«محبت نیوز»- راب باکینگهام، کشیش و بنیانگذار کلیسای بایساید در ملبورن استرالیا، در پی حملات نظامی اخیر ایالات متحده و اسرائیل به ایران که به کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، انجامید، مقالهای تحلیلی در وبسایت مسیحی «My Christian Daily» منتشر کرده است. او در این مقاله به بررسی ابعاد پیچیده این درگیری و پیامدهای آن پرداخته و به تشریح وضعیت داخلی ایران، نقش قدرتهای منطقهای و بینالمللی، رویکردهای مذهبی به جنگ و مسئولیتهای اخلاقی مرتبط با آن اشاره میکند.
مردم ایران در برابر حکومت
کشیش باکینگهام در ابتدای مقاله خود با اشاره به وضعیت داخلی ایران مینویسد که جمهوری اسلامی مدتهاست مخالفانش را در داخل کشور سرکوب کرده، محدودیتهای گستردهای بر آزادی بیان و مذهب وضع کرده، و قوانین اجتماعی سختگیرانهای را به اجرا گذاشته است. او تأکید میکند: “شجاعتی که ایرانیان در سالهای اخیر در اعتراضات از خود نشان دادهاند، به ما یادآوری میکند که این مردم شباهتی به حاکمانشان ندارند”.
این کشیش استرالیایی میگوید که برخی از نوکیشان مسیحی ایرانی، از اعضای کلیسایی هستند که او شبانی آن را بر عهده دارد. به گفته باکینگهام، این بمبارانها برای این افراد، هم تسکینی از بابت پایان احتمالی ظلم و ستم در کشورشان محسوب میشود و هم موجب اضطراب عمیقی در آنان شده است؛ چرا که از وضعیت عزیزانشان در ایران بیخبرند.
بیثباتی منطقهای و نقش گروههای نیابتی
این کشیش استرالیایی به نقش حمایت حکومت ایران از گروههای نیابتی مانند حزبالله و حماس در بیثباتی منطقه اشاره میکند و میافزاید: “این گروهها به شدت در درگیریهای مسلحانه دخیل هستند و توسط بسیاری از کشورها به عنوان سازمانهای تروریستی شناخته میشوند.” او با استناد به حمایت مالی ایران از حماس در حملات هفتم اکتبر علیه اسرائیل، اظهار میدارد که “دولت ایران چرخههای خشونتی را حفظ میکند که بسیار فراتر از مرزهای آن میرود.” با این حال، او هشدار میدهد که خصومت نسبت به رژیم نباید به مردم ایران تعمیم داده شود و یادآور میشود که جنگ، مرز بین دولتها و شهروندان را محو میکند، و تاکنون در این درگیریها صدها غیرنظامی جان خود را از دست دادهاند.
حق موجودیت اسرائیل و سابقه مداخله آمریکا
باکینگهام به “لفاظیهای رهبران ایران در مورد نابودی اسرائیل” به عنوان یکی از بیثباتکنندهترین عوامل اشاره میکند و میگوید: “هیچ ملتی نمیتواند تهدیدات مداوم علیه موجودیت خود را تحمل کند. صلح را نمیتوان با انکار حق موجودیت یک ملت به دست آورد.” او تأکید میکند که نگرانیهای امنیتی اسرائیل فرضی نیستند، بلکه ناشی از “دههها تهدید جدی” هستند.
در بخش دیگری از مقاله، او به سابقه آمریکا در “تغییر رژیم” پرداخته و آن را در بهترین حالت “ترکیبی از اشتباهات” و در بدترین حالت “فاجعهبار” توصیف میکند. باکینگهام با اشاره به مداخلات نظامی در عراق (سال ۲۰۰۳) و افغانستان، و نیز حمایت آمریکا از سقوط دولت مصدق در ایران، مینویسد: “درس تاریخ این نیست که ایالات متحده هرگز نباید اقدامی انجام دهد، بلکه این است که مداخلهی نظامی ابزاری کند با نتایج غیرقابل پیشبینی است.”
مسئله هستهای و انگیزههای سیاسی
مسئلهی هستهای ایران از دیگر نگرانیهای مطرح شده از سوی باکینگهام است. او مینویسد: “یک ایران مجهز به سلاح هستهای به طور قابل توجهی تعادل استراتژیک در خاورمیانه را تغییر خواهد داد” و این امر میتواند به “مسابقه تسلیحاتی منطقهای” و “افزایش خطر محاسبات اشتباه فاجعهبار” منجر شود. باکینگهام اذعان دارد که “حتی منتقدان مداخله نیز اذعان دارند که گسترش سلاحهای هستهای در چنین منطقهی بیثباتی خطرناک است.”
او همچنین به انگیزههای سیاسی احتمالی پشت این درگیریها اشاره میکند و این سوال را مطرح میکند که آیا اقدام نظامی دونالد ترامپ با هدف “منحرف کردن اذهان از جنجالهای داخلی” یا “نشان دادن نفوذ بر چین” انجام شده است. باکینگهام در این زمینه توصیه میکند: “شک و تردید ارزشمند است، اما بدبینی بیاساس اعتماد را تضعیف میکند.”
هشدار درباره “شور و شوق مسیحی” برای جنگ
یکی از نکات تأملبرانگیز مقاله باکینگهام، انتقاد او از “شور و شوق آشکار برخی از مسیحیانی است که جنگهای منطقه را نشانههای آخرالزمان میدانند.” او این باورها را اغلب مبتنی بر “رمانهای «رهاشدگان»” دههی نود میداند تا “مطالعهی دقیق متون مقدس.”
کشیش باکینگهام تأکید میکند که “دعوت عیسی به صلح، با موضع جشن و سرور در قبال درگیری منافات دارد.” او خاطرنشان میکند: “همهی جنگها به معنای رنج واقعی انسان هستند؛ اخلاق مسیحی باید عدالت، رحمت و زندگی را در اولویت قرار دهد.” او مسیحیان را به دعا برای “صلحی که ریشه در عدالت دارد” دعوت میکند، نه برای تشدید اوضاع.
راب باکینگهام در جمعبندی نهایی خود، وضعیت را در چند نکته کلیدی خلاصه میکند: سرکوب مردم توسط دولت ایران، تهدیدهای واقعی برای بقای اسرائیل، سابقه پیچیده مداخله آمریکا، خطرات گسترش سلاحهای هستهای، لزوم بررسی دقیق انگیزههای سیاسی، و نیاز به احتیاط در برابر تعصب مذهبی به جنگ.
او در پایان مقاله خود هشدار میدهد: “جنگ به ندرت طبق انتظار پیش میرود. رهبران باید مسئولانه عمل کنند. مردم باید در مورد اطلاعات و انگیزهها با دقت فکر کنند.” باکینگهام بر این باور است که “خطرات درگیری ایران بسیار زیاد است – نه فقط برای دولتها، بلکه برای میلیونها نفر از مردم عادی که میخواهند در امنیت زندگی کنند.” وی امیدوار است این واقعیت، تعهد همگان را برای یافتن راهحلهایی که جان انسانها را نجات دهد، تقویت کند.




















