بیداری اسلامی، تروریسم بین‌المللی و اسلامی شدن غرب

«محبت نیوز»- از دهه ۱۹۷۰ میلادی، مفهوم «الصحوه الاسلامیه» یا «بیداری اسلامی» در خاورمیانه و فراتر از آن گسترش یافته و موضوع تحلیل‌ها و مطالعات فراوانی بوده است. این پدیده که به گفته شیخ یوسف القرضاوی، فقیه برجسته، دستمایه ده‌ها کتاب و هزاران برنامه شده، به معنای تجدید حیات دنیوی مسلمانان از طریق بازگشت به ریشه‌های اسلام در سه قرن نخست هجری و پیروی از «سلف صالح» تعریف می‌شود.

استفان لاکروا، محقق فرانسوی، در کتاب «زمان بیداری» این پدیده معاصر را ترکیبی از فقه وهابی و ایدئولوژی اخوان المسلمین می‌داند. این همکاری، به گفته لاکروا، منجر به شکل‌گیری نسخه‌ای «فعال و خطرناک» شده که بسیاری از جنبش‌های خشونت‌آمیز اسلامی سنی، از جمله القاعده، داعش، جبهه النصره و بوکو حرام، از آن سرچشمه گرفته‌اند. مفهوم بیداری اسلامی با اصطلاحاتی چون احیای اسلامی، نوسازی اسلامی و سلفی‌گری اسلامی نیز شناخته می‌شود، اما حامیان آن واژه «بیداری» را ترجیح می‌دهند و به باور «تجدیدکننده دین» در هر قرن اسلامی استناد می‌کنند.

چهره‌های برجسته و متون بنیادین

بیداری اسلامی از سه کانون اصلی عربستان سعودی، مصر و پاکستان آغاز شد. محمد بن عبدالوهاب، حسن البنا و ابوالأعلی مودودی به عنوان پدران بنیانگذار اهل سنت این جنبش شناخته می‌شوند. در شاخه شیعه نیز از خمینی و علی شریعتی به عنوان پایه‌گذاران یاد می‌شود که ایده‌هایشان توسط چهره‌هایی چون خامنه‌ای و حسن نصرالله پیگیری شده است.

این جنبش طیف وسیعی از شخصیت‌ها را به خود جذب کرده است؛ از بن باز و اسامه بن لادن در عربستان سعودی تا سید قطب و ایمن الظواهری در مصر، و ابوالأعلی مودودی و ملا عمر در پاکستان و افغانستان. متون بنیادینی چون «در سایه قرآن» سید قطب، «کتاب التوحید» محمد بن عبدالوهاب و «جهاد در اسلام» ابوالأعلی مودودی نیز در نظریه‌پردازی این جریان نقش کلیدی ایفا کرده‌اند.

مراحل و اهداف بین‌المللی

تحلیل‌ها دو مرحله مهم در بیداری اسلامی را برجسته می‌کنند: مرحله تروریسم بین‌المللی که با حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به اوج رسید، و مرحله اسلام‌گرایی بین‌المللی شامل گسترش شبکه‌های اسلامی در کشورهای غربی. بنابر یک تحلیل، این شبکه‌ها که بیشتر توسط هسته‌های وهابی و اخوان المسلمین در غرب نظارت و از طریق مازاد دلارهای نفتی تأمین مالی می‌شوند، هدف نهایی «اسلامی‌سازی غرب و سرنگونی تمدن غرب» را دنبال می‌کنند.

جنبش بیداری اسلامی از شعارهایی مانند «اسلام راه حل است» و «اسلام در خطر است» برای جذب پیروان استفاده می‌کند و نمادهایی چون حجاب برای زنان و ریش برای مردان را ترویج می‌دهد. این جریان، دشمنانی را برای خود تعریف کرده است که شامل غرب (به‌ویژه آمریکا و اروپا)، اسرائیل و یهودیان، غیرمسلمانان در کشورهای اسلامی، حاکمان مسلمانی که شریعت را اجرا نمی‌کنند، و سکولاریسم و مظاهر تمدن مدرن می‌شوند.

عوامل ظهور و پیامدها

عواملی چون مازاد دلارهای نفتی که برای پیشبرد اهداف به کار گرفته شد، سقوط خلافت عثمانی و انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ به عنوان محرک‌های اصلی ظهور این پدیده ذکر شده‌اند.

برخی تحلیل‌ها، هدف اصلی این جنبش را «فتح معکوس» و «نابودی غرب از درون» می‌دانند که با استفاده از ابزارهای تمدن غربی، از جمله دموکراسی و آزادی‌ها، برای تضعیف همین ارزش‌ها محقق می‌شود. در جمع‌بندی، یک تحلیل، بیداری اسلامی را «بزرگترین پدیده خطرناک و مخرب جهانی» نیمه دوم قرن بیستم و تاکنون توصیف می‌کند که به ویرانی خاورمیانه و مواجهه جهان با تروریسم بین‌المللی انجامیده است. این تحلیل همچنین معتقد است که مسیحیان خاورمیانه و کشورهای غربی بزرگترین بازندگان این پدیده هستند، که به «ریشه‌کن شدن» مسیحیت در برخی مناطق خاورمیانه و «به خطر افتادن» اروپا و آمریکا از طریق گسترش نفوذ اسلامی اشاره دارد.

نویسنده: مجدی خلیل

منبع: موسسه دفاع ایدئولوژیک


دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه محبت نیوز نیست.

 

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی