ارامنه سوریه؛ «تازه‌واردانی» یک‌صدساله یا ساکنان باستانیِ سرزمین شام؟

«محبت نیوز»- آیا ارامنه از ساکنان بومی و اصلی سوریه به شمار می‌روند یا مهاجرانی‌اند که حدود یک قرن پیش به این سرزمین پناه آورده‌اند؟ بررسی‌های تاریخی و داده‌های علمی، پاسخی متفاوت به ادعاهای متعصبانه می‌دهد و از پیوندی عمیق پرده برمی‌دارد.

پیوندهای باستانی و هم‌ریشگی ژنتیکی
مطالعات باستان‌شناسی و انسان‌شناسی حاکی از آن است که ساکنان منطقه شام (به‌ویژه در مناطق مرکزی، شمالی و ساحلی) امتداد ژنتیکی مردمان عصر برنز هستند؛ موضوعی که همپوشانی آشکاری با مهاجرت‌های انسانی از ارتفاعات ارمنستان و قفقاز دارد. این پیوند نزدیک نشان می‌دهد ارامنه در این منطقه «بیگانه» نیستند، بلکه از نظر بیولوژیکی و تباری با ساکنان شام هم‌ریشه بوده و یک واحد جمعیتی باستانی یکپارچه را تشکیل می‌دهند.

ردپای ارامنه؛ از پیش از میلاد تا ظهور مسیحیت
از منظر تاریخی، نخستین نشانه‌های برجسته حضور ارامنه در سوریه به قرن اول پیش از میلاد و دوران گسترش قلمرو «تیگران کبیر» بازمی‌گردد که با موج اولیه ورود ارامنه همراه بود. با این حال، پایه‌های این حضور در قرون اولیه میلادی مستحکم‌تر شد؛ دورانی که شهرهایی چون انطاکیه، ادسا (اورفای کنونی) و نصیبین به مراکز جذب جویندگان الهیات مسیحی تبدیل شدند. این شهرها نقش مهمی در انتقال مسیحیت به ارمنستان ایفا کردند؛ کشوری که به عنوان نخستین دولت در جهان، مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد.

دوران اسلامی؛ از مدارا در عصر اموی تا اقتدار در دوره فاطمی
در قرن ششم میلادی، همزمان با درگیری‌های سیاسی و مذهبی و مهاجرت‌های اجباری (به‌ویژه در دوران انوشیروان ساسانی)، شهر حلب به ایستگاه اصلی زائران ارمنی در مسیر اورشلیم تبدیل شد. در این مقطع، اختلافات فرقه‌ای زمینه‌ساز نزدیکی بیشتر کلیساهای ارمنی و سریانی شد.

با روی کار آمدن حکومت امویان، حضور ارامنه در شام به ثبات رسید. بین سال‌های ۷۱۷ تا ۷۲۸ میلادی، مهاجران ارمنی با بهره‌گیری از امنیت نسبی و فرصت‌های اقتصادی ـ و همچنین برای گریز از فشارهای امپراتوری بیزانس ـ در روستاهای سوریه ساکن شدند و با حمایت دولت، کلیساها و صومعه‌های خود را بنا کردند. منابع تاریخی حتی از حضور نخبگان ارمنی در دربار امویان خبر می‌دهند.

در قرون دهم و یازدهم و با تحولات سیاسی ناشی از حضور امپراتوری بیزانس و سلجوقیان، موج سوم مهاجرت ارامنه به سوریه شکل گرفت. با این حال، دوران شکوفایی حضور آنان در سوریه و مصر با حکومت فاطمیان رقم خورد. در این دوره، ارامنه بخش مهمی از بدنه ارتش را تشکیل دادند و گاه به حاکمان قدرتمند منطقه بدل شدند؛ از برجسته‌ترینِ این چهره‌ها می‌توان به «بدر الجمالی» (والی پیشین دمشق) و «عزیزالدوله فاتیک» (والی فاطمی حلب که اصالتی ارمنی داشت) اشاره کرد.

از تثبیت تجاری در عصر عثمانی تا پناهجویی 
در فاصله قرون سیزدهم تا پانزدهم، قدرت‌گیری مغول‌ها و ممالیک، موج جدیدی از ارامنه‌ِ در جستجوی ثبات را راهی شهرهای سوریه کرد. با تسلط امپراتوری عثمانی، این حضور به استقرار نهادینه انجامید؛ به‌ویژه در حلب که به یک مرکز تجارت جهانی تبدیل شده بود. بازرگانان و صنعتگران ارمنی با بهره‌گیری از سیستم «مِلت» (نظام خودمختاری نسبی اقلیت‌های دینی در عثمانی)، توانستند تشکیلات مذهبی و اداری مستقل خود را پایه‌گذاری کنند.

در نهایت، از دهه ۱۸۷۰ میلادی و در پی سیاست‌های عثمانی، موج گسترده‌ای از مهاجرت اجباری ارامنه به سرزمین‌های سوریه آغاز شد که این روند به دلیل سرکوبها در سال ۱۹۱۵ به اوج تراژیک خود رسید. پس از آن نیز، با خروج فرانسه از منطقه کیلیکیه (۱۹۲۱-۱۹۲۲) و الحاق سنجاق اسکندرون به ترکیه (۱۹۳۹)، موج‌های تازه‌ای از آوارگان ارمنی وارد سوریه شدند.

بر این اساس، حضور ارامنه در سوریه را نمی‌توان فقط به پیامدهای یک تراژدی در قرن بیستم تقلیل داد. این حضور، امتداد عمیق پیوندهای تاریخی، فرهنگی و ژنتیکی است که ثابت می‌کند ارامنه در شام «مهمان» یا «پناهنده صرف» نیستند، بلکه قرن‌هاست که بخشی از تار و پود هویتی و تمدنی این سرزمین را تشکیل داده‌اند.

منبع: آسی مینا

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی