکومت آلمان شرقی بلافاصله تلاش کرد این واقعه را به حاشیه براند و مانع تبدیل شدن بروزویتس به یک قهرمان شود. با وجود برقراری ایستهای بازرسی و تلاش پلیس برای دور کردن عزاداران، صدها نفر در مراسم تشییع او که در ۲۶ اوت در ریپیچا برگزار شد، شرکت کردند.
حدود ۸۰ کشیش با لباس روحانیت در میان صدها شرکتکننده در گورستان روستا حضور داشتند. یک گروه تلویزیونی از آلمان غربی نیز از این مراسم فیلمبرداری کرد و تصاویر آن را در سراسر آلمان پخش کرد؛ اقدامی که بهطور ضمنی کیفرخواستی علیه حکومت کمونیستی آلمان شرقی تلقی شد.
فریدریش-ویلهلم باومر، کشیشی که کنار قبر سخنرانی کرد، از فاصله گرفتن کلیسا از بروزویتس خودداری کرد و گفت: «ما از برادر بروزویتز فاصله نمیگیریم.»
روزنامه حزب کمونیست، نویه دویچلند، در واکنش به این رویداد کارزار تخریبی علیه بروزویتس به راه انداخت و او را فردی بیمار روانی معرفی کرد. این حمله نتیجهای معکوس داشت و به انتشار نامه اعتراضی رسمی ۳۵ تن از مخالفان حکومت—از جمله بتینا وگنر، خواننده آلمانی—در کمیته مرکزی حزب انجامید. سه تن از امضاکنندگان نامه به زندان افتادند و سه ماه بعد، ولف بیرمان، شاعر مخالف حکومت، از تابعیت خود محروم و به آلمان غربی اخراج شد.
میراث بروزویتس
مورخان و شاهدان کلیسا همچنان درباره این میکوشند که چگونه اقدام بروزویتس توصیف شود. بیوه و زندگینامهنویسان او با برچسبهایی مانند «شهادت» یا «خودکشی» مخالفت کردهاند و میگویند این اقدام، که با دقت برنامهریزی شده بود، از اعتقادی راسخ سرچشمه میگرفت؛ هرچند دشمنی حکومت بهطور مستقیم جان او را نگرفت.
برخی پژوهشگران بروزویتس را با پیامبران عهد عتیق مقایسه کردهاند؛ پیامبرانی که اعمال نمادینشان، حتی با وجود هزینههای شخصی سنگین، برای ماندگار شدن طراحی شده بود.
کریستین نویس، مدیر بایگانی کلیسای انجیلی در آلمان مرکزی، به jesus.de گفته است که نزدیک به هزار صفحه سند در آرشیو کلیسا نشان میدهد بروزویتس «فردی آزادیخواه و، حتی میتوان گفت، تشنه آزادی» بوده است.
مانفرد استولپه، مقام ارشد پیشین کلیسا و نخستوزیر سابق یکی از ایالتهای آلمان متحد، درباره جایگاه بروزویتس در تاریخ گفته است: «بروزویتس منادی تغییر نظام بود.»
منبع: کریستین دیلی




















