آتش‌بس کریسمس ۱۹۱۴؛ شبی که سرودهای مسیحی، غرش توپ‌ها را خاموش کرد

«محبت نیوز»- در شب کریسمس سال ۱۹۱۴، در حالی که جنگ جهانی اول با تمام قوا جریان داشت، جشن کریسمس برای مدتی کوتاه به درگیری‌ها در سنگرها پایان داد. این داستانِ آن آتش‌بس فراموش‌نشدنی است.

 

جنگ بزرگ
جرقه‌ی جنگ جهانی اول با ترور آرشیدوک فرانتس فردیناند، ولیعهد امپراتوری اتریش-مجارستان، در سارایوو زده شد. آنچه به عنوان یک درگیری محلی در بالکان آغاز شده بود، با فعال شدن شبکه‌ای از اتحادها، به‌سرعت در سراسر اروپا گسترش یافت و کشورها را یکی پس از دیگری وارد جنگ کرد. اعلان جنگ بریتانیا علیه آلمان، پس از حمله‌ی آلمان به بلژیک صورت گرفت؛ حمله‌ای که بریتانیا آن را تجاوزی بی‌دلیل به یک کشور بی‌طرف می‌دانست. در پی این حمله، حدود یک‌چهارم میلیون پناهجوی بلژیکی با قایق خود را به بریتانیا رساندند. روایت‌های تکان‌دهنده‌ای که این پناهجویان از وحشت جنگ تعریف می‌کردند، موجی از خشم عمومی را برانگیخت و اشتیاق برای داوطلب شدن در جنگ را به‌شدت افزایش داد.

 

جنگ سنگرها
درگیری‌های مستقیم میان بریتانیا و آلمان در سپتامبر ۱۹۱۴ آغاز شد. پیشروی آلمان به سوی فرانسه توسط نیروهای متحد (بریتانیا، بلژیک و فرانسه) متوقف شد و آلمانی‌ها ناچار به حفر سنگر شدند؛ رویدادی که به آغاز «جنگ سنگرها» انجامید. این سنگرها به طول تقریبی ۷۲۰ کیلومتر (۴۵۰ مایل) از سواحل دریای شمال تا کوه‌های آلپ سوئیس امتداد داشتند و جبهه‌ی غربی را تشکیل می‌دادند. اغلب، سنگرهای دو طرف تنها چند صد متر از یکدیگر فاصله داشتند و زمین میان آن‌ها به «سرزمین هیچ‌کس» (No Man’s Land) معروف بود. این نزدیکی به حدی بود که سربازان می‌توانستند صدای فریادها و آوازهای یکدیگر را بشنوند. بسیاری از این مردان با شور و اشتیاق داوطلب شده بودند، اما واقعیت‌های هولناک جنگ به‌زودی آن‌ها را در هم شکست. بسیاری تنها از روی ناچاری به جنگ ادامه می‌دادند و برخی حتی آرزو می‌کردند زخمی و از خدمت مرخص شوند تا دیگر شاهد کشته شدن همرزمان جوان خود نباشند.

 

شرایط جوی در آستانه‌ی کریسمس
در زمستان ۱۹۱۴، بارش‌های سیل‌آسا زمین را به باتلاقی از گِل تبدیل کرده بود. شرایط، مرطوب، سرد و طاقت‌فرسا بود و سربازان هر دو طرف در سنگرهای آب‌گرفته گرفتار شده بودند. سر بیرون آوردن از جان‌پناه، خطر هدف قرار گرفتن توسط تک‌تیراندازها را به همراه داشت. اما سرانجام باران متوقف شد، دمای هوا به‌شدت کاهش یافت و سرمای سختی حاکم شد. زمین یخ بست و گِل‌ولای سفت شد. در شب کریسمس، مهتابی زیبا درخشید و لایه‌ی نازکی از برف روی زمین نشست. همه‌جا سفیدپوش شده بود، گویی صحنه‌ای از یک کارت‌پستال کریسمس جان گرفته است.

 

هدایای کریسمس
در همین حال، در بریتانیا مردم میهن‌پرست کارت‌ها و هدایایی برای سربازان می‌فرستادند که اغلب شامل پودینگ آلو، شکلات و سیگار بود. در آن سو، برای سربازان آلمانی درخت کریسمس، فانوس، شمع، سیگار و پیپ فرستاده می‌شد. در آن زمان، درخت کریسمس بیشتر یک سنت لوتری آلمانی بود تا سنتی رایج در بریتانیا. در هر دو جبهه، سربازان برای خواندن نامه‌ها و کارت‌هایشان دست از جنگ می‌کشیدند. در بسیاری از نقاط، سربازان بریتانیایی با شگفتی می‌دیدند که آلمانی‌ها درخت‌های کریسمس کوچکی را روی لبه‌ی سنگرهای خود گذاشته و با شمع و فانوس تزئین کرده‌اند.

 

میراث مشترک مسیحی
بسیاری از این سربازان، چه بریتانیایی و چه آلمانی، تحت تأثیر آموزه‌های مسیحی در مدارس یکشنبه و کلیساهای خود (انگلیکن، کاتولیک یا لوتری) رشد کرده بودند. مفاهیمی چون «صلح بر زمین و حسن نیت به انسان‌ها» بخشی از فرهنگ مشترک کریسمس در هر دو کشور بود و باعث می‌شد جنگیدن در روز کریسمس از نظر اخلاقی ناپسند به نظر برسد.

 

سرودهای کریسمس
در آن شب کریسمس، در سکوت سرد جبهه‌ی غربی، مردانی که تنها چند ساعت پیش قصد کشتن یکدیگر را داشتند، سلاح‌هایشان را زمین گذاشتند و برای پادشاه تازه متولد شده سرود خواندند. غرش توپ‌ها خاموش شد و به جای آن، نوای سرودهای کریسمس از سنگرها به گوش رسید و دشمنان را در ستایش مسیح، متحد کرد. آلمانی‌ها سرودهایی مانند «O Tannenbaum» (ای درخت صنوبر) و بریتانیایی‌ها «O Come, All Ye Faithful» (ای مؤمنان بیایید) را خواندند. سپس، بسیاری از آلمانی‌ها شروع به خواندن «Stille Nacht» (شب آرام) کردند و سربازان بریتانیایی با تشویق و همراهی، نسخه‌ی انگلیسی آن (Silent Night) را خواندند.

 

برادری در سرزمین هیچ‌کس
کم‌کم، سربازان شجاعت به خرج دادند و از سنگرهایشان بیرون آمدند. در بخش‌های وسیعی از جبهه‌ی غربی، سربازان هر دو طرف در «سرزمین هیچ‌کس» با یکدیگر روبرو شدند، دست دادند و سعی در برقراری ارتباط کردند. تعداد کمی از بریتانیایی‌ها آلمانی می‌دانستند، اما بسیاری از سربازان آلمانی انگلیسی بلد بودند. پیش از جنگ، مهاجرت آلمانی‌ها به انگلستان برای کار به عنوان پیشخدمت، آرایشگر یا راننده رایج بود و به همین دلیل، اقلیت قابل توجهی از آن‌ها به زبان انگلیسی مسلط بودند. آن‌ها به یکدیگر تبریک گفتند، هدایا و یادگاری رد و بدل کردند و حتی آدرس‌هایشان را به هم دادند تا پس از جنگ مکاتبه کنند. تلاش‌هایی نیز برای انجام یک بازی فوتبال صورت گرفت.

 

ماهیت مسیحی آتش‌بس
توقف درگیری‌ها به هر دو طرف فرصت داد تا پیکر کشته‌شدگان خود را با احترام جمع‌آوری و دفن کنند. گاهی مراسم تدفین با همکاری کشیش‌های آلمانی و بریتانیایی و با خواندن مزمور ۲۳ (خداوند شبان من است) به هر دو زبان برگزار می‌شد. این امر به آتش‌بس، ماهیتی مذهبی بخشید. پس از خواندن سرود، دعا و ابراز همدردی با دشمن، وجدان مسیحی بسیاری از سربازان به آن‌ها اجازه نمی‌داد که دوباره به سوی این افراد شلیک کنند و آنان را به سرپیچی از دستورات جنگ فرامی‌خواند.

 

پایان آتش‌بس
با این حال، آتش‌بس در همه‌جا برقرار نشد و در برخی مناطق، جنگ حتی در روز کریسمس نیز ادامه داشت. در مناطقی که آتش‌بس شکل گرفته بود، برخی واحدها درگیری‌ها را روز بعد از سر گرفتند، در حالی که در نقاط دیگر این صلح موقت تا سال نو ادامه یافت. فرماندهی عالی نظامی برای جلوگیری از تضعیف روحیه‌ی جنگی، برخی واحدها را جابجا کرد و نیروهای تازه‌نفس را جایگزین آن‌ها نمود تا جنگ از سر گرفته شود. تخمین زده می‌شود که حدود ۱۰۰,۰۰۰ سرباز از همه‌ی طرف‌ها در این آتش‌بس‌های غیررسمی (که آلمانی‌ها آن را der Weihnachtsfrieden می‌نامند) شرکت داشتند.

 

میراث آتش‌بس
این رویداد در آن زمان به طور گسترده در روزنامه‌های بریتانیایی و آلمانی پوشش داده شد. امروز هیچ شاهد زنده‌ای برای روایت این داستان باقی نمانده است؛ آخرین سرباز حاضر در این واقعه در سال ۲۰۰۵ درگذشت. با این حال، این داستان از طریق گزارش‌های معاصر، مصاحبه با بازماندگان، نامه‌های سربازان و خاطراتی که نسل به نسل منتقل شده، زنده مانده است. داستان آتش‌بس کریسمس با بازتاب در رسانه‌های مدرن شهرت بیشتری یافت. در سال ۱۹۸۳، پل مک‌کارتنی این ماجرا را در موزیک ویدیوی آهنگ معروفش «Pipes of Peace» به تصویر کشید. در سال ۲۰۱۴ و به مناسبت صدمین سالگرد آن، این آتش‌بس در یک آگهی تلویزیونی مشهور به نمایش درآمد و در سال ۲۰۱۷ نیز به عنوان بخشی از داستان ویژه‌برنامه‌ی کریسمس سریال «دکتر هو» (Doctor Who) ظاهر شد.

در کریسمس سال ۱۹۱۴، احترام و دوستی در خطوط مقدم جبهه حاکم شد. اگرچه سیاست و ملی‌گرایی جنگ جهانی اول را آغاز کردند، اما ایمان مشترک به خداوند توانست برای مدتی کوتاه آن را متوقف کند. سربازان هر دو طرف، با پیشینه‌ی کاتولیک و پروتستان، این سنت مسیحی را گرامی داشتند که کریسمس، روز مقدس تولد «شاهزاده صلح» است (برگرفته از کتاب اشعیا ۹:۶).

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شبکه‌های اجتماعی