«محبت نیوز»- در روزهای اخیر، انتشار گسترده تصاویر و ویدیوهایی نگرانکننده در شبکههای اجتماعی که نشان میدهد دو سرباز ارتش اسرائیل (IDF) در جنوب لبنان در حال تخریب مجسمه عیسی مسیح روی صلیب هستند، واکنشهای زیادی در پی داشته است.
بر اساس گزارشها، این سربازان در جریان عملیات معمول خود علیه نیروهای حزبالله در روستای مسیحینشین «دبل»، مجسمه را از صلیب پایین کشیده و با چکش خرد کردند، در حالی که سرباز دیگری در حال فیلمبرداری از این اقدام بود. به عنوان یک مسیحی که تحولات درگیریهای اسرائیل و حزبالله را به دقت دنبال میکنم، دیدن این تصاویر – مانند هر انسان دیگری – برایم تکاندهنده و غیرقابلدفاع بود.
ارتش اسرائیل اندکی پس از انتشار این گزارشها، با صدور بیانیهای رسمی وقوع این حادثه را تأیید کرد. این ویدیو نه ساختگی بود و نه ساخته هوش مصنوعی؛ واقعیت داشت.
طبق بررسیهای ارتش، دو سربازی که به این نماد مذهبی توهین کرده و از آن فیلم گرفتند، آشکارا از دستورات سرپیچی کردهاند. شش سرباز دیگرِ حاضر در صحنه نیز به دلیل عدم مداخله و گزارش ندادن این تخلف، مقصر شناخته شدند. واکنش ارتش به این اتفاق سریع بود: هر دو متخلف اصلی از خدمت رزمی تعلیق و به ۳۰ روز بازداشت نظامی محکوم شدند. سایر سربازان نیز برای بررسیهای انضباطی احضار شدند. علاوه بر این، ارتش اسرائیل اقداماتی را برای کمک به جامعه مسیحیان محلی جهت جایگزینی مجسمه آغاز کرده و آموزشهای مرتبط با احترام به نهادها و اماکن مذهبی را برای تمامی سربازان مستقر در منطقه تشدید کرده است. رئیس ستاد کل ارتش نیز در موضعی علنی، این اقدام را «رفتاری غیرقابلقبول و یک سقوط اخلاقی» خواند که با ارزشهای ارتش اسرائیل در تضاد است.
این سطح از پاسخگویی رسمی حائز اهمیت است. این واکنش نشان میدهد که ارتش اسرائیل – برخلاف ادعای برخی چهرههای رسانهای هتک حرمت اماکن مقدس مسیحیان را تحمل یا توجیه نمیکند. هدف عملیات ارتش در لبنان حزبالله است، نه مسیحیان لبنانی یا اماکن مذهبی آنها.
با این وجود، این حادثه با دو واکنش افراطی و مخرب مواجه شده که واقعیت ماجرا را تحتالشعاع قرار داده است. بیایید آنها را دقیقتر بررسی کنیم:
در یک سو، کسانی قرار دارند که تعصبی کورکورانه از خود نشان میدهند. آنها اصرار دارند که این فیلم باید جعلی، ساخته هوش مصنوعی یا صحنهسازی دشمنان اسرائیل باشد. آنها هرگونه احتمال خطای سربازان اسرائیلی را رد میکنند. این انکار واکنشی، نه به نفع اسرائیل است و نه کمکی به کشف حقیقت میکند. در طول تاریخ، هر ارتشی – از جمله ارتش کشور خودمان – شاهد حضور افرادی بوده که مستعد سقوط اخلاقی و گناه بودهاند. کتمان این واقعیت، تنها اعتبار را مخدوش کرده و مانع از پاسخگویی واقعی میشود. باید پذیرفت که برخی افراد با مسیحیان دشمنی دارند، و این شامل معدود افرادی در داخل ارتش اسرائیل نیز میشود؛ حقیقتی تلخ که اغلب به دلایل سیاسی نادیده گرفته میشود.
در سوی دیگر (که در فضای مجازی صدای بسیار بلندتری دارند)، جریانهای افراطی اعم از راستگرایان تندرو و چپهای مترقی قرار دارند که این حادثه را دستاویزی برای اثبات این ادعا قرار دادهاند که کل ارتش، دولت اسرائیل و یهودیان سراسر جهان، در ذات با مسیحیان دشمنی دارند یا درگیر یک کارزار سازمانیافته و مخفیانه برای حذف فرهنگی آنان هستند. این اردوگاه از ویدئوی مذکور نه برای محکومیت یک خطای فردی، بلکه برای دامن زدن به سوءظن عمومی و نفرتپراکنی آشکار علیه کلیت یهودیان استفاده میکند. تعمیم دادن «رفتار شرمآور دو سرباز» به «کل قوم یهود»، به همان اندازه که غیرمنطقی است، خطرناک نیز هست؛ رویکردی که تکرار کلیشههای یهودستیزانه کلاسیک و یادآور تبلیغات آلمان نازی است که یک ملت را به خاطر گناه چند نفر مجازات میکرد.
چندی پیش نمونه دیگری از این رویکرد را شاهد بودیم. در ۲۱ آوریل ۲۰۲۶، پستی در شبکه ایکس به سرعت فراگیر شد (با بیش از ۶.۲ میلیون بازدید و ۲۰۰ هزار لایک در زمان نگارش این یادداشت) که ادعا میکرد: «اسرائیل به دختربچهای که در حال جمعآوری آب بود، در مقابل چشمان برادرش شلیک کرد». به ادبیات این پیام دقت کنید: «اسرائیل» این کار را کرد؛ نه یک سربازِ خودسر و نافرمان، بلکه کل اسرائیل. این ادبیات بر این پیشفرض استوار است که باید کل یک ملت را مقصر دانست، نه فردی که مرتکب جنایت شده است. این همان مفهوم «گناه دستهجمعی» است که ماشین تبلیغاتی شوروی سابق به آن میبالید. جالب اینجاست که این جنایت به هیچ وجه توسط اسرائیل، یک یهودی یا حتی یک سرباز ارتش اسرائیل رخ نداده بود، بلکه جنایتی بود که توسط تروریستهای حوثی در یمن و در سال ۲۰۲۰ انجام شده بود. با این حال، این پست با هدف تداوم جریان توطئهآمیز نفرت علیه یهودیان، به طور گسترده بازنشر شد.
نکته اینجاست: هر دو واکنش، در آزمون اولیه صداقت فکری و شفافیت اخلاقی مردود هستند. بله، تخریب مجسمه اتفاق افتاد و بله، اقدامی اشتباه بود. سربازان نیز ممکن است مرتکب اعمال شیطانی شوند؛ این واقعیتی غمانگیز در تمام نهادهای بشری از ارتشها گرفته تا دولتها و کلیساهاست. اما این رویداد منفرد، نماینده ارتش اسرائیل که بارها احترام خود را به اماکن مسیحی در لبنان و جاهای دیگر نشان داده، نیست. این رفتار، نمایانگر ملت اسرائیل – که آزادی مذهبی برای همه شهروندان (مسیحیان، یهودیان و حتی مسلمانان) از ارزشهای بنیادین آن است – نخواهد بود و قطعن به اکثریت قریببهاتفاق یهودیانی که هیچ ارتباطی با این عمل نداشته و آن را محکوم میکنند، تعمیم نمییابد.
درک شرایط در اینجا بسیار مهم است. ارتش اسرائیل درگیر جنگی تدافعی با حزبالله است؛ یک سازمان تروریستی تحت حمایت جمهوری اسلامی که با شلیک هزاران موشک به اسرائیل، جوامع زیادی را آواره کرده و از جنوب لبنان به عنوان سکوی پرتاب حملات خود استفاده میکند. در چنین محیط پرخطری، اکثریت قاطع نیروهای اسرائیلی با رعایت قوانین پیچیده درگیری و با هدف به حداقل رساندن آسیب به غیرنظامیان، حرفهای عمل میکنند. واکنش سریع ارتش در انجام تحقیقات، عذرخواهی علنی، برخورد انضباطی و تعهد به جبران خسارت، نشاندهنده یکپارچگی نهادی است، نه یک نفرت سیستماتیک علیه مسیحیان در مناطق جنگزده. چه با این جنگ موافق باشید چه نباشید، این یک حقیقت عینی است.
ما به عنوان مسیحی، فراخوانده شدهایم که حقیقت را دوست بداریم، عدالتجویی کنیم و قبیلهگرایی بیمنطق و قربانی کردن دیگران را پس بزنیم. هتک حرمت صلیب، عملی شنیع و سزاوار محکومیت است، اما استفاده از آن برای بدنام کردن میلیونها یهودی – یا در نقطه مقابل، کتمان وقوع چنین اتفاقی – نه در خدمت عدالت است و نه در راستای تعالیم انجیل. واکنش درست، واکنشی سنجیده است: گناه را بپذیریم، از مجازات متناسب حمایت کنیم و اجازه ندهیم افراطگرایان دو طرف، تصویر کلی و واقعیت میدانی را تحریف کنند.
نحوه مدیریت این پرونده توسط ارتش اسرائیل، الگویی شایسته تأمل ارائه میدهد. این نهاد شکست و خطای خود را پذیرفت، بدون اینکه آن را توجیه کند یا اجازه دهد این لغزش، به هویت کلی نیروهایش تعمیم یابد. با این اقدام، آنها تعهد خود به مبارزه با تروریسم را همزمان با حفظ استانداردهای اخلاقی تقویت کردند. برای ناظران و مؤمنان نیز این لحظه، فرصتی است تا همین رویه را الگو قرار دهند: برای خطاها سوگواری کنند، گناه دستهجمعی را رد کنند و در میانه شعلههای جنگ، برای حاکمیت خرد و خویشتنداری از سوی همه طرفها دعا کنند.
در نهایت، جنگها بدترین و بهترین جنبههای انسانیت را آشکار میکنند. این حادثه، لغزش اخلاقی لحظهایِ چند سرباز را نمایان کرد، اما واکنش ارتش، روی روشنتری را به تصویر کشید: نهادی که مایل به اصلاح مسیر خود است. بیایید به جای غلتیدن در دام افراط، انکار یا اهریمنسازی، با صداقت به مسائل پاسخ دهیم. این «حقیقت» است که باید قطبنمای قضاوت ما باشد، نه «روایتها».
درباره نویسنده:
میکائل اولسون، مفسر، پادکستر و تحلیلگر حوزه الهیات مسیحی و سیاستهای محافظهکارانه است. او از نویسندگان نشریه «فدرالیست» (The Federalist) و «نات دِ بی» (Not the Bee) بوده و مخاطبان را با تحلیلهای عمیق پیرامون تقاطع ایمان، فرهنگ و عرصه عمومی همراه میکند.
منبع مقاله: کریستین پست (Christian Post)



















