«محبت نیوز»- کشیش هرمز شریعت، مدیر شبکه تلویزیونی مسیحی سون (شبکه هفت)، در مقالهای تحلیلی برای “کریستین پست”، به بررسی روابط پیچیده و چالشبرانگیز ایالات متحده و ایران پرداخته است. وی این روابط را به “یک چرخه تکراری و بیپایان” تشبیه میکند که در آن اقدامات تحریکآمیز رژیم ایران و پاسخهای نظامی آمریکا، بدون دستیابی به نتایج پایدار، ادامه مییابد.
به گفته کشیش شریعت، اقدامات حکومت ایران نظیر به چالش کشیدن تنگه هرمز و حملات سایبری، با حملات دقیق جتها و کشتیهای جنگی آمریکایی پاسخ داده میشود. وی با اشاره به وضعیت مذاکرات هستهای، تاکید میکند که آتشبسها بارها فروپاشیدهاند و مسئله هستهای به نقطه آغازین بازگشته است. این وضعیت، از نگاه تهران، نه شکست بلکه “اجرای دقیق برنامهای از پیش تعیین شده” تلقی میشود.
چهار اهرم فشار ایران و ناکارآمدی رویکرد آمریکا
کشیش شریعت چهار اهرم فشار اصلی ایران را برمیشمرد که رژیم به طور همزمان از آنها بهره میبرد:
اورانیوم غنیشده: ایران نزدیک به ۹۷۲ پوند اورانیوم غنیشده در اختیار دارد که از حملات مصون مانده است.
تنگه هرمز: کنترل ایران بر این گذرگاه نفتی مهم جهان، با تهدیدهای مکرر منجر به افزایش قیمت نفت و فشار بر کاخ سفید میشود.
حملات پهپادی و موشکی: این حملات به کشورهای همسایه خاورمیانه، با هدف ناامن نشان دادن منطقه تحت رهبری آمریکا و ایجاد بدبینی در میان مردم آمریکا نسبت به وعدههای رهبری فعلی صورت میگیرد.
زمان و انتخابات آمریکا: رژیم ایران از عامل زمان و نزدیک شدن به انتخابات آمریکا برای تشدید فشار و بهرهبرداری از انتقادات داخلی علیه رئیسجمهور مستقر استفاده میکند.
از نظر وی، حملات هوایی سهمگین آمریکا تنها “دهانههای آتشفشانی بر جای میگذارند، نه نتایج سیاسی”. وی معتقد است که اهداف اعلام شده آمریکا – ایرانِ غیراتمی، تنگه هرمزِ باز و رژیمی که تهدیدی برای منطقه نباشد – با “حملات تنبیهی مقطعی” که “بدون وادار کردن به تصمیمگیری، صرفن تواناییها را کاهش میدهند”، محقق نخواهد شد.
تفاوت در جهانبینی و بقا: مشکل اصلی واشنگتن
بنیانگذار سازمان مسیحی «ایران زنده» (Iran Alive Ministries) استدلال میکند که یکی از مشکلات اساسی این است که “واشنگتن و تهران یک بازی مشابه را دنبال نمیکنند.” او غرایز معاملهگرایانه رئیسجمهور آمریکا را در مواجهه با جمهوری اسلامی ناکارآمد میداند، زیرا رهبری ایران “چهار و نیم دهه را صرف شکل دادن هویتی بر محور مقاومت و پایداری انقلابی کرده است، نه بر اساس تحلیل هزینه-فایده.”
کشیش شریعت با اشاره به دوران جنگ ایران و عراق و روایتهایی از داوطلبان نوجوانی که با کلیدهای پلاستیکی وارد میدانهای مین میشدند، تاکید میکند: “دولتی که توانایی خلق چنین فرهنگی را داشته باشد، مانند یک تمدن عمل میکند، نه یک شرکت .” این دیدگاه نشان میدهد که رهبران ایران “صبور، آماده خونریزی و تا حد زیادی تحت تأثیر هزینههای چند ماهه جنگ نیست”. برای تهران، بقا اهمیت دارد؛ اما بقا هرگز به معنای ضرر نکردن نیست.
ابعاد معنوی مقاومت ایران و استراتژی کشتار داخلی
شریعت به بُعدی عمیقتر از این استقامت نیز اشاره میکند. وی با استناد به کتاب دانیال فصل ۱۰ و اشاره به “شاهزاده پادشاهی پارس”، این دیدگاه را مطرح میکند که مقاومت رژیم ایران ریشهای قدیمیتر دارد و “مانند قواعد ژئوپلیتیک معمول عمل نمیکند” و “با دور دیگری از تحریمها از بین نخواهد رفت.”
او توضیح میدهد که جمهوری اسلامی بر اساس “منطق خاص خودش” عمل میکند و کشتار مخالفان داخلی را یک “اقدام استراتژیک” میداند. این روش، با هدف حذف دائمی تهدیدها و وادار کردن مرددین به سکوت یا تسلیم، به مدت ۴۷ سال برای آنها کارساز بوده است.
کشیش شریعت همچنین به بهرهبرداری روسیه و چین از این درگیریها اشاره میکند. او میگوید: “هر هفتهای که ایالات متحده در خلیج فارس درگیر میماند، به مثابهی هفتهای است که مسکو و پکن بدون صرف هزینهی سرباز یا روبل، از آن بهرهمند میشوند.” چین به تنهایی ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را خریداری میکند و تحریمهای آمریکا را تضعیف میکند، در حالی که روسیه نیز از تماشای درگیری واشنگتن در خاورمیانه سود میبرد.
گزینههای پیش روی آمریکا: هیچکدام مطلوب نیستند
شریعت سه گزینه واقعی پیش روی واشنگتن را مطرح میکند که هیچیک از آنها “مطلوب نیستند”:
ادامه چرخه تلافیجویانه: مجازات ایران و بازگشایی گهگاه تنگه هرمز، بدون حل و فصل پرونده هستهای.
کارزار قاطع نظامی: حملهای گسترده علیه زیرساختهای نظامی و هستهای ایران که خطر جنگ منطقهای، شوک نفتی و فشار بر نیروهای زمینی آمریکا را در پی دارد.
مهار سخت و قهرآمیز: استراتژی “جنگی بیپایان” که به جای پیروزی، صرفن مدیریت میشود؛ شامل تشدید تحریمها، تسلیح متحدان منطقهای و بازرسیهای سرزده هستهای.
کشیش هرمز شریعت در پایان مقاله خود نتیجه میگیرد که “هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن آمریکا شاهد تسلیم ایران باشد.” او تاکید میکند که هیچ سناریویی وجود ندارد که در آن آمریکا شاهد تسلیم حکومت ایران باشد چراکه رهبری ایران بر این باور است که اگر به اندازه کافی دوام بیاورد – حملات را تحمل کند، تحریمها را پشت سر بگذارد و اجازه دهد هرمز به یک نقطه اشتعال دائمی تبدیل شود – صبر واشنگتن پیش از تهران به سر خواهد آمد. آنها پیش از این نیز بر این شرط بندی کردهاند و از نظر تاریخی، بازنده نبودهاند. حقیقت ناخوشایند این است که ایالات متحده برنامهای برای تغییر این معادله ندارد.
او هشدار میدهد تا زمانی که این تغییر رخ ندهد، حملات همچنان ادامه خواهد یافت، نفتکشها در آتش خواهند سوخت و خطرناکترین گلوگاه جهان همچنان این فرضیه را میآزماید که آیا عزم آمریکا میتواند از صبر حکومت ایران پیشی بگیرد یا خیر.



















