«محبت نیوز»- یک خانواده مسیحی، پس از سالها کار اجباری در کوره آجرپزی تحت مالکیت یک مسلمان در پاکستان، سرانجام آزاد شدهاند. این خانواده ۱۰ نفره که بهعنوان «بردگان مدرن» در شرایطی مشابه بردهداری نگهداری میشدند، با مداخله قضایی از چرخه استثمار رهایی یافتند.
به گزارش خبرگزاری «ورثی نیوز»، مشتاق گیل، بنیانگذار مؤسسه خیریه «LEAD Ministries» در پاکستان، جزئیات این عملیات نجات را اینگونه شرح داد: «این خانواده در کوره آجرپزی واقع در منطقه «فول نگر» (Phool Nagar) ناحیه کَسورِ پنجاب، با حمایت دادگاه از بند بدهیهای چندنسله رها شدند.» به گفته وی، این خانواده سالها به دلیل بدهیهای پرداختنشده اجدادی مجبور به کار اجباری شده بودند.»
کشیش عمران امانت، از مسئولان مؤسسه LEAD، ضمن تشکر از دستاندرکاران این عملیات، بر ضرورت مقابله جدیتر با پدیده کار اجباری تأکید کرد: «ما خواستار اقدامات قاطعانهتر علیه کارفرمایان سودجویی هستیم که در صنایعی مانند آجرپزی به استثمار انسانها ادامه میدهند.»
با وجود آزادی آصف مسیح، همسرش ساجدی بجبی و فرزندانشان، نگرانیها درباره امنیت این خانواده پایان نیافته است. گیل هشدار داد: «جهانگیر بیگ، مالک کوره آجرپزی، علیرغم اقدام قضایی، همچنان با تهدیدهای خود فضای رعبآوری برای این خانواده ایجاد کرده است.»
چالش سیستماتیک بردهداری مدرن
این پرونده، نمادی از معضل دیرینه کار اجباری در پاکستان است؛ سیستمی که در آن نسلهای متوالی یک خانواده به بهانه بدهیهای موروثی، در شرایطی شبیه به بردهداری به کار گمارده میشوند. گیل با اشاره به آمار نگرانکننده توضیح میدهد: «جامعه مسیحیان که تنها درصد اندکی از جمعیت پاکستان را تشکیل میدهند، قربانیان اصلی این سیستم استثماری هستند.»
فقر گسترده در میان جامعه مسیحیان، آنان را در معرض سوءاستفاده سیستماتیک قرار داده است. اگرچه قوانین ضد کار اجباری در پاکستان وجود دارد، اما ضعف در اجرای آنها هزاران نفر را در چرخه بندگی گرفتار کرده است. بر اساس گزارش «شاخص جهانی بردهداری»، حدود ۲.۳ میلیون نفر (معادل ۱٪ از جمعیت پاکستان) در شرایط بردهداری مدرن زندگی میکنند. سازمان «جبهه آزادی کار پیوندی» (BLLF) در لاهور ادعا میکند آمار واقعی بسیار فراتر از این ارقام است.
دپارتمان کار استان پنجاب، کار اجباری را «سیستمی مبتنی بر بدهی» توصیف میکند که در آن کارگران تحت فشار طلبکاران مجبور به پذیرش شرایط غیرانسانی میشوند. گیل با انتقاد از این تعریف کلیشهای میگوید: «این تعاریف قانونی تغییری در واقعیت روزمره کارگرانی ایجاد نکرده که نسلهاست در چرخه بدهی متولد میشوند و میمیرند.» وی افزود: «علیرغم توجه بینالمللی به این معضل، در کشوری با اکثریت مسلمان، اقدامات عملی برای ریشهکنی این سیستم استثماری به شدت ناکافی بوده است.»



















