«محبت نیوز»- پنجشنبه ۲۳ آوریل ۲۰۲۶، بریتانیا با انتشار ویدیویی از یک حمله وحشیانه یهودستیزانه از خواب بیدار شد؛ صحنهای که گویی مستقیم از تاریکترین فصول تاریخ اروپا کنده شده است. این ویدیو که در ۲۰ آوریل در منطقه «اسلاو» (Slough) ضبط شده، مردی یهودی و ارتدکس را نشان میدهد که در سکوت مشغول باغبانی در حیاط خانهای در خیابان «الیمن» است، اما ناگهان از سوی فردی غریبه مورد حمله لفظی و فیزیکی قرار میگیرد و به «کودککشی در فلسطین» متهم میشود.
قربانی، بیسروصدا مشغول کار خود بود. او نماینده همان شهروندان شریف و زحمتکشی است که بریتانیا را ساخته و حفظ کردهاند؛ در حال انجام یک کار شرافتمندانه برای تأمین معاش خانوادهاش. او نه اعتراض میکرد و نه درگیر مسائل سیاسی بود. جرم او در چشم مهاجم، فقط «یهودی بودن» بود.
این مرد وحشتزده، اتهامات واهی را رد میکرد و با صدایی که از ترس جانش میلرزید میگفت: «نه، نه، من کسی را نکشتهام.» اما مهاجم که به نظر میرسید اصالتی غیربریتانیایی دارد، دستبردار نبود. او با رکیکترین الفاظ از جمله «قاتل کودکان»، به سمت قربانی هجوم برد و تلاش کرد تلفن همراهی را که در حال ضبط این صحنه بود، بشکند. در نهایت، تنها همین ویدیوی ضبطشده بود که بهعنوان سند این جنایت باقی ماند.
بازگشت کابوسهای تاریخی
این یک «حادثه» موردی نیست؛ بلکه نشانهای از یک «فصلِ شکارِ باز» است. تاریخ انتشار این ویدیو نیز به شکلی دلهرهآور نمادین است. دقیقن هشتاد و هشت سال پیش، در ۲۳ آوریل ۱۹۳۸ – تنها چند هفته پس از الحاق اتریش به آلمان نازی – صدها یهودی در پارک تفریحی «پراتر» وین دستگیر شدند. در روز سبت و در برابر چشمان جمعیتی که آنها را مسخره میکردند، زنان، مردان، سالمندان و جوانان یهودی در ملأعام تحقیر شدند. آنها را مجبور کردند علف بخورند و آنقدر بدوند تا از فرط خستگی بیهوش شوند. چندین نفر همانجا بر اثر حمله قلبی جان باختند. پراتر به صحنه نمایشِ بیرحمی تبدیل شد؛ جایی که شهروندان عادی اتریش از تحقیر همسایگان یهودی خود به وجد میآمدند.
وحشتِ پنهان در صدای قربانیِ اسلاو، پژواک همان ترس باستانی است. بریتانیای ۲۰۲۶، وین ۱۹۳۸ نیست؛ اما وقتی یک شهروند ارتدکس نمیتواند با آرامش در باغچهای در حومه شهر کار کند و تنها به جرم یهودی بودن به کودککشی متهم میشود، نمیتوان از شباهتهای فضای فعلی با آن دوران فرار کرد: مصونیت از مجازات، هویتزدایی انسانی و هدفگیری سیستماتیک قومی. تنها تفاوت این است که مهاجمان امروز، نفرت خود را زیر لوای نام «فلسطین» پنهان میکنند؛ بهانهای مدرن و در دسترس برای توجیه یهودستیزی.
چرخه باطل محکومیتها و کمکهای مالی
میدانیم که پس از این حادثه چه رخ خواهد داد. وزرا و سیاستمداران بیانیههای همیشگی را صادر کرده و اعلام میکنند «یهودستیزی جایی در بریتانیا ندارد». آنها در کنار جامعه یهودیان عکس یادگاری میگیرند و بودجه بیشتری برای امنیت اختصاص میدهند. مدارس، کنیسهها و مراکز عمومی یهودی همین حالا هم سالانه میلیونها پوند کمکهزینه امنیتی دریافت میکنند که رقم آن هر سال افزایش مییابد؛ با این حال، حملات نه تنها متوقف نشده، بلکه رو به افزایش است.
آمارها تکاندهندهاند. بر اساس گزارش سالانه «بنیاد امنیت اجتماعی» (CST)، بریتانیا در سال ۲۰۲۵ شاهد ۳۷۰۰ حادثه یهودستیزانه بوده است؛ دومین رکورد بالای ثبتشده در تاریخ این نهاد. این رقم نسبت به سال ۲۰۲۴ (۳۵۵۶ حادثه) ۴ درصد افزایش داشته و تنها کمی پایینتر از رکورد تاریخی سال ۲۰۲۳ (۴۲۹۸ حادثه در پی رویدادهای ۷ اکتبر) است. برای درک عمق فاجعه باید بدانیم که این آمار پیش از ۷ اکتبر بین ۱۶۰۰ تا ۲۰۰۰ مورد در سال بود. بیش از دو سال است که یهودستیزی در بالاترین سطح تاریخی خود تثبیت شده و حمله، تخریب اموال و آزار یهودیان به امری عادی بدل شده است. بیش از ۵۳ درصد این حوادث در سال ۲۰۲۵، با اشاره به اسرائیل، حماس یا جنگ غزه رخ داده که اغلب پوششی نازک برای نفرتپراکنی خالص علیه یهودیان است.
ریشههای پنهان و سکوت سیاستمداران
در ۱۳۸۵ حادثهای که هویت قومی مهاجمان در آن ثبت شده، ۵۲٪ سفیدپوستان شمال اروپا، ۲۵٪ عرب یا اهل شمال آفریقا و ۱۱٪ از جنوب آسیا بودهاند. این ارقام نشاندهنده حضور پررنگ گروههای اقلیت غیرسفیدپوست در این حملات است.
دلیل استمرار این بحران – با وجود تمام بودجههای امنیتی و سخنرانیهای پرشور – تلخ و ساده است: دولتهای متوالی از نام بردنِ عامل اصلیِ این موجِ پس از سال ۲۰۲۳ شانه خالی میکنند. دادههای نظرسنجیها از جمله پژوهشهای «انجمن هنری جکسون» نشان میدهد که ۳۵ تا ۵۰ درصد از مسلمانان بریتانیا به کلیشههای کلاسیک یهودستیزانه (مانند نفوذ بیش از حد یهودیان یا وفاداری بیشتر آنها به اسرائیل تا بریتانیا) باور دارند. این آمار در میان جوامع مذهبیتر حتی بالاتر است. بیان این واقعیتِ مستند و تجربی، «اسلامهراسی» نیست.
بخش عمدهای از این نفرت، سوغات مهاجرت از کشورهایی است که در آنها یهودستیزی از طریق رسانههای دولتی، مدارس و منابر ترویج میشود. راهپیماییهای حامی فلسطین از اکتبر ۲۰۲۳ بارها شاهد شعارهای صریح برای مرگ یهودیان و تجلیل از حماس بوده، اما مقامات ترجیح دادهاند با آنها بهعنوان تجمعات اعتراضیِ مشروع برخورد کنند. نتیجه این رویکرد، شکلگیری جوامع موازی در بخشهایی از بریتانیاست؛ جایی که یهودستیزی کلاسیک در پوشش «ضدصهیونیسم» عادیسازی شده است.
پایان مدارا؛ تسلیم شدن یا انسجام اجتماعی؟
در حالی که سیاستمداران مشغول ستایش «چندفرهنگیگرایی» هستند، والدین یهودی باید به فرزندانشان آموزش دهند که چرا باید نشانههای مذهبی خود (مثل کیپا یا ستاره داوود) را در وسایل نقلیه عمومی پنهان کنند. شهروندان قانونمدار و مالیاتدهنده یهودی – اعم از پزشک، معلم، کاسب و باغبان – به انزوا کشیده شده یا مجبور به مهاجرت میشوند. این انسجام اجتماعی نیست؛ این تسلیم محض است.
بریتانیا که زمانی پناهگاه امن یهودیان فراری از هولوکاست بود، اکنون اعتبار خود را از دست داده است. این «فصلِ شکار» در ۲۰ آوریل در اسلاو آغاز نشد؛ ریشه آن به روزهایی برمیگردد که محافظهکاریهای سیاسی، ترس از برچسب «اسلامهراسی» و محاسبات انتخاباتی، مانع از بحث شفاف درباره شکستِ سیاستهای ادغام مهاجران و ترویج نفرت در برخی مراکز مذهبی شد.
راهکارهای کلیشهای دولت – نصب دوربینهای بیشتر و تخصیص بودجههای کلانتر – این بحران را حل نخواهد کرد. تا زمانی که مقامات ارشد و روسای پلیس شجاعت مواجهه با ریشههای واقعی این یهودستیزی و توقف مماشات با مروجان آن را نداشته باشند، تغییری رخ نخواهد داد. انکار واقعیت، نامش دلسوزی نیست؛ بلکه همدستی در جرم است.
جامعه یهودیان بریتانیا هیچ گناهی مرتکب نشدهاند که سزاوار چنین وضعیتی باشند. آنها تنها میخواهند بهعنوان شهروندانی برابر، در کشوری که نیاکانشان در ساخت آن نقش داشتهاند، در آرامش زندگی کنند. اگر بریتانیا امروز نتواند از یهودیان خود محافظت کند، فردا توانایی محافظت از هیچکس دیگری را نخواهد داشت. ویدیوی خیابان اسلاو تنها سند یک جرم نیست؛ یک زنگ خطر است. آیا پیش از آنکه خیابانهای بریتانیا شاهد تحقیر و جنایتی دیگر باشد، کسی در ساختار قدرت این هشدار را خواهد شنید؟
نویسنده: خالد حسن، عضو مؤسسه دفاع ایدئولوژیک



















