ایمان و فداکاری: مسیحیان ایران چگونه به کلیساهای جهان درس استقامت می‌دهند؟

«محبت نیوز»- در کشوری با جمعیتی نزدیک به نود میلیون نفر که بیش از نود و هشت درصد آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند، جمعیت مسیحیان بسیار اندک است؛ با این حال، این جمعیت با سرعتی چشمگیر در حال افزایش است.

از زمان انقلاب سال ۱۹۷۹ در ایران، تفسیری رادیکال از اسلام توسط حکومت در سراسر این کشور به اجرا گذاشته شده است. تسلیم بی‌چون‌وچرا به مذهب شیعه جعفری دوازده امامی، به عنوان مذهب رسمی کشور، بهایی دارد که درک کامل آن برای بسیاری در غرب دشوار است. این تفسیر سخت‌گیرانه بدان معناست که سایر گروه‌های دینی و مذهبی با محدودیت و ممنوعیت مواجه بوده و پیروان آن‌ها ممکن است با مجازات اعدام مواجه شوند.

حتی انحرافات جزئی یا دیدگاه‌های متفاوت از قوانین اسلامی نیز می‌تواند عواقب وخیمی در پی داشته باشد. مرگ غم‌انگیز ژینا «مهسا» امینی در سال ۲۰۲۲ توسط «پلیس گشت ارشاد»، اعتراضات گسترده‌ای را در سراسر کشور برانگیخت. نتیجه چه بود؟ حدود بیست هزار دستگیری که برخی از بازداشت‌شدگان به جرم همبستگی با معترضان، با مجازات اعدام روبرو هستند. در فضایی که به عنوان یکی از خطرناک‌ترین مکان‌های جهان برای مسیحیان شناخته می‌شود، کمتر کسی جرأت ابراز مخالفت با رژیم را دارد.

با این وجود، در یکی از دشوارترین نقاط جهان برای ابراز آشکار ایمان مسیحی، بارقه‌ای از امید وجود دارد.

اکنون، بیش از یک میلیون مسیحی به‌طور مخفیانه در ایران زندگی می‌کنند که این کشور را به یکی از سریع‌ترین مراکز رشد جمعیت مسیحیان در جهان تبدیل کرده‌است. اگرچه دستیابی به آمار دقیق کمابیش غیرممکن است، این رقم نشان‌دهنده‌ی عطش فزاینده‌ی این گروه جمعیتی به انجیل است. کلیساهای خانگی، محافلی که بیش از پانزده نفر در آن‌ها گرد هم نمی‌آیند، در حال افزایش هستند؛ مسیحیان با سادگی و قدرتی وصف‌ناپذیر برای عبادت، دعا و شرکت در مراسم عشای ربانی گرد هم می‌آیند. این گردهمایی مقدس، از زمان نخستین شاگردان که نان و شراب را با یکدیگر قسمت می‌کردند، محور عبادت مسیحیان بوده‌ است.

 

 بهای واقعی برای آموختن

با وجود اینکه ایران هر روز صبح، ظهر و شب در کانال‌های خبری ما به تصویر کشیده می‌شود، درک ما از زندگی واقعی یک مسیحی ایرانی، در بهترین حالت، ناقص و در بدترین حالت، نادیده گرفتن فداکاری‌های عظیمی است که آن‌ها روزانه برای کلام خداوند انجام می‌دهند. پایداری آن‌ها، بازتاب‌دهنده‌ی ایمانی است که عیسی در کتاب مقدس از آن سخن می‌گوید؛ ایمانی که به قیمت از دست دادن همه چیز تمام می‌شود. بسیاری بیم آن دارند که اگر ایمانشان آشکار شود، عزیزانشان مجازات گردند، یا اینکه خودشان یا خانواده‌شان روزی ناگزیر به ترک وطن شوند و دیگر هرگز بازنگردند. تلفن‌هایشان شنود می‌شود و یافتن شغل برای مسیحیان دشوار است. زندان‌ها مملو از کسانی است که علیه رژیم سخن می‌گویند، از جمله مسیحیان و پیروان سایر اقلیتهای دینی. برای زیستن به عنوان پیرو عیسی، هر گامی با احتیاط و ترس برداشته می‌شود. اما همه‌ی ما عضوی از یک پیکر، یک کلیسای جهانی هستیم. همان‌گونه که خداوند در تاریک‌ترین نقاط جهان در حال فعالیت است، ما نیز باید آماده باشیم تا به آموزه‌های پیروان او در آن سرزمین‌ها گوش فرا دهیم و از آنان بیاموزیم. شجاعت ستودنی آن‌ها به ما نشان می‌دهد که فدا کردن جان به چه معناست. در حالی که آزادی نعمتی است که ما در غرب از آن بهره‌مندیم و آن را ارج می‌نهیم، می‌تواند زمینه‌ساز غرور و خودپسندی نیز بشود. در یک صبح یکشنبه، اغلب در پی بهترین تعالیم، پرشکوه‌ترین مراسم عبادی و اجتماعی هستیم که در آن با افراد هم‌فکر و هم‌شکل خود احساس راحتی بیشتری کنیم. مسیحیان در ایران اما، تنها در تلاش برای گذراندن یک روز دیگر هستند. این شرایط دشوار، ایمان آن‌ها را راسخ‌تر می‌سازد. همان‌گونه که سنگ در زیر فشار شدید به الماس تبدیل می‌شود، ایمان نیز اغلب در سختی‌ها و چالش‌ها عمیق‌تر و استوارتر می‌گردد.

 

داستان زندگی اعظم

اعظم یک نوکیش مسیحی ایرانی است. او اهل روستایی کوچک در ایران بود و هنگامی که خارج از چارچوب ازدواج باردار شد، بی‌درنگ طرد شد. آبرو، اصلی مهم در فرهنگ ایرانی است که در جامعه‌ای مبتنی بر شرم عمل می‌کند. این بدان معنا بود که اعظم از سوی تمام کسانی که او را می‌شناختند، رانده شد؛ خانواده‌اش به او پشت کردند و پدرش حتی خواستار رها کردن نوزاد در حرم امام هشتم شیعیان شد. با این حال، اعظم تسلیم نشد و در جستجوی روزنه‌ای از امید برآمد. او داستان مریم، مادر عیسی، را به یاد آورد که او نیز دو هزار سال پیش توسط جامعه خود طرد شده بود. اعظم که خود را گناهکار می‌دانست به طور اتفاقی با زنی مسیحی آشنا شد که او را با عیسی، کسی که رنجهای ما را به دوش کشید و برای نجات ما  جانش را داد، آشنا کرد و  به مسیح ایمان آورد.

شجاعت ایمانداران ایرانی باید به ما بیاموزد که مسیحیت نه با آسایش و امکانات، بلکه با ایمانی که در سختی‌ها شکوفا می‌شود، تعریف می‌گردد. این برادران و خواهران نمی‌توانند در کلیسا حضور یابند؛ بلکه آن‌ها خود کلیسا هستند. آن‌ها همه‌چیز را برای انجیل به خطر می‌اندازند، نه از آن رو که نمی‌ترسند، بلکه از آن رو که مسیح ارزشش را دارد.

برای مسیحیان غرب، پرسش این نیست که چگونه رنج آن‌ها را تکرار کنیم، بلکه چگونه شفافیت و هدف آن‌ها را بازیابیم. الگوی آن‌ها ما را تشویق می‌کند تا حواس‌پرتی‌ها را کنار بگذاریم و به جوهره‌ی ایمان بازگردیم: عبادت بدون تظاهر، شاگردی بدون برنامه‌ریزی و عشق بدون قید و شرط. چگونه می‌توان این نوع تمرکز و فوریت را، حتی در شرایط آزادی، در زندگی خود جاری ساخت؟

 

ارتباط با کلیسای خانگی

بیایید برای حمایت از مؤمنانی مانند اعظم، در سراسر جهان، انگیزه داشته باشیم. در ICM، ما در تلاشیم تا کلیسا را  در هر کجای کره‌ی زمین، بنا کنیم و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. کلیسای پنهان که در خفا فعالیت می‌کند در حال افزایش  و نیرومند شدن است. شرکای بومی  ما نقشی حیاتی در حمایت از ایمانداران مسیحی در ایران ایفا می‌کنند و راه‌های امن و مطمئنی را برای خدمت به کلیسا ایجاد می‌کنند؛ از جمله توزیع منابع الهیاتی جدید مانند کارت‌های میکرو SD نوآورانه‌ای که کلام کتاب مقدس را از طریق برنامه‌ی کلیسای پنهان فارسی  در دسترس ایمانداران قرار می‌دهد.

کلیسای تحت جفا در ایران نه تنها زنده است، بلکه در حال رشد و شکوفایی است و از بسیاری جهات حتی کلیسای جهانی را رهبری می‌کند. باشد که گوش‌هایی شنوا برای شنیدن ندای روح القدس از طریق آن‌ها و دلی پر از شجاعت برای پاسخ دادن، داشته باشیم.

 

منبع مقاله: کریستین پست

نویسنده: جنیس آلن

جنیس آلن مدیرعامل و رئیس سازمان ICM، یک نهاد بین‌المللی است که هدف آن فراهم کردن شرایط عبادت در یک کلیسای محلی برای  مسیحیان، در هر نقطه از جهان است.

Tagged:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شبکه‌های اجتماعی