به گزارش«محبت نیوز» در روزهای گذشته انتشار گزارشی درباره موتورسواری دو دختر در دزفول در استان خوزستان ایران به صدر خبرها رسید.
دو دختر جوان سوار بر یک موتور هوندا در پارک جنگلی حرکت میکردند و عدهای پسر موتورسوار درپی آنها بوق میزدند و ابراز احساس میکردند.
گویا با انتشار این فیلمها پلیس و بسیج در عملیانی مشترک موفق به شناسایی و دستگیری آنان میشوند و پاسدار علی الهامی فرمانده، انتظامی دزفول درباره این حادثه به ایرنا این اقدام را ناپسند و مخالف با ارزشها و هنجارهای جامعه و انقلاب دانسته بود و انتشار فیلم آن را زشت و قبیح نامید که موجب نگرانی و تاسف بسیار زیاد مردم دین دار و ولایتمدار شهرستان و به طبع مسئولان و متولیان فرهنگی شهرستان شد.
گفتنی است پس تحولات بهمن 57 در ایران، موتورسواری یا دوچرخه سواری دختران در اماکن عمومی ممنوع شده است. آنها حتی اگر بخواهند برای تفریح سوار شوند باید به خلوتگاه بروند. در بعضی شهرها مانند تهران پارکی مخصوصان بانوان ایجاد شده، اما در بعضی شهرهای کوچکتر که امکانان عمومی کفاف جمعیت را هم نمیدهد بانوان با وجود محدودیتهای شرعی چنین فضایی ندارند.
این حرکت در وهلهی اول بیشتر شبیه طنز است. دخترانی موتورسوار که پسران آنها را تعقیب میکنند و میخندند و پلیسی که وظیفه اصلیاش حفظ امنیت و آرامش مردم است در عملیاتی مشترک با نیروی بسیج آنان را دستگیر می کنند.
اما سوال اینجاست که چطور در یک استان که خاستگاه مذهبی داشته چنین اتفاقی افتاده است؟ آن دختران از روی جوانی و بازیگوشی دست به این اقدام زدند و یا منظور و هدفی داشتند و اعتراضی را نشان دادند؟
اما یک سوال از همه ی اینها مهمتر است، آنکه چطور کوهی از سرمایه و پولی که خرج انقلابی و اسلامی شدن جوانان در مدارس و دانشگاهها خرج میشود به جای آنکه آنها را بیشتر به آغوش ولایت و اسلام نزدیک کند، دور کرده است و دختر و پسر خواسته و ناخواسته به آن دهن کجی میکنند؟ آنهم با وجود اینکه میدانند عواقب شدیدی را به دنبال دارد!
مسئله دیگر دستگیری و اظهارات این مقام امنیتی است. دزفول از جمله شهرهای ایران است که به شدت با بحرانهای اجتماعی روبه روست. از طلاق و فساد گرفته تا بیکاری و قتلها و نزاعهای خانوادگی و در نهایت اعتیاد شدید جوانان به انواع مواد مخدر تولید داخل.
چرا مسئولین موتورسواری و حتی دوچرخه سواری دختران را یک معضل بزرگ برای اسلام و ولایت میدانند، اما آسیبهای اجتماعی را نادیده میگیرند؟
امروز جامعهی ایرانی با نسلی روبه روست که زیربار بگیر و ببندهای حکومت نمیرود، جوانانی که در پایتخت روی پشت بام خود شوی پانک و موسیقی اجرا میکنند هر چند می دانند 24 ساعت بعد دستگیر میشوند، یا دهها مهمانی و پارتی که شناسایی و دستگیر می گردند و به بدترین شکل ممکن مانند مجرمان و یا حتی جنایتکاران حرفه ای با آنان برخورد می شود و حتی موتورسواری و رفتارهای خلاف شرع که در همه دنیا مگر کشورهای متعصب اسلامی آزاد است، جرم محسوب میشود.
باید دانست همگی آنچه بیان شد با نگاه امنیتی دیده میشود و عنوان میگردد منافع اسلام و کشور را تهدید کرده است، حال پرسش نهایی در اینجاست که چرا تا به این حد پایه های اسلام سست و لرزان است که با موتور سواری دختران و یا برگزاری پارتی مختلط یا حتی کنسرت اصل و اساس آن به خطر می افتد؟


















