از گفت‌وگوی ادیان تا اتهام «مماشات با اسلام»؛ بررسی سیاست واتیکان

«محبت نیوز»- در کریسمس سال ۲۰۱۷، بیش از ۵۸۰۰ نفر از مسلمانانی که به مسیحیت کاتولیک گرویده بودند، نامه‌ای سرگشاده به پاپ فرانسیس نوشتند. آنها از پاپ خواستند در اظهارات خود در کتاب «Evangelii Gaudium» تجدید نظر کند، جایی که او نوشته بود «اسلام اصیل و قرائت صحیح قرآن با هر نوع خشونتی مخالف است».

آنها پرسیدند: «اگر اسلام، آن‌گونه که شما می‌گویید، به خودی خود دین خوبی است، پس چرا ما کاتولیک شدیم؟» آنها ادامه دادند: «آیا سخنان شما اعتبار انتخابی را که ما با به خطر انداختن جان خود انجام دادیم، زیر سوال نمی‌برد؟ همانطور که می‌دانید، اسلام برای مرتدان مجازات مرگ را در نظر گرفته است (قرآن ۴:۸۹، ۸:۷-۱۱). طبق آموزه‌های عیسی (لوقا ۱۴:۲۶)، ما مسیح را به زندگی خود ترجیح دادیم. آیا ما در جایگاه مناسبی برای صحبت با شما درباره اسلام نیستیم؟»

این نوکیشان مسیحی گفتند: «بسیاری از ما طی سال‌های گذشته بارها تلاش کرده‌ایم با شما تماس بگیریم، اما هرگز پاسخی به نامه‌ها یا درخواست‌هایمان برای ملاقات داده نشد.»

با این حال، در سال ۲۰۱۹، پاپ فرانسیس، بی‌اعتنا به این انتقادات، سند «برادری انسانی برای صلح جهانی و زندگی مشترک» را با شیخ احمد الطیب، رئیس دانشگاه الازهر (معتبرترین دانشگاه جهان اسلام سنی)، امضا کرد. این سند چارچوبی را برای کاتولیک‌ها و مسلمانان فراهم می‌کند تا در راستای اهداف مشترکی چون صلح، آزادی، عدالت و رفاه همکاری کنند.

نگرش فرانسیس نشان‌دهنده سیاست واتیکان در پذیرش اسلام است که تا سر حد مماشات و توانمندسازی آن پیش رفته و به بهای از دست رفتن اعتبار اخلاقی کلیسای کاتولیک تمام شده است.

ویلیام کیلپاتریک، استاد بازنشسته کالج بوستون که کتاب‌ها و مقالات متعددی در زمینه رابطه بین مسیحیت و اسلام نوشته است، اتهامی بزرگتر را مطرح می‌کند. کیلپاتریک گفت: «نگرش کلیسا نسبت به اسلام فراتر از دلجویی و توانمندسازی است.» او در ادامه افزود:

«در حال حاضر به‌عنوان یک کاتولیک صحبت می‌کنم، صحبت از همدستی در جرم دقیق‌تر است.»

او تاکید کرد: «کلیسا با اینکه فقط از خوبی‌های اسلام سخن گفته و درباره بدی‌های آن سکوت کرده است، بخش بزرگی از حقیقت اسلام را پنهان کرده است. با این کار، کاتولیک‌ها و دیگر مسیحیان را در برابر اسلام بسیار آسیب‌پذیرتر کرده است؛ آسیب‌پذیرتر به این دلیل که اطلاعات نادرستی به آنها داده شده است.»

نگرش کلیسا بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های لویی ماسینیون، محقق کاتولیک فرانسوی قرن بیستم است که معتقد بود خدای ابراهیم و خدای محمد یکی است. ماسینیون همچنین اسلام را «دین ابراهیم که با محمد احیا شد» توصیف کرد و قرآن را بازتاب‌دهنده سطحی از الهام الهی می‌دانست.

ماسینیون نتیجه گرفت که از آنجا که اعراب مسلمان از نوادگان ابراهیم هستند، «آنها حق دارند در میان ادیان توحیدی که از ابراهیم سرچشمه گرفته‌اند، برابری داشته باشند و در وعده دوگانه‌ای که به ابراهیم داده شده است، یعنی وعده مسیح و وعده سرزمین مقدس، مشارکت کنند.»

آلن بسانسون، محقق کاتولیک فرانسوی، در سال ۲۰۰۴ نوشت که آثار ماسینیون در زمانی منتشر شد که نفوذ سکولاریسم در اروپا رو به افزایش بود و «نارضایتی عمیقی از مدرنیته و ترتیبات لیبرال، سرمایه‌داری و فردگرایانه ما» ایجاد می‌کرد. در نتیجه، «ادبیاتی گسترده در حمایت از اسلام در اروپا شکل گرفت که بخش عمده‌ای از آن شامل آثار کشیشان کاتولیک تحت تأثیر ایده‌های ماسینیون بود.»

بسانسون نوشت: «این نویسندگان که از افول ایمان مذهبی در غرب مسیحی و به‌ویژه در اروپا نگران هستند، از تحسین دینداری مسلمانان خودداری نمی‌کنند. آنها استدلال می‌کنند که بهتر است به چیزی ایمان داشت تا به هیچ چیز، و از آنجا که مسلمانان به چیزی ایمان دارند، باید به همان چیزی ایمان داشته باشند که ما داریم.»

کلیسای کاتولیک، ایده‌های ماسینیون را در شورای دوم واتیکان پذیرفت؛ شورایی که بین سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ برای بررسی نقش کلیسا در دنیای مدرن برگزار شد. یکی از اسناد این شورا، «نوسترا آئتاته» نام داشت که هرچند بیشتر بر یهودیت متمرکز بود، اما به اسلام نیز می‌پرداخت:

«کلیسا برای مسلمانان نیز احترام قائل است. آنها خدای یگانه را می‌پرستند… و با تمام وجود تسلیم فرامین مرموز او می‌شوند، همانطور که ابراهیم، که اسلام به ارتباط با او می‌بالد، تسلیم خدا شد. گرچه آنها عیسی را خدا نمی‌دانند، اما او را همچون پیامبری تکریم می‌کنند.»

سند دیگری از شورا، «لومن جنتیوم»، اعلام کرد که «نقشه نجات شامل کسانی نیز می‌شود که خالق را تصدیق می‌کنند. در وهله اول، مسلمانان قرار دارند که با اقرار به ایمان ابراهیم، همراه با ما، خدای یگانه و مهربان را می‌پرستند.»

آن متن در سال ۱۹۹۲ به‌عنوان کتاب تعلیمات دینی کلیسای کاتولیک انتخاب شد.

پاپ ژان پل دوم، که آن کتاب را منتشر کرد، با تعهد بی‌سابقه‌ای به گفتگو با اسلام، مسیر سازش را پیش گرفت.

رنزو گولو، متخصص اسلام در دانشگاه تریسته، در سال ۲۰۰۳ نوشت: «برای کارول وویتیلا (نام اصلی ژان پل دوم)، گفتگوی مذهبی برای تقویت خیر عمومی بشریت ضروری است. این گفتگو بر پایه آگاهی از وجود ارزش‌های مشترک میان فرهنگ‌ها تداوم می‌یابد، زیرا این ارزش‌ها ریشه در طبیعت انسان دارند. این ارزش‌ها شامل دفاع از خانواده، مخالفت با سقط جنین و صلح است.»

از نظر پاپ فقید، هیچ مانعی آنقدر قدرتمند نبود که نتوان بر آن غلبه کرد.

گولو افزود: «به نظر می‌رسد او معتقد است که تنها با ژست پیامبرگونه، دیدگاهی آرمان‌گرایانه، و جهشی عرفانی برخاسته از معنویتی عمیق، می‌توان به این هدف دست یافت.»

ژان پل دوم از چنین گفتگویی برای تلاش برای ایجاد اتحادی عملی با اسلام در برابر سکولاریسم غربی پس از فروپاشی کمونیسم اروپایی استفاده کرد.

انزو پیس، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه پادوا، نوشت: «کلیسا آگاه است که می‌تواند نوعی دین مدنی جدید را به «ایالات متحده اروپا» ارائه دهد.» او در ادامه افزود:

«بنابراین اسلام به مهم‌ترین مخاطب اخلاقی تبدیل می‌شود، زیرا کلیسا آن را دینی ساختارمند می‌داند که در اروپای معاصر رو به افزایش است.»

«برای تضمین این ادغام، کلیسای کاتولیک معتقد است که پذیرش ایده به رسمیت شناخته شدن اسلام به‌عنوان یک دین جهانی ضروری است. همزمان، از اسلام دعوت می‌شود که حداقل اصول اخلاقی و حقوقی اساسی فرهنگ مسیحی اروپایی را بپذیرد.»

اسقف‌ها با فروش کلیساها و مدارس بلااستفاده خود به گروه‌های مسلمان، این دستورالعمل را اجرا کردند و کلیساها به مساجد تبدیل شدند. در سال ۲۰۰۶، راهبان فرانسیسکن کاپوچین موافقت کردند که به اتحادیه جوامع و سازمان‌های اسلامی در ایتالیا در ساخت مسجدی در جنوا کمک کنند.

روزنامه «کوریره دلا سرا» در میلان گزارش داد که این اتحادیه، وابسته به اخوان المسلمین، از «نسخه‌ای افراطی از قرآن» حمایت می‌کند که در آن مسیحیان، یهودیان، غربی‌ها، زنان و سایر مسلمانانی که تسلیم قوانین آنها نمی‌شوند، مجرم شناخته می‌شوند. محمد نور داچان، رئیس این گروه، از امضای سندی که مسلمانان را به پذیرش قانون اساسی ایتالیا، محکومیت تروریسم و به رسمیت شناختن حق موجودیت اسرائیل متعهد می‌کرد، خودداری کرد.

با این وجود، یک کاردینال واتیکان پیشنهاد داد که دانش‌آموزان مسلمان در مدارس ایتالیا، در ساعاتی که برای آموزش کاتولیک‌ها در نظر گرفته شده است، آموزش‌های دینی اسلامی را دریافت کنند.

کاردینال رناتو مارتینو، رئیس شورای پاپی عدالت و صلح، در سال ۲۰۰۶ گفت: «اگر ۱۰۰ کودک مسلمان در مدرسه‌ای باشند، دلیلی نمی‌بینم که دینشان به آنها آموزش داده نشود. اگر تا زمانی که شاهد رفتار معادل با اقلیت‌های مسیحی در کشورهای مسلمان نباشیم، «نه» بگوییم، به نظر من خودمان را در سطح آنها قرار داده‌ایم.»

در سال ۲۰۰۸، اسقف‌های انگلستان و ولز از مدارس کاتولیک خواستند که نمازخانه‌هایی را برای دانش‌آموزان مسلمان در نظر بگیرند و توالت‌هایی را برای وضو گرفتن قبل از نماز آماده کنند. به گزارش «دیلی میل»، «این خواسته‌ها فراتر از الزامات قانونی در خصوص پذیرایی از اقلیت‌های مذهبی است.»

اما بدترین مماشات در بلژیک رخ داد.

اسقف‌ها کلیساهای خود را به پناهگاهی برای مهاجران مسلمان تبدیل کردند تا دولت را به اعطای عفو عمومی وادار کنند. در سال ۲۰۰۶، بیش از ۳۰ کلیسای بلژیکی به این منظور استفاده شدند. حدود ۳۰۰ مهاجر کلیسای کوچک ماگدالنا در آنتورپ را اشغال کردند و برخی از کلیساهای دیگر نیز تا ۷۰۰ نفر را در خود جای دادند.

در کلیسای «بانوی سوکور» بروکسل، مهاجران در چادرهای کوچکی که توسط آژانس‌های امداد کاتولیک اهدا شده بود، زندگی می‌کردند؛ مراسم اسلامی برگزار می‌کردند؛ میزهای کامپیوتر را نزدیک منبر برپا می‌کردند و حتی روی زمین آتش روشن می‌کردند. کشیش هرویگ آرتس صحنه‌ای را که در کلیسای یسوعی آنتورپ در سال ۱۹۹۸ رخ داد، برای روزنامه «گازت ون آنتورپن» توصیف کرد.

آرتس گفت: «مهاجران خیمه را برداشتند، یک تلویزیون و رادیو نصب کردند و ما را از فرصت دعا و برگزاری عشای ربانی در کلیسای خودمان محروم کردند. این وضعیت بسیار مرا ناراحت کرده است. از نظر من، این مکان هتک حرمت شده است. احساس می‌کنم دیگر نمی‌توانم وارد آن شوم.»

اسقف‌های بلژیک از این موضوع خوشحال نشدند.

اسقف لوک ون لوی، درباره کسانی که او آنها را «فراریان غیرقانونی» خواند، گفت: «همه حق دارند در جامعه ما جایگاه خوبی داشته باشند.»

کاردینال گادفرید دنیلز، اسقف اعظم بروکسل و اسقف اعظم برجسته بلژیک، افزود که «همبستگی نمی‌تواند به ملت خود محدود شود.»

بدین ترتیب، اسقف‌ها، آرتس و دیگر کشیشان را که عقاید مشابهی داشتند، ساکت کردند.

در حالی که اسقف‌های کاتولیک نیازهای جماعت خود را نادیده می‌گرفتند، ژان پل دوم نیز وضعیت اسفناک مسیحیان در جهان اسلام را نادیده می‌گرفت. گوئولو نوشت: اسقف‌ها به یاد داشتند که چگونه ژان پل دوم، که «هماره درباره همه موضوعات صحبت می‌کند»، «پرده سکوت را در مورد آزار و اذیت مسیحیان در کشورهای مسلمان گسترده بود.»

در سال ۲۰۰۲، یک تازه مسلمان عرب به نام نورا به روزنامه «کوریره دلا سرا» گفت: «ما احساس رها شدن می‌کنیم. پس از تغییر دین، کسی را برای حمایت نداریم. ما از کلیسا و ایتالیا می‌خواهیم: از ما محافظت کنید، از ما دفاع کنید.»

پاپ فرانسیس با تقویت پیوند میان مهاجرت و اسلام، این حرکت را تسریع کرد. در سال ۲۰۱۵، فرانسیس از کلیساهای اروپا خواست تا حداقل یک خانواده پناهجوی سوری را بپذیرند. در سال ۲۰۱۶، پاپ از جزیره لسبوس یونان، که هزاران پناهنده سوری در آنجا ساکن بودند، بازدید کرد و ۱۲ پناهنده مسلمان از سه خانواده را در سفر بازگشت به رم با خود برد.

فرانسیس در طول بازدیدش از لسبوس، درباره ضرورت اخلاقی کمک به مهاجرانی که «چهره، نام و داستان‌های فردی دارند» سخنرانی کرد. همزمان با اعمال محدودیت‌های مهاجرتی توسط دولت‌های اروپایی، پاپ در بازدید از مارسی در سال ۲۰۲۳ از «بی‌تفاوتی متعصبانه» آنها انتقاد کرد.

با این حال، هنگامی که با خشونت مسلمانان مواجه می‌شوند، واتیکان و اسقف‌های غربی «بی‌تفاوتی متعصبانه» خود را به نمایش می‌گذارند.

«مجمع خاورمیانه» در سال ۲۰۱۹ گزارش داد که مقامات فرانسوی در سال ۲۰۱۸، ۱۰۶۳ مورد حمله به کلیساها را ثبت کرده‌اند. در آلمان، «صلیب‌ها شکسته، محراب‌ها خرد، کتاب مقدس به آتش کشیده، حوض‌های غسل تعمید واژگون و درهای کلیسا با عبارات اسلامی مانند «الله اکبر» لکه‌دار می‌شوند.»

در بحبوحه هجوم صدها هزار مهاجر مسلمان به اروپا که مرتکب رفتارهای مجرمانه می‌شوند، اسقف‌های کاتولیک یا کلیشه‌های احساسی را ترویج می‌کنند یا سکوت پیشه می‌کنند.

کشیش نیک دانلی، یک شماس کاتولیک بریتانیایی، سال گذشته، در جریان اعتراضات گسترده سراسری، نوشت: «آیا شنیده‌اید که یک اسقف انگلیسی درباره نگرانی‌های مردم انگلیس در مورد حمله بیگانگان جنایتکار به کشورمان ابراز همدردی کند؟ من نشنیده‌ام. آیا شنیده‌اید که یک اسقف انگلیسی از صدها هزار دختر انگلیسی که توسط مردانی از فرهنگ‌های خارجی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، خشم خود را ابراز کند؟ من نشنیده‌ام.»

همانطور که IDI بررسی کرد، پاپ لئو دستور کار فرانسیس را پیش می‌برد. او در یک کنفرانس مطبوعاتی بداهه هنگام بازگشت از لبنان در ماه دسامبر، بر گفتگو به عنوان راه‌حلی برای مشکلات دیرینه میان مسیحیان و مسلمانان تأکید کرد.

پاپ گفت: «من فکر می‌کنم یکی از درس‌های بزرگی که لبنان می‌تواند به جهان بیاموزد، به درستی نشان دادن سرزمینی است که در آن اسلام و مسیحیت هر دو حضور دارند، مورد احترام هستند و امکان زندگی مشترک و دوستی وجود دارد. شاید بهتر باشد کمی کمتر بترسیم و به دنبال راه‌هایی برای ترویج گفتگو و احترام واقعی باشیم.»

تنها ساده‌لوحی نفس‌گیر می‌تواند چنین واکنشی را پس از بازدید از کشوری که بیش از پنج دهه جنگ داخلی مذهبی آن را ویران کرده است، توضیح دهد.

کیلپاتریک گفت: «در واقع، کلیسا با مشروعیت بخشیدن به اسلام از طریق گفتگو، بیانیه‌های مشترک پاپ و رهبران اسلامی، برنامه‌های درسی سازگار با اسلام در مدارس و موارد دیگر، و عمدتن با سکوت در برابر آزار و اذیت جهانی مسیحیان توسط مسلمانان، به عامل توانمندکننده اسلام تبدیل شده است.»

در برخورد تمدن‌های کنونی، رابطه روم با مکه شبیه رابطه ویشی با برلین در طول جنگ جهانی دوم است.

نویسنده: جوزف دی هیپولیتو

منبع: موسسه دفاع ایدئولوژیک

رفع مسئولیت: دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه «محبت نیوز» نیست.

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی