(محبت نیوز) – کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در جریان حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، از نگاه بسیاری از قربانیان دههها سرکوب عقیدتی در ایران، چیزی جز تجلی «عدالت خداوند» نیست؛ عدالتی که پس از سالها رنج و ستم سیستماتیک بر اقلیتهای دینی، به ویژه مسیحیان، سرانجام رقم خورد.
در طول بیش از سه دهه رهبری وی، جامعه مسیحیان ایران و به طور خاص «نوکیشان مسیحی»، یکی از سختترین و سیاهترین دورههای تاریخی خود را تجربه کردند. نهادهای امنیتی با رویکردی حذفی و تفتیش عقاید، حق بنیادین آزادی دین و باور را به شدت سرکوب کردند. در دوران حکومت وی ، تمامی کلیساهای فارسیزبان تعطیل شد، رهبران مسیحیان دستگیر یا ترور شدند و نوکیشان مسیحی حتی از حضور در کلیساهای آشوری و ارمنی نیز منع شدند.
عبادت و نیایش برای این گروه از شهروندان، به فضاهای مخفیانه و «» محدود شد، اما ماشین سرکوب حکومت حتی این حریمهای خصوصی را هم تاب نیاورد. یورشهای مستمر و خشونتآمیز نیروهای امنیتی به کلیساهای خانگی، به ویژه در آستانه مناسبتهای مهم آئینی مانند کریسمس، به یک رویه عادی تبدیل شده بود.
در دوران رهبری خامنهای، هزاران نوکیش مسیحی تنها به جرم همراه داشتن انجیل، شرکت در مراسم عبادی مسالمتآمیز یا دعا کردن، بازداشت شدند. دادگاههای انقلاب با طرح اتهامات واهی امنیتی، این شهروندان را به حبسهای طولانیمدت، محرومیت از حقوق اولیه اجتماعی، تبعید و جریمههای سنگین نقدی محکوم کردند.
این جفاها ، تهدیدات مداوم، مصادره اموال و فضای رعب و وحشت، بسیاری از مسیحیان و نوکیشان ایرانی را ناگزیر کرد تا برای حفظ جان، هویت و ایمان خود، خانه و کاشانه را رها کرده و به اجبار تن به مسیر پرمخاطره مهاجرت و پناهندگی بدهند.
اکنون با کشته شدن او و پایان یافتن این دوره از حاکمیت، پرونده قطور سرکوب آزادیهای مذهبی در ایران در برابر نگاه جهانیان باز است؛ پروندهای که در آن، تعطیلی کلیساها، احکام ناعادلانه زندان، آوارگی و رنج هزاران مسیحی ایرانی به عنوان سندی غیرقابل انکار از نقض فاحش حقوق بشر ثبت شده است.



















