«محبت نیوز»- این داستان خارقالعاده پاتراس پل (پیتر پل)، امامی است که در جستجوی خدای حقیقی به مسیحیت گروید و اکنون با جفا و سختیهای بیپایانی روبروست. او در مکانی مخفی در پاکستان با استیفان جورج خبرنگار آسیانیوز دیدار کرد و از زندگی پرماجرای خود گفت.
پاتراس در سال 1968 در محلهای فقیرنشین و در خانوادهای متعهد به مذهب اهل سنت در پاکستان به دنیا آمد. او در سال 2000 قاری قرآن شد و همزمان به امامت یک مسجد منصوب گردید. او به شهرهای مختلف این کشور اعزام شد تا اسلام را تبلیغ کند اما در سال ۲۰۰۳، شک و تردید به باورهایش آغاز شد.
او میگوید: «هفته عید قربان بود و من داستان قربانی ابراهیم و اسماعیل را میخواندم. در قرآن آمده که ابراهیم چشمانش را بست و گلوی اسماعیل را برید، اما وقتی چشمانش را باز کرد، برهای قربانی شده بود. این سؤال در ذهنم شکل گرفت: این بره از کجا آمد؟ این بره بزرگتر از اسماعیل بود که جان خود را فدای او کرد. جستجوی پاسخ مرا به انجیل کشاند، کتابی که یکی از دوستانم به من داده بود. در آنجا با سخنان یوحنا مواجه شدم: «زیرا خدا به قدری مردم جهان را دوست دارد که یگانه پسر خود را فرستاده است، تا هر که به او ایمان آورد، هلاک نیست بلکه زندگی جاوید بیابد» (یوحنا ۳:۱۶) و «اینک بره خدا که گناهان جهان را برمیدارد» (یوحنا ۱:۲۹). در خفا، عیسی را بهعنوان نجاتدهنده خود پذیرفتم و با اشتیاق شروع به خواندن کتاب مقدس کردم. از آن پس، دعاهایم را تنها در نام عیسی انجام میدادم.»
اما ایمان جدید او در سال ۲۰۰۵ آشکار شد. او میگوید: «در مسجدی در کشمیر امام جماعت بودم. در قلبم از دو ایمان مختلف پیروی میکردم و از خدا میخواستم راه درست را به من نشان دهد. یک شب در خواب صدایی شنیدم که گفت: “من راه هستم، حقیقت هستم.” صبح زود که برای اذان به مسجد رفتم، یکی از شاگردانم متوجه شد که بهجای اذان، چیز دیگری میگویم. او مرا متهم به کفرگویی کرد و به همراه دیگران به من حمله کردند. آنها مرا با مشت، لگد و چوب کتک زدند و در نهایت به زندان انداختند. یک سال را در زندان گذراندم.»
پاتراس میگوید که در زندان معجزهای را تجربه کرد: «احساس قدرت درونی داشتم و ایمانم به مسیح راسختر شد. روز اول زندان، فردی ناشناس به من لباس تمیز داد و از من حمایت کرد. با وجود خطرات، عیسی همیشه با من بود.»
پس از یک سال، همسرش با مراجعه به قاضی و اثبات بیگناهی او، توانست آزادیاش را بگیرد. اما زندگی برای پاتراس و خانوادهاش دشوارتر شد. او میگوید: «ما مجبور شدیم روستای خود را ترک کنیم، زیرا خانواده، دوستان و اقواممان دشمن ما شدند. در یک شب سرد زمستانی، من، همسرم و شش فرزندم بدون سرپناه و لباس کافی در خیابان ماندیم. اما ایمانمان به عیسی ما را ثابتقدم نگه داشت.»
پاتراس اکنون در شرایطی بسیار سخت زندگی میکند. او در یک خانه کوچک در حاشیه شهر سکونت دارد و از طریق کمکهای اندک مسیحیان، زندگی خود را میگذراند. او میگوید: «بزرگترین ترسم برای سه دخترم است که ممکن است قربانی تغییر دین اجباری یا آزار شوند. تنها آرزویم این است که آنها در ایمان به عیسی ثابتقدم بمانند و پیام او را به دیگران برسانند.»
پاتراس همچنین با دوچرخه به روستاهای مختلف میرود و انجیل را موعظه میکند. او از خانوادههای مسلمان دیگری یاد میکند که مخفیانه به مسیحیت گرویدهاند، اما نمیتوانند ایمان خود را آشکار کنند. در سال ۲۰۲۰، او بار دیگر مورد حمله قرار گرفت، زیرا در کیفش یک کتاب مقدس و کتاب دعای مسیحی پیدا شد. با این حال، او میگوید: «من عاشق عیسی هستم و ایمان دارم که نجاتم تنها از طریق اوست.»
پاتراس اکنون خواهان تغییر شناسنامهاش برای ثبت هویت مسیحی خود و تضمین امنیت و آزادی برای خانوادهاش است. اما قوانین پاکستان مانع این کار میشود. جوزف یانسن، فعال حقوق اقلیتها، میگوید: «قانون اساسی پاکستان آزادی دین را تضمین میکند، اما در عمل، تغییر دین برای مسلمانان غیرممکن است. سیاستهای رسمی و قوانین نانوشته، مرتدان را در معرض خطر خشونت، تهدید و حتی قتل قرار میدهد.»
پاتراس با وجود تمام سختیها، همچنان به ایمان خود پایبند است و میگوید: «من به عیسی ایمان دارم و میدانم که او همیشه با من است.»


















