تنها سازنده‌ ناقوس کلیسا در لبنان از حفظ یک سُنت خانوادگی ۳۰۰ ساله می‌گوید

خانواده نفّاح در شهرک بیت شباب، آخرین کارگاه ساخت ناقوس کلیسا در لبنان را اداره می‌کنند؛ کارگاهی با پیشینه‌ای نزدیک به ۳۰۰ سال که صدای ساخته‌هایش نه‌تنها در کلیساهای لبنان، بلکه در بخش‌هایی از خاورمیانه و میان جوامع مهاجر لبنانی نیز شنیده می‌شود.

«محبت نیوز»- در زیر خانه‌ای مُشرف به بام‌های سفالی قرمز بیت شباب و خط ساحلی لبنان، نفّاح نفّاح و دو پسرش همچنان به حرفه‌ای مشغول‌اند که نسل‌های پیشین خانواده به آنان سپرده‌اند. این خانواده که زمانی مالک ۱۰ کارگاه ریخته‌گری ناقوس بود، اکنون تنها کارگاه باقی‌مانده تولید ناقوس کلیسا در لبنان را اداره می‌کند.

بیت شباب، در رشته‌کوه جبل لبنان و حدود ۳۰ دقیقه‌ای بیروت، محل تداوم این میراث خانوادگی است؛ میراثی که با وجود دشواری‌های اقتصادی و سایه جنگ، هنوز به دست نسل تازه سپرده می‌شود.

از اسلحه‌سازی تا ساخت ناقوس
درباره آغاز ناقوس‌سازی در این خانواده، روایت‌های متفاوتی وجود دارد. بر اساس یکی از آنها، مهندسی روس برای ساخت ناقوس کلیسا به بیت شباب آمد و گابریل، نیای خانواده، با مشاهده کار او، فنون این حرفه را آموخت.

روایت دیگر می‌گوید اسقف اعظم مارونی‌ها، پس از آنکه محدودیت‌های امپراتوری عثمانی مانع واردات ناقوس به جبل لبنان شد، ساخت ناقوسی را به گابریل سپرد. او پس از چند تلاش موفق شد و تصمیم گرفت اسلحه‌سازی را کنار بگذارد و کارگاه خود را به نخستین کارگاه ریخته‌گری ناقوس کلیسا در لبنان تبدیل کند.

در روایت‌های خانوادگی، مهارت گابریل سبب شد اهالی به او لقب «یوسف نفّاح» بدهند؛ نامی که در متن گزارش، معنای آن «مفید» یا «موفق» توصیف شده است.

اکنون، نزدیک به سه قرن بعد، نفّاح ۵۷ ساله ادامه این حرفه را مسئولیتی خانوادگی می‌داند. او می‌گوید: «ما باید این حرفه را به فرزندانمان منتقل کنیم؛ ۳۰۰ سال از عمر آن می‌گذرد. من چاره دیگری نداشتم. پدر خودم هم زمانی که به‌سختی می‌توانست راه برود، به کارگاه می‌آمد.»

ناقوس‌هایی که با دست و صبر ساخته می‌شوند
دیوارها و سقف کارگاه از دود چندین دهه فعالیت کوره سیاه شده‌اند و کف آن، ناقوس‌هایی در مراحل مختلف ساخت قرار دارند. بیرون کارگاه نیز توده‌هایی از خاک رس سفید آمیخته با موی بز دیده می‌شود؛ موادی که لایه‌به‌لایه شکل می‌گیرند و پس از خشک شدن، قالب داخلی ناقوس را می‌سازند.

ساخت هر ناقوس فرایندی چندمرحله‌ای و زمان‌بر است. آماده‌سازی قالب داخلی حدود ۴۰ روز و ساخت قالب بیرونی حدود یک ماه طول می‌کشد. در جریان آماده‌سازی قالب‌ها، نقش صلیب، تزئینات و مهر اختصاصی کارگاه بر خاک رس حک می‌شود.

در مرحله نهایی، کوره با چوب گرم می‌شود و مخلوط مس و قلع طی حدود ۲۴ ساعت ذوب می‌شود. سپس فلز مذاب در قالب ریخته می‌شود؛ مرحله‌ای که به گفته این ناقوس‌سازان، فلز در آن ظرف سه دقیقه سفت می‌شود.

کارگاه سالانه حدود ۲۵ ناقوس تولید می‌کند که نزدیک به ۲۰ عدد از آنها راهی کلیساهای لبنان می‌شوند. این کارگاه همچنین برای کلیساهایی در بخش‌های وسیعی از خاورمیانه و جوامع مهاجر لبنانی در اروپا، استرالیا و ایالات متحده ناقوس می‌سازد.

قیمت ناقوس به وزن آن بستگی دارد: هر ۱۰۰ کیلوگرم حدود هشت هزار دلار. به این ترتیب، قیمت ناقوسی یک‌تنی به حدود ۸۰ هزار دلار می‌رسد.

اما برای نفّاح، ارزش ساخته‌هایش فقط مالی نیست. او می‌گوید: «از تحویل دادن ناقوس بیزارم؛ همیشه ناراحتم می‌کند، انگار دارم فرزندم را واگذار می‌کنم.»

او با اشاره به قالبی که نقش صلیب بر سطح رسی آن دیده می‌شود، ادامه می‌دهد: «به این ناقوس نگاه کنید؛ حاصل کار دستان من است. تمام جان و دلم را پای آن گذاشته‌ام.»

ردپای نسل‌ها در کلیساهای لبنان
نام افراد مشارکت‌کننده در ساخت هر ناقوس روی آن حک می‌شود. بر یکی از ناقوس‌های آماده نصب، نام نفّاح، پسرش شاربل و بانی سفارش‌دهنده دیده می‌شود. ناقوس‌هایی متعلق به سال‌های ۱۹۱۰ و ۱۹۳۲ که برای تعمیر به کارگاه بازگشته‌اند نیز نام نسل‌های پیشین خانواده را بر خود دارند.

قدیمی‌ترین ناقوس باقی‌مانده با نام این خانواده، بنا بر گزارش گاردین، در شهرک قلعه صهیون قرار دارد و در سال ۱۷۲۵ ساخته شده است. همین نشانه‌ها باعث شده‌اند اعضای خانواده، لبنان را از مسیر کلیساهایش بشناسند و در نقاط مختلف کشور، ردپای نیاکان خود را پیدا کنند.

در عین حال، جنگ میان حزب‌الله و اسرائیل و انزوای شماری از روستاهای مسیحی‌نشین جنوب لبنان، بر زندگی جوامعی سایه انداخته است که این ناقوس‌ها بخشی از هویت مذهبی و اجتماعی آنها هستند.

با وجود این شرایط، نفّاح و پسرانش، شاربل و یوسف، بر حفظ حرفه خانوادگی تأکید دارند. قرار است شاربل پس از پدر اداره کارگاه را بر عهده بگیرد. یوسف نیز در کنار تحصیل پزشکی، در کارگاه کمک می‌کند و می‌گوید اگر برادرش روزی از ادامه ناقوس‌سازی منصرف شود، حاضر است تحصیل را رها کند و جای او را بگیرد.

برای یوسف، پیوند با این میراث در صدای ناقوس‌ها معنا پیدا می‌کند: «ما شش کلیسا در روستا داریم. اگر همه ناقوس‌ها هم‌زمان به صدا درمی‌آمدند، می‌توانستم تنها از روی صدایشان، هر کدام را از دیگری تشخیص دهم.»

او می‌گوید: «سنت‌ها برای ما اهمیت دارند. ما اینجا در این کارگاه، با سنت زندگی و آن را در وجودمان حس می‌کنیم.»

Tagged:

شبکه‌های اجتماعی