«محبت نیوز»- با کنارهگیری گراهام آشر از رقابت اسقفاعظمی کانتربری، نام گلی (گلنار) فرانسیس دهقانی، اسقف ایرانیتبار چلمزفورد، بهعنوان نخستین نامزد زن برای این مقام تاریخی برجسته شده است. این تحول، کلیسای انگلستان را در آستانه گذاری ساختاری و تاریخی قرار داده است؛ گذاری که میتواند نهتنها سلسلهمراتب کهن این نهاد را متحول کند، بلکه پرسشهای بنیادینی درباره تقابل سنت و مدرنیته در جهان مسیحیت معاصر برانگیزد.
به نقل از کریستین تودی، اسقف دهقانی که از سال 2017 به مقام اسقفی رسید، نماینده نسل جدید رهبران زن در کلیسایی است که قرنها تحت سیطره مردان بوده است. برخلاف نسل نخست اسقفهای زن مانند هلن-آن هارتلی که وابسته به شبکههای حمایتی سنتی مردانه بودند، فرانسیس دهقانی مسیر خود را با تکیه بر برنامههای نوآورانه هموار کرده است. ابتکاراتی چون طرح «چشمانداز و استراتژی» که بازتعریف نقش کلیسا در جامعه مدرن را هدف گرفته، نشانگر رویکردی کاربردی و مبتنی بر توسعه پایدار است. تمرکز او بر تقویت حضور کلیسا در جوامع محلی و پاسخگویی به نیازهای ملموس، تلاشی است برای احیای پیوند این نهاد با نسلی که بهتدریج از آیینهای سنتی فاصله میگیرد.
اما گلی فرانسیس دهقانی کیست؟
گلی دهقانی سال ۱۹۶۶(۱۳۴۵) در اصفهان متولد شد، وی دختر حسن دهقانی تفتی، نویسنده و نخستین اسقف کلیسای انگلیکن (اسقفی) ایران است. پس از انقلاب اسلامی، کلیسای اسقفی هدف حملات اسلامگرایان حاکم قرار گرفت؛ بهرام، تنها پسر اسقف دهقانی به قتل رسید، اموال کلیسا مصادره شد و خانواده دهقانی تفتی، مانند بسیاری از مسیحیان، مجبور به ترک سرزمین خود شدند.
او دو سال پیش به یک روزنامه محلی گفته بود با این که نزدیک به چهار دهه از زمان مهاجرتش گذشته است، هنوز هویت خود را حفظ کرده است: «برایم جالب است که چهطور انسانها میتوانند خود را متعلق به یک جامعه جدید بدانند، در حالی که از محل تولد خود فرسنگها فاصله دارند. من بریتانیایی هستم ولی همزمان ایرانی هم باقی ماندهام.»
اسقف دهقانی در جریان خیزش انقلابی ایرانیان و پس از اعدام محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد، در مجلس اعیان بریتانیا به اعدامهای حکومتی در جمهوری اسلامی واکنش نشان داد و گفت: «من به عنوان یک ایرانیتبار هنوز دوستان و عزیزانی در آنجا دارم که نگرانشانام. احتمال دارد اعدامهای بیشتری در راه باشد؛ چرا که دهها حکم در این مورد صادر شده است.»
تاریخچه خانوادگی اسقف دهقانی و مصائبی که از سوی جمهوری اسلامی ایران بر آنان تحمیل شده، گوشهای از ستمهایی است که نظام حاکم بر ایران علیه مسیحیان در ایران مرتکب شده و همچنان به آن تداوم میبخشد.



















